۱۲۲۱
۷
۰

یادمان پرویز کردوانی/حکایت بزرگ‌مردی که نگران زنبورها و طبیعت ایران بود

تسلیت و ادای دین جامعه زنبورداران در فقدان نگهبان بزرگ آب‌وخاک ایران
تسلیت و ادای دین جامعه زنبورداران در فقدان نگهبان بزرگ آب‌وخاک ایران
فقدان پروفسور پرویز کردوانی، گران‌مایه‌ای که دلواپس زنبورها و گرده‌افشان‌ها بود و بارها در سمینارهای علمی و مصاحبه‌ها نسبت به حراست ازاین‌گونه‌ها برای بقای اکوسیستم و مراتع و گیاهان سفارش می‌کرد، ضایعه‌ای دردناک برای جامعه زنبورداری کشور است. کردوانی، نیاز به مجسمه و ثبت بنا، به نامش ندارد، روح نگهبان بزرگ فلات ایران، تنها با حراست از آب‌وخاک و محیط‌زیست، جنگل، رودخانه‌ها و حیات‌وحش و گونه‌های ژنتیک ایران‌زمین، شاد می‌شود و آرام می‌گیرد. او سند و تندیسی از غیرت علمی و ملی ایران بود. سرمایه‌ای بزرگ و دائره‌المعارفی زنده بود که قدرش را ندانستند. نامش جاودان و راهش ادامه‌دار باد.

به گزارش پایگاه خبری صنعت زنبورداری ایران، امشب در کویر باران خواهد آمد و آسمان در فقدان یکی از دلسوزترین یاوران آب‌وخاک ایران‌زمین خواهد گریست. پدر کویر شناسی ایران، پروفسور «پرویز کردوانی» از میان ما رخت بربست و به کهکشان جاودانه‌های علم و دانش پیوست.

عسلنا، به‌عنوان نماینده‌ای کوچک از جامعه بزرگ زنبورداران ایران، این فقدان دردناک را به همه مردم ایران به‌خصوص فعالان صنعت کشاورزی، مراتع طبیعی، محیط‌زیست و حامیان دلسوز آب‌وخاک ایران که پدری دلسوز و دانشمند را از دست دادند، تسلیت عرض می‌کند.

او از بین ما رفت ولی وصایایش و میراث علمی او در بین ما هست و امیدواریم چراغ راه ادامه‌دهندگان این مسیر وطن‌پرستانه دانش، قرار گیرد.

افسوس که بسیاری از سفارش‌های او و هشدارهای علمی این بزرگ دانشمند ایران‌دوست که همیشه با آینده‌پژوهشی سال‌ها جلوتر از زمانه خود و پیش‌تر از مسئولین و موظفین بود، به گوش بسیاری از سیاست‌گذاران و تصمیم گیران در ادوار مختلف نرفت.

 

 

او عاشق آب‌وخاک و طبیعت ایران بود و دلباخته کویر و جنگل، دانشمندی جهان‌شمول و استادی بااخلاق که کارشناسان جغرافیای دنیا، در برابر نظریه‌ها و دانش کویر شناسی، مرتع شناسی، گیاه‌شناسی و فهم اکولوژیک این جغرافیدان بزرگ سر تعظیم فرود آورده بود.

استاد کردوانی یک سرمایه بزرگ و دائره‌المعارفی زنده بود که قدرش را ندانستند

دارنده نشان درجه‌یک دانش و چهره ماندگار علم جغرافیای ایران که در سال 1310 در گرمسار چشم به تماشای گیتی بازکرده بود، پس از عمری تلاش و جهد در سنگر علم و دانش با عمری پربرکت و تسلط بر چند زبان خارجی و بیش از 50 سال استادی دانشگاه و 70 سال پژوهش و تألیف، با کوله باری وزین و سنگین از بار معنویات و دانش از میان ما رخت بربست.

او که استاد نمونه دانشگاه و برنده چندین جایزه جهانی و کشوری در جغرافیا بود، سال‌ها با زندگی در شرایط سخت بیابانی، شبانه‌روزی به مشاهدات علمی در بیابان‌ها و مراتع ایران پرداخت و تحقیقات کاربردی بسیاری از خود بر جای گذاشت.

او که سال‌ها مدیرکل دفتر مطالعات آموزشی دانشگاه تهران و رئیس کمیته بیابان‌زدایی انجمن متخصصان محیط‌زیست و بنیان‌گذار مرکز تحقیقاتی کویر و بیابان ایران بود، سال‌ها در سنگر علم با خشک‌سالی جنگید و در سال‌هایی دور و جلوتر از زمانه خود، نسبت به خشک‌سالی، زلزله و فرونشست زمین و عوارض جبران‌ناپذیرش در ایران هشدار داد. سدسازی‌ها و طرح‌های غیر کارشناسی را زیر سؤال برد و از احیای زاینده‌رود و دریاچه ارومیه حمایت کرد.

در مجامع علمی دنیا، او حیثیت علمی ایران بود و همواره موردتقدیر و احترام بزرگ‌ترین دانشمندان جغرافیای و انجمن‌ها و دانشگاه‌های رده اول دنیا در علم جغرافیا بود.

کردوانی، نیاز به مجسمه و ثبت بنا به نامش ندارد، روح کردوانی بزرگ تنها با حراست از آب‌وخاک و محیط‌زیست، جنگل، رودخانه‌ها و حیات‌وحش ایران، شاد می‌شود و آرام می‌گیرد.

فقدان این دانشمند گران‌مایه که دلواپس زنبورها و گرده‌افشان‌ها بود و بارها در سمینارهای علمی و مصاحبه‌ها نسبت به حراست ازاین‌گونه‌ها برای بقای اکوسیستم و مراتع و گیاهان سفارش می‌کرد، ضایعه‌ای دردناک برای جامعه زنبورداری کشور است.

پدر مهربان طبیعت ایران که برای جلوگیری از سیل و ریز گردها و پیشروی بیابان بر لزوم حفظ گونه‌های ژنتیک و نظم ارتباط حشرات با خاک و گیاهان توصیه می‌کرد و هشدارمی داد که عواقب نامهربانی با این گونه‌ها و طبیعت، چیزی جز خشک‌سالی و بر هم خوردن نظم طبیعت نیست.

من افتخار داشتم یک‌بار این بزرگ‌مرد را از نزدیک ببینم و دو بار با او تلفنی صحبت و مصاحبه کنم، یاد عشق عمیق و پیوند عاطفی و انسانی که او به طبیعت و کشورش داشت، قلبم را تکان می‌دهد و فقدانش اعماق وجودم را می‌لرزاند، می‌گفت: وقتی مشکلات و خشکی زاینده‌رود، گاوخونی، دریاچه ارومیه، هامون و کارون را می‌بینم، مثل پدری از بیماری این فرزندانم رنج می‌برم.

صدایش به استواری دماوند، نگاهش به خروش خزر و عزمش به صلابت خلیج همیشه فارس می‌مانست. بارها دلیرانه به سیاست‌های غلط مدیریت منابع آب می‌تاخت و با صراحت لهجه مثال‌زدنی‌اش در بیان نظریات علمی هیچ ملاحظه‌ای در قبال حراست منابع و آب‌وخاک ایران نداشت.

به گزارش عسلنا، هشدارهایش برای برخی ساده اندیشان و مسئولین بی‌اراده، ترسناک بود ولی همیشه این نظریه‌هایش به واقعیت نزدیک بود، واقعیت‌های که یک یا دو دهه بعد، مسئولیت برای عدم انجامش حسرت خوردند! نظرات کارشناسی او به‌دوراز احساس و غلبه شرایط بود، چیزی را در خشت خام می‌دید که امثال ما یا مسئولین در آینه نمی‌دیدند!

بزرگ‌ترین رنج این پیرمرد نگهبان آب‌وخاک ایران، مداخلات بیجای انسانی در طبیعت و بی‌مسئولیتی برخی متولیان کشاورزی، مدیریت بحران، صنعت، محیط‌زیست و مراتع کشور بود.

او سند و تندیسی از غیرت علمی و ملی ایران بود. نامش جاودان و راهش ادامه‌دار باد.

 یادداشتی از: مهدی رفائی

۷
۰
دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید