به گزارش پایگاه خبری صنعت زنبورداری ایران، کودک سرراهی، سرپرست دقیقی ندارد، هیچکس مسئولیت کاملش را نمیپذیرد. والدینش رهایش کردند و هیچکس در قبالش مسئولیت دقیقی ندارد، ولی همه ادعا میکنند که دلسوزش هستند. این قشنگ حکایت امروز صنعت زنبورداری ایران است. اگر به موفقیتی برسد، هزار صاحب پیدا میکند، ولی هرگاه مشکلی دارد، بین نامادریها و ناپدریها پاسکاری میشود.
به گزارش عسلنا، صنعت عجیبی که مسئولیت کاملش با هیچکس نیست. یک دفتر دریکی از مدیریتهای یکی از معاونتهای وزارت جهاد کشاورزی دارد. یک دفتر هم در سازمان دامپزشکی کشور که آن دفتر را هم با طیور و کرم ابریشم شریک است! یک دفتر کارشناسی هم در سازمان غذا و دارو دارد که آنهم مشترک بین عسل و چندین محصول غذایی دیگر است. اینجاوآنجا هم در مؤسسات مختلف دولتی و خصوصی بخشها و دوایر و دفاتری دارد که دقیقاً مشخص نیست در پازل توسعه و تعالی این صنعت هرکدام چه وظایف و نقشی دارند و چه کسی باید بر حسن انجام این وظایف نظارت کند.
در هر استان یک اتحادیه و در هر شهری یک تعاونی دارد با کمترین بضاعت مالی و سرمایه اندک در گردش. بین بخش خصوص و دولتی این صنعت تعامل کارسازی جاری نیست و ایضاً بین اتحادیهها و بخش دولتی هم روابط سرد و ناامیدکنندهای برقرار است.
این وسط زنبوردار با انبوهی از مشکلات قدیم و جدید در تابستان گرفتار بیماریهای ناشناخته، گرمی هوا، مشکلات کوچ و خشکسالی است و در زمستان گرفتار هزینه تردد و جابجایی، تغذیه و زمستان گذرانی و نوسان دما و برف و باران.
اینها تنها فهرست کوچکی از دهها مشکلات زنبورداری ایران است. عسلهای تقلبی و ارزانقیمت در بازار، مسیر رقابت سالم را برای تولیدکنندگان صادق سد میکند و عملاً عسل مرغوب به قیمتی که استحقاقش را دارد، نمیرسد.
دامپزشکان متخصص و متبحر برای زنبورعسل بهندرت وجود دارد و داروهای مناسب و باقیمت منصفانه در بازار بهسختی گیر میآید. زنبوردار ازیکطرف در بیابان باید با مار و عقرب و حیوانات مهاجم مقابله کند و از سویی با دزدانی که شبانگاه ممکن است تمام کندوهایش را غارت کنند.
یکچشمش به آسمان است به امید باران و رشد گیاهان شهدزا و یکچشمش به باقیمانده نهادهها و ملزوماتی که برای زنده ماندن زنبورها لازم است.
اما شوربختانه کمتر کسی واقف است که این عمل زنبورداران نهتنها برای تولید چند حلب عسل، بلکه جانفشانی است برای نجات طبیعت. برای باروری و گردهافشانی گیاهان. برای تنوعبخشی به اکوسیستم. برای بقا و تنوع گونهها و برای کمک به تنوع و امنیت غذایی انسانها و جانوران.
اما زنبور، این حشره بیپناه ازیکطرف گریزان از سرما و گرما و از طرفی فراری از مرغان زنبورخوار و سایر مهاجمان، دشتها را وزوزکنان میپیماید تا به شهدی تازه برسد. در کندو هراسان از ورود دوباره مهاجمان و یا شیوع بیماری، ساعتها جان میکند برای حفظ این کره خاکی، بدون هیچ چشمداشتی. این موجود نازنین سرباز وفادار الهی برای کمک به طبیعت است که از سرسبزی مزارع تا گوناگونی دانهها و از طعمهای متنوع میوهها تا تغذیه همه جانوران گیاهخوار نقشی ارزنده ایفا میکند. آیا این هدیه الهی شایسته حفظ و حراست نیست؟ آیا منصفانه است با بیمدیریتی و در فقدان تغذیه و دارو تلف شود؟
به گزارش عسلنا، نمیدانم کی قرار است در کشور ما منزلت این حشره قرانی احیا شود و بهاندازه خدمتی که به بشر و کره خاکی میکند دارای جایگاهی برای حفظ و حراست باشد.
زمان آن رسیده که مسئولین و متولیان بهجای شعر و شعار به احیای ستادهای استانی و کشوری گردهافشانی پرداخته و علاوه بر تعیین متولی واحد برای زنبورداری کشور، مشکلات عدیده این صنعت را برطرف کرده و به این باور برسند که صنعت زنبورداری ایران با پتانسیلها و ظرفیتهای فراوان در تولید محصولات جانبی، این توانایی را دارد که به صنعتی پولساز در صادرات جهانی برای ایران تبدیل شود و با مدیریتی صحیح بر این صنعت و توسعه صادرات محصولات زندگی زنبورداران باشرف و زحمتکش دگرگونشده و زحماتشان به ثمر نشیند. به امید آن روز و به امید اینکه این صدا در گوش مسئولین بالادستی بپیچد و از این فرصت ناب برای توسعه این صنعت مادر و مؤثر در پایداری و صلابت اقتصادی استفاده کنند./

































