به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، مرغ زنبورخوار، سبزهقبا یا اسامی مختلف در گویشهای محلی نقاط مختلف ایران بر پرندهای بهظاهر زیبا و دلفریب ولی در باطن بر اساس فطرت به شکارچی حشرات سودمندی همچون زنبورعسل اطلاق میشود.
ظاهری زیبا و فریبنده و باطنی بیرحم و کشتارگر برای زنبورعسل
زنبورخوار معمولی یا اروپایی که اصولاً پرندهای مهاجر است از جانوران طناب دار در رده پرندگان، راسته سبزهقبا سانان، تیره زنبورخواران و سرده منج خوارها، طبقهبندی و شناسایی هویتی میشود که نام جهانی اینگونه (M. apiaster) و نام علمیاش (Merops apiaster) است که باوجود ازدیاد نسل در سالهای اخیر در دسته (کمترین نگرانی) برای بقا در محیطزیست قرارگرفته است.
به گزارش عسلنا، در سالهای اخیر در جهان به دلیل کاهش گونههای پرندگان شکارچی بزرگ نظیر؛ عقاب، شاهین، قرقی و... با افزایش این گونههای زنبورخوار روبرو شدیم.
موضع منتقدان برخورد با زنبورخوار، مهربانی از جیب دیگران است
متولیان دولتی زنبورداران را در برابر خسارت مرغ زنبورخوار یاری کنند
افزایش مرغان زنبورخوار بقای زنبورستانها را تهدید میکند
شکار پرنده زنبورخوار؛ راهکاری اشتباه برای حفاظت از کندوهای عسل
امروزه به اعتقاد نگارنده بیشتر از اینکه به بقای مرغ زنبورخوار بیندیشیم برای ثبات نظم اکوسیستم و بر هم نخوردن نظم طبیعت و جلوگیری از افزایش زنبورخوارها باید به حفظ زیستگاههای طبیعی پرندگان شکارچی دقت کرد، چراکه از بین رفتن زیستگاههای طبیعی عقاب سانان در سالهای اخیر سبب آفت گونه شدن برخی گونههای پرندگان حشرهخوار و تهدید بقای گردهافشانها شده است.
انواع زنبورخواران در اکثر فصول در قسمتهای مختلف ایران، دیدهشده و کشورمان در مسیر پروازی و مهاجرتی گونههایی مهاجر از این پرندگان که بهصورت اجتماعی و گلهای کوچ و زندگی میکنند، قرار دارد. زنبورخوار پرندهای زیبا و رنگارنگ است. طیف رنگهای جذاب و درخشان موجود در پرهایش، سبب شده در محیطهای بیابانی، مناطق کمدرخت و اطراف رودخانهها، بهراحتی دیده شود. این پرنده خوشرنگ، حشرهخوار و بسیار پرسروصدا است. بدن این پرنده کشیده و نوکی دراز دارد.
در ایران سه گونه زنبورخوار، کوچک، معمولی و گلو خرمایی مشاهدهشده و همگی مخاطرهای بزرگ برای زنبورداران بوده و عدم رعایت برخی موارد حتی سبب از بین رفتن کلنیهای این حشره مفید و سلامتمحور، یعنی زنبورعسل شده است.
زنبورخوار، باهوش و زیرک است و حتی بعد از شکار زنبورها با چند بار زمین زدن آن سعی در خارج کردن نیش و زهر زنبور و سپس خوردن آن دارد. مضاف بر اینکه ازدیاد این پرنده گردهافشانهای مفید دیگر و رسته زنبورها که برای بقای کره خاکی و امنیت غذایی و بهبود محصولات زراعی با گردهافشانی مفید هستند را تهدید میکند.
اگرچه از نام این پرنده مشخص است که چه رژیم غذایی دارد. ولی آنها علاقهی خاصی به زنبورها دارند. بهجز زنبور، سایر حشرات مانند سنجاقک، ملخ، سوسک و گونههایی از بندپایان از منابع تغذیهی این حیوان بهحساب میآیند که به دلیل کاهش این موجودات میل زنبورخواران به سمت زنبورستانهای مهاجر ایران در جنوب کشیده شده و آنچه مشاهده میشود به فاجعه شبیه است.
محققان اعلام کردهاند که انواع مختلف زنبورخوارها بر اساس گونه و محیط زندگی، تغذیهی متفاوتی دارند. این حقیقت در مورد بسیاری از جانوران صدق میکند. بهعنوان نمونه، گونهی کوچک از میان زنبورخوارها بیشتر به ملکه و زنبورهای کارگر علاقهمند است. حالآنکه برخی دیگر از این پرندگان زنبورهای سرخ را به زنبورهای عسل ترجیح میدهند. گاه دیدهشده است که برخی از گونهها، مارمولک و قورباغه را نیز شکار میکنند.
جامعه زنبورداری ایران کشتن را راه علاج نمیداند/سازمان محیطزیست از جیب زنبوردار، مهربانی با پرندگان را رواج میدهد!
در اینجا صریحاً اعلام میکنیم؛ معتقد به روشی برای عدم کشتار و رعایت اصول زیستمحیطی و در کنارش جلوگیری از زیان زنبورداران هستیم، ما مخالف کشتار مرغ زنبورخوار هستیم و کشتن را علاج و رهایی زنبورداران زحمتکش از کمند این موجود آفت وار و سمج نمیدانیم، ولی جامعه زنبورداری ایران از متولیان امر و سازمان محیطزیست که متأسفانه با پاک کردن صورتمسئله و زیان زنبورداران، از جیب زنبوردار، مهربانی با پرندگان را رواج میدهد، درخواست دارند که بهجز راههای تکراری، بدیهی و بیهوده و روشهای زرد و دستمالیشده (مربوط به 40 سال قبل در اروپا)، روشهای علاج قطعی به زنبورداران ارائه بدهند و الا هیچ زنبورداری راضی به کشتن پرندگان نیست.
مسئولین محیطزیست باید روشهای مناسب ارائه دهند و زیان زنبورداران را جبران کنند
متأسفانه مسئولین محیطزیست و دیگر سازمانهای موظف، اگر روش جایگزین ندارند و مدام فقط بر آسیب نرسیدن به زنبورخوار تأکید میکنند، لااقل زیان زنبورخوار و خسارت آنها را برای زنبورداران جبران کنند و حداقل کلنیهای آنان را در برابر این آفت و سایر حوادث بیمه کنند و زیان از بین رفتن بسیاری از کلنیهای جنوب کشور را تأمین خسارت کنند تا تصمیمشان بیطرفانه و همهجانبه باشد نه اینکه تنها زنبوردار خسارت ببیند و بگویند این تعارضات بین همه صنوف کشاورزی وجود دارد.
حکایت رنج زنبورداران از سبزهقبا/ دلم میسوزد و کاری ز دستم برنمیآید!
ولی زنبوردار، در سایه بیتدبیری متولیان امر، باید بنشیند و اشک بریزد و نابودی زنبورستانش را مشاهده کند و مدام روشهای بیفایده و کم تأثیر، کلاغ پران مضحک ساخت ترکیه، مترسک و سروصدا و... امتحان کند و از نفس بیفتد و باز زنبورخوارها رهایش نکنند.
مرغ زنبورخوار به خوردن چند زنبور بسنده نمیکند تا زنبور هست رهایشان نمیکند و شوربختانه زنبورهای عسل تا سایه این شکارگر بیرحم را بر سر زنبورستان حس کنند، با استرس زیاد در کندو میمانند و عملاً حیات آنها و چرخه تولید محصولات مختل میشود.
به گزارش عسلنا، زنبورخوار بیرحم و نا مروّت، میآید مینشیند بر دریچه پرواز و دقیقه ملکه را شکار میکند، هر زنبوری سر خارج کند، بدون استثنا شکار و طعمه میشود. بسیاری از مدافعان محیطزیست که البته برخی تنها ژست انسان دوستانه دفاع از محیطزیست (که اخیراً مد شده و کلاس دارد) را دوست دارند و بدون رعایت انصاف و با «یکطرفه به قاضی رفتن و البته راضی برگشتن» تنها زنبوردار را ملامت میکنند و این قبیل مدافعان طبیعتِ صحرا نرفته و نیش زنبور نخورده، برخی اصلاً یک خط از فواید زنبورعسل برای طبیعت را نخواندند و مرارتهای زنبوردار را درک نمیکنند. لفظی هم اختراع کردند به نام «کندو دار» که نشان از عمق بیاطلاعیشان دارد چراکه اصلاً زنبورعسل را اینها به رسمیت نشناخته و زنبوردار را با لفظی مندرآوردی «کندو دار» میخوانند!
سخنی با مسئولین محیطزیست و پیشنهادی به برخی حامی نمایان پرندگان
متأسفانه برخی از این کاسههای داغتر از آش و بهاصطلاح مدافعان تازه به دوران رسیده محیطزیست حتی یکبار هم نرفتهاند، تاراج یک زنبورستان، توسط گلههای 200-300 تایی زنبورخوار را مشاهده کنند و هیچ تحلیل جامع و روش جایگزینی برای خسارات زنبورخوار ندارند. حتی از مسئولین محیطزیست کشور، سؤال میکنم: آیا به تماشای یورش زنبورخواران به زنبورستانِ پیرمرد نگونبخت زنبوردار که بالشش مار بیابان و سقفش برزنت چادر است رفتهاید؟ آیا فواید زنبورعسل و فواید مرغ زنبورخوار و زیان وافر این پرنده را با فواید زنبورعسلی که به جرأت میگویم حتی یک مورد زیان هم برای طبیعت ندارد، کنار هم چیدهاید؟ مقایسه کردهاید؟ روش جایگزین و آنترناتیوی دارید؟ زنبورعسلی که لحظهلحظه زندگیاش فقط سود رساندن به طبیعت و سایر موجودات است و در قرآن و روایات یادشده را مطالعه کردید؟
چه راهحلی برای کاهش این مرغان زنبورخوار که صنعت زنبورداری ایران را تهدید میکنند دارید؟ چه تحقیقاتی کردید؟ چه روشهای جایگزینی دارید؟ یا فقط به جریمه کردن زنبوردار بسنده میکنید که اگر یک لاشه مرغ زنبورخوار در اطراف زنبورستانش بیابید حتی اگر او نکشته باشد چند میلیون باید جریمه پرداخت کند؟
جامعه زنبورداری ایران نیاز فوری به فناوری مقابله با سبزهقبا دارد
نتیجه این یادداشت این است که جامعه زنبورداری ایران، علیرغم مخالفت با کشتن زنبورخوار و بیفایده دانستن آن نیاز فوری به فناوری و روشهای جدید برای مقابله با سبزهقبا دارد.
از عموم مسئولیت و متولیان تقاضا داریم باکلاسهای توجیهی و روشهای مناسب علمی و تکمیلی و ارائه آخرین فناوریهای روز، هم به زنبوردارانِ متضرر شده کمک کنند و هم به بقا و زندگی زنبورخوار و جلوگیری از افزایش و بحرانی شدن جمعیت اینگونه کمک کنند.
همدردی عسلنا با زنبورداران و ارائه پیشنهادات
عسلنا، ضمن همدردی و دلجویی از عموم زنبورداران ایران و بهخصوص زنبورداران شریف بومی و رنجکشیده کوچ روی جنوب، در استانهای فارس، خوزستان، کرمان، بوشهر، هرمزگان و... که شدیداً گرفتار این آفت شدند و صدایشان بهجایی نمیرسد از عموم دوستان و دلسوزان دعوت میکند، مسائل زیر را رعایت و ترویج کنند تا از زیان مرغ زنبورخوار کم کنیم:
1-مطالبه جدی و اصولی از سازمان محیطزیست، وزارت جهاد کشاورزی، دامپزشکی و تشکلهای تعاونی و صنفی برای ارائه راهکارهای مناسب و کاربردی و تقاضا از این سازمانها برای بررسی و تحقیق در مورد چاره گشایی با فنّاوریهای جدید مثلاً ایجاد میدان مغناطیسی و...
2- استفاده از فرفره گردان و مترسک لرزان و تغییر جهت و حالت روزانه آن.
3- استفاده از حداقل امکانات موجود نظیر کلاغ پران، تفنگ بادی بدون ساچمه (برای ایجاد صدای شلیک) ضبطصوت و تولید صداهای مهیب دستی (ساز و دهل)، ترقه و...
4- فرهنگسازی جلوگیری از کشتار و درک این مسئله که ازنظر علمی و کاربردی کشتن این پرنده در کنار اخلاقی نبودن و جفا در حق محیطزیست و طبیعت، پیدایش مخاطرات جدید ازجمله افزایش دیگر آفتها نظیر زنبور قرمز، هیچ فایده ملموسی برای کاهش و ترسیدن این پرنده ندارد.
5- دور ساختن کلنیها و محل استقرار از سیمها و دکلهای برق، تکدرختهای پراکنده و مراتع جنگلی، فاصله از چشمهها و حاشیه رودخانه و زیستگاههایی که مرغ زنبورخوار علاقه دارد و در صورت امکان جابجایی حداقل چند کیلومتری.
6- شناسایی مسیر پروازی این پرندگان مهاجر با کمک اداره محیطزیست، فعالان محیطزیست و تشکلهای زنبورداری و قرار نگرفتن در مدار پرواز این پرندگان.
7- عدم کوچ زودهنگام به جنوب، به خاطر اینکه گلههای زیادی به دلیل نبودن زنبورستان ها به سمت کلنیها سرازیر میشوند و اگر چندین زنبورستان در منطقه باشد این دستهها تقسیمشده و گلههای 20-30 قابل فراری دادن و کنترل هستند.
8- روش دیگر کمک به بقای نسل پرندگان شکاری عظیمالجثه است تا نظم اکوسیستم و نظم جمعیت زنبورخوارها تعادل یابد. باید روش حفظ اکوسیستم پرندگان گوشتخوار شکارگر بررسی و در صورت نیاز پرورشگاه و منطقه حفاظت و تکثیر برای اینگونه ها شکل بگیرد.
9- هیچ روشی بهتنهایی کارساز نیست و نیاز به تلفیق همه این روشها و تعامل همه گروهها با همدیگر است. مدافعان پرندگان و محیطزیست باید نگاه یکجانبه را رها کرده و از زیانهای این موجود و رنج و مصیبت زنبورداران و تهدید زنبورستان ها هم بنویسند و ما را در توسعه روشهای مسالمتآمیز یاری دهند.
10- حضور فیزیکی زنبورداران و رها نکردن زنبورستان ها، استفاده از صدای بلندگو، استفاده از اشیا سبک متحرک مثل عروسکهای تبلیغاتی بزرگ که با پمپ باد کار میکنند (جلوی برخی رستورانها) و حتی بادکنکهای کاغذی نخ دار و مواج در باد، نصب تورهای دانهدرشت و بستن چند زاویه ورودی به حریم کندوها ها نیز از روشهایی هست که مؤثر بوده ولی هیچکدام نسخه اصلی و قطعی برای مقابله با این پرنده تهاجمی و سمج نیست.
به گزارش عسلنا، مرغ زنبورخوار این روزها در استان خوزستان، بوشهر، فارس و کرمان و... فاجعهآفرین شده و تلفات سنگینی را به زنبورستانهای برداشت عسل کنار و زنبورداران کوچ رو وارد کرده است و جا دارد با افزایش این پرنده، سناریوی غیرعلمی و طنزوار برخی متولیان که «این پرنده بیچاره مهاجر است، حالا چند زنبورعسل بخورد چه میشود» برچیده شود و فکری اساسی برای این جمعیت که وارد مرحله تهدید شدهاند، بشود./
تحلیلی از مهدی رفائی

































