۱۳۰۵
۳
۰

بازهم بی‌مهری به زنبوردار و قلم گرفتن بودجه‌های مصوب صنعت زنبورداری

عدم اجرای سرشماری سالانه زنبورستان‌های کشور با توجیه کرونا!
عدم اجرای سرشماری سالانه زنبورستان‌های کشور با توجیه کرونا!
عدم اجرای سرشماری سالانه( هر چند غیر دقیق) زنبورستان‌های کشور موجب ناراحتی و رنجش جامعه زنبورداران ایران شده است و بسیاری از کارشناسان این صنعت نه‌تنها عدم اجرای این طرح با توجیه کرونا را قانع‌کننده نمی‌دانند، بلکه آن را نمونه‌ای از بی‌توجهی و بی‌مهری به صنعت زنبورداری و در بردارنده هزینه‌ها و مخاطرات سنگینی برای این صنعت می‌دانند.

به گزارش پایگاه خبری صنعت زنبورداری ایران، همیشه و در همه جوامع، آمار و داده‌های اطلاعاتی، زیرساخت و خمیرمایه تحلیل روندها، سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای و اقتصادی و مبنای آسیب‌شناسی و ترمیم، اصلاح و اعمال سیاست‌های حمایتی در مورد هر صنعتی است و بدون آمار از داده‌های مختلف زیرساختی، جمعیتی، ابزار و ادوات، نیروی انسانی، فرهنگ و آموزش، تحقیقات و سایر موارد امکان هیچ تحلیل درست و فعالیت توسعه‌ای وجود ندارد.

اهمیت سرشماری و داشتن بانک‌های کامل، قوی و به‌روز آماری نیز از ضرورت‌های صنعت زنبورداری ایران به شما می‌رود، خاصه در سال‌هایی که ما با تلفات فراوان زنبورها و مشکلات عدیده‌ای نظیر خشک‌سالی، سم‌پاشی‌های بی‌رویه، نوسان دما، آلودگی هوا، شیوع بیماری‌ها و مشکلات دیگر در صنعت زنبورداری دست‌به‌گریبانیم.

حکایت بی مهری به زنبوردار و ندویدن  در دقیقه نود

اکنون درگیر و دار این‌همه ضرورت و نیاز به آمار دقیق برای ارائه تمهیدات لازم و پیشگیری از لطمات قریب‌الوقوع زمستانی، امسال به بهانه کرونا، طرح سرشماری سراسری زنبورستان‌ها و کلنی‌های کشور تعطیل‌شده و انجام نمی‌شود. نکند این مهم دستخوش تغییر مدیریت‌ها و به‌اصطلاح «ندویدن در دقیقه نود» بازی باشد؟

هرچند این سرشماری به دلیل ساختار قدیمی و غیر دقیق، نقدهای فراوانی به خروجی های آن وارد است، اما نفس عدم اجرای همین هم نشان‌دهنده اوج بی اهمیتی و نادیده گرفتن این صنعت استراتژیک و تامین کننده امنیت غذایی است و سمبلی برای تفکر مدیرانی است که روزمرگی را بر آینده نگری ترجیح می دهند و کورسوی امیدی بر داشتن مرجع آماری سالانه برای حمایت از زنبوردار بود که بسته شد.

 

 

حقیقتاً وقتی این مسئله را زنبوردار ایرانی می‌شنود، اولین حرف و عکس‌العملش این است که از قدیم هم زنبور و زنبورداری برای متولیان دولتی و موظفین سازمانی این صنعت، اهمیتی نداشته و همیشه این صنعت سودمند و زیربنای کشاورزی و توسعه پایدار را، سرباری برای معاونت دام و طیور و فرزندی ناخواسته و خردسال در کنار برادران بزرگی مثل؛ دام، طیور، شیلات، باغبانی و حتی کرم ابریشم فرض کردند و اگر ته سفره، لقمه‌ای ماند نصیب زنبورداری می‌شود.

افسوس نه سفارش قرآن را مقدم دانستیم و نه منزلت زنبورداری را درک کردیم

به‌واقع بر همه جامعه زنبورداران ایران این مطالبه نخست مسلم است که متأسفانه صنعت زنبورداری و زنبورعسل که در قرآن مجید و روایات دینی هم تکریم شده، به‌عنوان عنصر گرده‌افشانی و باعث تولید یک‌سوم غذای بشر و ضامن امنیت غذایی، تنوع زیستی، بهبود کمی و کیفی محصولات زراعی و باغی و ناجی بقای کره زمین، هرگز به جایگاه شایسته و منزلت خود در سیاست‌گذاری‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و بودجه‌ها نرسیده و همیشه مورد بی‌اهمیتی و بی‌مهری قرارگرفته است.

متأسفانه اکثر مسئولین ما که قاعدتاً همه هم رجال دینی، مذهبی و متعهد هستند، دستور مؤکد قرآن و «فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ» را رها کرده و نادیده گرفتند و سلامت‌محوری محصولات زنبورعسل را ارج ننهادند، ولی مدام در پی هزینه کردن برای فلان دارو و عواقب و هزینه‌های سنگین دولت در بخش درمان ناله و گلایه سر می‌دهند، درحالی‌که به‌راحتی با فرهنگ‌سازی مصرف محصولات زنبورعسل قابل‌پیشگیری و چه‌بسا درمان است و اهمیت دادن به این موضوع قطعاً از هزینه‌های درمانی دولت خواهد کاست.

گاهی آن پیرمرد زنبوردار که یک چشمش به آسمان است و یک چشمش به دریچه کندو، دلخوش است که کسی در آن دوردست به او سری بزند، اصلا بی خیال سرشماری! همین که یک مامور دولت برود بر سر کُلِه یک زنبوردار، این برایش امیدآفرین و اعتماد بخش است که فراموش نشده که دولت قرار است از او حمایت کند. ولی همین امید سالی یکبار را هم امسال از او دریغ کردند.

توجیه کرونا برای توقف سرشماری قابل قبول و قانع کننده نیست

در نامه عدم اجرای سرشماری سالانه سال 1400 آمده است: با اخذ نظر از مسئولین و متصدیان اجرایی و نظارتی سرشماری این کار متوقف‌شده! ولی چرا در انجام این مهم نظر زنبورداران و تشکل‌های زنبورداری گرفته نشده است؟ مسلم است که فلان کارمند دولتی اگر سرشماری نرود به کار دیگری مشغول می‌شود و بی‌دردسر، حقوقش را می‌گیرد، چرا به خود سختی مأموریت و بیابان نوردی بدهد؟! چرا نیش زنبور بخورد؟

 جامعه زنبورداری کشور دقیقاً توجیه نمی‌شود که توقف سرشماری چه ربطی با شیوع کرونا دارد؟ آیا رفتن یک امور سرشماری به زنبورستانی در فضای باز و پرسیدن چند سؤال و سرکشی در محلی که تنها یک نفر یا دو نفر حضور دارند و پروتکل‌ها را رعایت می‌کنند، چه مخاطره‌ای ممکن است برای مأمورین سرشماری داشته باشد و با این نگرش نادرست و توجیهات غیرمنطقی، قاعدتاً باید همه‌کاره‌ای مملکت تعطیل شود.

بودجه سرشماری امسال شفاف صرف مشکلات دیگر زنبورداران شود

از مسئولین می‌پرسیم؛ بودجه این سرشماری چقدر است و چرا نباید اگر سرشماری اجرا نمی‌شود، این بودجه در رفع بقیه مشکلات زنبورداران مصروف شود و گزارش دقیقی از نحوه مصرف آن ارائه شود. آیا نمی‌شود برای کاستن از این مثلاً مخاطرات، سرشماری آنلاین ترتیب داده شود تا این توجیه باورپذیرتر باشد؟

باز می پرسیم: بدون سرشماری چگونه ما بعد از تلفات سنگین سال گذشته می توانیم هنوز مدعی باشیم که چهارمین رتبه جهان در تعداد کلنی یا فلان رتبه در تولید عسل را داریم؟ ما که قرار است اساس گفتار و رفتارمان صداقت و دینداری باشد؟

چه ضمانتی برای پاسخگویی عواقب انجام نشدن سرشماری هست؟

در نامه آمده است: پیگیری همه عواقب ناشی از عدم سرشماری بر عهده معاونت امور دام وزارتخانه است، ولی آیا ضمانتی وجود دارد که این زیان‌ها و عواقب جبران شود؟ اگر نتوانیم بر اساس داده‌های جمعیتی تمهیدات مناسبی برای زمستان گذرانی و تلفات و بیماری‌ها داشته باشیم، چه کسی پاسخگوست؟

به گزارش عسلنا، کادر درمان و بسیاری دیگر از مشاغل و فعالان اجتماعی در مواجهه مستقیم با ویروس کرونا جانفشانی می‌کنند، ولی متولیان صنعت زنبورداری، به بهانه وقوع مخاطرات احتمالی (برآورد این مخاطرات در حد مراجعه همان مسئول سرکشی به سوپرمارکت سر خیابان است) این بودجه را قلم می‌گیرند و این وظیفه خدمتی را از زنبورداران دریغ می‌کنند.

امیدواریم که روزی برسد که مسئولین و سیاست‌گذاران ارشد، جایگاه این صنعت مادر و ناجی را درک کنند و جایگاه و منزلت این صنعت را ارتقا بخشند تاکمی از آلام زنبوردار آفتاب‌سوخته که بالشش مار بیابان و رواندازش آسمان و سقف چادر است، تسکین یابد.

دولت جدید در سیاست گذاری کلان در مورد زنبورداری تجدید نظر کند

امیدواریم دولت جدید با تجدیدنظر در سیاست‌گذاری‌های کلان و درک اهمیت صنعت زنبورداری در ایجاد ارزش‌افزوده، ثروت آفرینی ملی و تعالی توسعه پایدار، ضمن حمایت حداکثری از این صنعت و توجه ویژه به اعطای بودجه اختصاصی به صنعت زنبورداری، توجه به معیشت و سفره زنبوردار و ایجاد تسهیل در صادرات و کمک به توسعه بازار و صنایع جانبی این صنعت، مسیر تازه‌ای را برای اقتصاد ملی و اعتبار جهانی صنعت و کشاورزی کشورمان باز کند.

ژل رویال به تنهایی می تواند جایگزین نفت و نجات دهنده اقتصاد کشور باشد

مصرانه معتقدیم که تنها صنعت ژل رویال کشور (به‌عنوان شاید درصدی از ظرفیت‌های صنعت زنبورداری) حتی پتانسیل جایگزینی نفت و تحول بنیادین در اقتصاد ایران را دارد. این را می‌گوییم تا در تاریخ ثبت شود و امیدواریم این افتخار این بار نصیب مام میهنمان شود و مسئولین بنگرند به اسلوونی و نیوزلند که چگونه با همین راهکار اقتصاد خود را نجات دادند یا چگونه چین و برخی کشورهای دیگر فقط به‌تنهایی از «صادرات عسل» به‌اندازه نفت ما ثروت آفرینی کردند.

یادداشتی از: مهدی رفائی

۳
۰
دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید