به گزارش پایگاه خبری صنعت زنبورداری ایران، خبری این روزها در چند روایت منتشر شد که جای نقد و پرسش بسیار دارد، در این اخبار تناقضاتی وجود دارد که جامعه بزرگ زنبورداری ایران را دچار ابهام کرده است. خبر اول مبنی بر صدور دستور ویژه قضایی برای آزادسازی مقدار 6 هزار تن غذای زنبورعسل (آپی پاستا) از گمرک و بندر شهید رجایی بود که ضمن احترام به دستور مقام قضایی و تقدیر و تشکر از مقام محترم قضایی که باور داریم با نیت رعایت مصالح صنعت زنبورداری کشور و بر مبنای اطلاعات دریافتی چنین دستوری را صادر نمودهاند، باید گفت که این پروژه دارای زوایای پنهان، ریسک خطرپذیری و احتمال عواقبی است که شاید طرح آن به شفاف شدن موضوع کمک کند.
نهاده بزرگترین مشکل موجود و زنبوردار لَنگِ 2 هزار تن خمیر شیرین مسئلهدار نیست
به گزارش عسلنا، اول اینکه مشکلات تأمین نهاده زنبورداران نهتنها بزرگترین و از مشکلات پایهای این صنعت نیست، بلکه با مدیریت صحیح و همت تشکلها میتوان به سمتی حرکت کرد که زنبوردار آنقدر توانمند شود که نیازی به تأمین نهاده سوبسیدی و دولتی نداشته باشد، مضاف بر اینکه همین حالا به همت سازمان جهاد کشاورزی و دولت، سالانه حدود 60 هزار تن نهاده شکر در کشور توزیع میشود و قطعاً زنبوردار، لنگ و نیازمند 2 هزار تن خمیر شیرین پرابهام و مسئلهدار بااینهمه حاشیه نیست.
جای نهاده و صرفا طرح مشکلات به وظایف اصلی بپردازیم
سوگسرایی و در تنگنا جلوهدادن زنبوردار، برای فقدان تغذیه زمستانی زنبورهایش، نهتنها با واقعیات روز و حقایق جامعه زنبورداری همخوانی ندارد، بلکه منصفانه هم نیست و بهنوعی سرپوش گذاشتن بر سایر کمکاریهای متولیان و موظفین است. صنعت زنبورداری، صنعتی درونزا و متکیبهخود است. این صنعت بر خلاف ادعای اخبار منتشر شده، کمترین وابستگی را به خارج از کشور دارد و لذا کمترین آسیب را هم از تحریمها، نسبت به صنایع دیگر دیده است و آن چیزی که دارد صنعت زنبورداری را آسیب میزند، تمرکز صِرف بر توزیع نهاده شکر و غافل شدن از سایر ظرفیتها و محورهایی است که به رشد و توسعه این صنعت میتوانند کمک کنند.
کارنامه ضعیف تشکل ها در اجرای وظایف اساسنامه ای
آموزش، توانمندسازی، انتقال تکنولوژی، توسعه بازار و مسائلی ازایندست وجود دارد که در کنار بیش از 15 بند مغفول از اساسنامه تشکلها، هیچگاه در ادوار گذشته کار جدی بر آنها در نهادهای تعاونی و اتحادیهای انجام نشده است و تشکلهای مُصِر بر توزیع نهاده هیچ کارنامه مؤثری دراینخصوص ندارند.
برای توانمندسازی و کمک به زنبوردار، دهها راهحل دیگر به جز تأمین نهاده و صرفاً طرح مشکلات هزاران بار بیان شده وجود دارد که متولیان امر همواره از آن غافل بودند و صرفاً به اموری پرداختند که بازده تبلیغاتی بیشتری برای بقای تشکیلاتی دارد.
کمک واقعی به زنبوردار، توانمند سازی است نه اعطای نهاده
کمک واقعی به زنبوردار، پایین آوردن سطح دلالی و بالابردن قدرت چانهزنی زنبوردار است که با اجرای وظیفه مهم و مغفول فروش محصولات زنبورداران و بازارسازی، قابل انجام است.
وقتی محصول مرغوب زنبوردار، با قیمت واقعی و عادلانه و با حذف دلالان و معضل تقلب، به فروش برود، زنبوردار از نظر مالی چنان قوی میشود که دیگر نیازمند نهاده شکر نخواهد بود یا هرگز به سمت تولید عسل صرفاً تغذیهای نخواهد رفت.
آیا کمک به زنبوردار و حل مشکلات صنعت زنبورداری، صرفاً پرداختن به نهاده شکر و خمیر شیرین است؟ آیا این صنعت به ملکههای کارآمد و داروهای کم عارضه و ارگانیک زنبورداری نیاز ندارد؟
ریسک از دست دادن کلنی برای گرفتن ربع کیلو خمیر شیرین با 2 هزار تومن صرفه جویی!
همچنین، برابر اسناد موجود، کل کالای خمیر شیرین موجود در گمرکات کشور، مقدار 2800 تن است؛ لذا، با خبر منتشر شده از قول مقام قضایی مبنی بر صدور حکم قضایی برای 6 هزار تن کالا، مغایرتی وجود دارد که نیازمند شفافسازی است و اگر تعداد کلنیهای کشور را 10 میلیون کلنی فرض کنیم (که بیشتر است و به حدود 11 میلیون میرسد) به هر کلنی کشور تنها به میزان حدود ربع کیلو، از این خمیر شیرین میرسد که در برابر نیاز حداقل 10 کیلویی نهاده زمستانی برای هر کلنی، این میزان نهتنها دردی برای زنبوردار دوا نمیکند، بلکه در بوقوکرنا کردن آن و بزرگنمایی فاتحانه آن چیزی جز رفع مسئولیت، فرافکنی و تبلیغات نیست.
آپی پاستای آزاد شده تنها سه دهم درصد نیاز زمستانی کلنی های کشور است!
یعنی اگر فرض را بر مبنای اطلاعات خبر دوم قرار دهیم و موجودی کالا را 2800 تن در نظر بگیریم و با فرض توزیع عادلانه کالا بین همه زنبورداران کشور، یکضرب و تقسیم ساده، سهم هر یک از کلنیهای زنبورعسل، بر اساس استاندارد و نیاز هر کلنی به نهاده شکر (ده کیلو نهاده جایگزین) ، موجودی کالای آپی پاستای مذکور، صرفاً سه دهم درصد (3/ . % ) از نیاز نهاده زمستانی زنبورداران را تأمین میکند، با لحاظکردن قیمت اعلامی فروش (6800 تومان) که البته شنیدهها از قیمت خرید و واگذاری تملیکی حدود هر کیلو 4500 تومان حکایت دارد و محاسبه سود و کارمزدهای مصوب و همچنین هزینههای جانبی نظیر حملونقل و انبارداری، احتمالاً این کالا با نرخ حدود 7 تا 9 هزار تومان برای هر کیلو به دست زنبوردار خواهد رسید؛ لذا، با درنظرگرفتن قیمت روز (نه دولتی و سوبسیدی) نهاده شکر در بازار مصرف (حداکثر 14 هزار تومان)، زنبورداران کشور برای هر کیلوگرم خمیر شیرین تاریخ مصرف گذشته، حدوداً بین 5 تا 7 هزار تومان هزینه کمتری به نسبت نهاده شکر پرداخت خواهند کرد که برای حدود 280 گرم سهم هر کلنی کشور میشود به عبارتی بین 1400 تومان تا نهایت زیر 2 هزار تومان و برای یک زنبورستان با حدود 100 کلنی (میانگین تعداد کلنی هر زنبوردار در کشور) صرفهجویی که ایجاد میشود، عبارت است از 140 تا نهایت زیر 200 هزار تومان!!
احتمال نابودی یک زنبورستان برای 200 هزار تومان صرفه جویی!
این در حالی است که سرمایه در گردش موردنیاز برای زنبورستانی با 100 عدد کلنی زنبورعسل سالانه حداقل حدود 100 میلیون تومان است و واضح و مبرهن است، هیچ زنبوردار زحمتکش و دغدغهمندی برای نهایت 200 هزار تومان کاهش هزینهها، این ریسک بزرگ را نکرده و اگر یک درصد هم احتمال ناسالم بودن این آپی پاستا را بدهد (بعد از گذشت چند سال در شرایط انبارداری غیراستاندارد در هوای گرم جنوب) قطعاً سرمایهاش را با مخاطره روبرو نمیکند و عجیب است که عدهای چگونه این اقدام را دستاوردی بزرگ برای زنبورداری کشور! و یا با طنزی تلختر، شیرین شدن کام زنبورداران نامیدند؟!
باتوجهبه اینکه اگر ارزش حدودی جمعیت یک زنبورستان، با یکصد عدد کلنی ده قاب چیزی حدود 80 میلیون تومان در نظر بگیریم و ریسک کالای تاریخ مصرف گذشته برای آلوده نمودن و تلفات زنبورستانها را هم فقط یک درصد فرض کنیم، این سؤال اساسی مطرح است آیا منفعت زنبوردار ما در مصرف این کالا است؟ آنهم فقط برای 140 تا 200 هزار تومان صرفهجویی؟
پارسال مخالف، امسال موافق/ وقتی کالای ناسالم قابل مصرف می شود
و سؤال اساسی اینجاست که چگونه عدهای که در زمان سلامت این کالا با توزیعش بهعناوینمختلف مخالفت کردند، حالا مدافع پخش این کالای پر ابهام و تاریخگذشته شدهاند؟ چه اتفاقی در این سالها، جز افت کیفیت این محصول و بالارفتن ریسک و خطرپذیری مصرف این کالا رخداده و چه منافعی به وجود آمده که آن زمان این افراد، مصالح صنعت زنبورداری را مطرح نمیکردند، ولی حالا دلسوز زنبوردار شدند؟
آن زمان که تنها یک یا دو کارخانه صنایع تبدیلی (کمک تغذیه و مکمل زنبورعسل) وجود داشت، با توجیه حمایت از تولید ملی و صنایع داخل کشور، مخالف توزیع آپی پاستا بودند ولی اکنون که تعداد این صنایع حداقل دوبرابر شده، این مسئله را لحاظ نمیکنند؟
چرا هیچکس مسئولیت عواقب این دستاورد مثلا بزرگ را نمی پذیرد؟
و یک سؤال منطقی، اگر از نظر توزیعکنندگان، این کالا هیچ خطری برای زنبورها ندارد، چرا مسئولیت عواقب آن را نمیپذیرند و در مکاتبات خود مسئولیت آن را به دوش سازمان دامپزشکی و یا زنبورداران میاندازد؟
اگر این کالا مشکلی نداشته است، چرا دو سال پیش که هنوز این کالا مدت زیادی از تاریخ مصرف مفید آن نگذشته بود، همین افراد یا همین هیئتمدیره، برای همین کالا! عَلَم مخالفت با آزادسازی در دست گرفتند و یا حداقل تلاشی برای آزادسازی آن نکردند؟ مگر در آن مقطع منافع جامعه زنبورداری در آزادسازی این کالا نبود؟
اگر سازمان دامپزشکی کشور، قائل به سلامت این محصول است، چرا علیرغم مکاتبات متعدد در طی دو سال گذشته، توسط صندوق حمایت از توسعه صنعت زنبورداری کشور و سایر تعاونیها یا اتحادیههای استانی، اجازه آزادسازی این کالا را صادر نکرد؟ آیا در آن مقطع این محصول فاسد بود و اکنون سالم شده است؟! آیا رویهها تفاوت کرده است؟ آیا روندهای نظارتی و پروتکلهای بهداشتی، بسته به اینکه، توزیعکننده چه کسی باشد، تفاوت میکند؟
چند دلیل منطقی که چرا نباید این آپی پاستا مصرف شود
در جمعبندی این مطلب و بیان این ابهامات، باتوجهبه حجم کالا، مدت زمانی که از تاریخ مصرف آن گذشته است و همچنین میزان صرفه اقتصادی که برای زنبورداران در کنار ریسک و خطرپذیری که استفاده از آن به همراه خواهد داشت و البته موضع متفاوت و دوگانه توزیعکنندگان، در دو مقطع زمانی نسبت به این کالا، نمیتواند هدف از توزیع، ریشه در منافع و مصلحت صنعت زنبورداری کشور داشته باشد و علت آن را باید در جای دیگری دنبال کرد.
بههرتقدیر آزادسازی این محصول به دلیل تنگناهای موجود و مبتنی بر دستور آزادسازی کلی که در راستای کمبود برخی اقلام در کشور صادر شده، یک مسئله است و مورد سلامت این محصولات، مسئله اصلی و اساسی دیگری که عدم توجه به آن، سبب تکرار حوادث تلخی همچون ذرتها و غذاهای دامی آلوده وارداتی (مسبب تلفات زیادی در دام، طیور و شیلات کشور) خواهد شد.
اگر داستان، رفاه حال زنبورداران است و آنطور که بیان شده کنترل سازمانهای استاندارد و دامپزشکی بر آزادسازی این کالا اعمال شده، چرا هیچ ارگانی سلامتی این محصول را تضمین نمیکند؟
دو سال قبل ناسالم بود الان توزیعش اقدام جسورانه و مسئولانه؟!
اگر صیانت از حقوق عامه است، چرا با آزادسازی این محصول در سالهای گذشته مقابله میشد و چطور میتوانیم دپو کردن یک محصول سالم و سنگاندازی برای توزیع آن در سالهای قبل و حالا آزادسازی و توزیع پر ابهام آن را درحالیکه مسئولین ذیربط، بر تاریخگذشته بودن و عبور از بهترین زمان مصرف مفید آن، صحه میگذارند را اقدامی جسورانه، هوشمندانه و تدبیر مسئولانه خواند؟
این استحاله لغات و بدعتگذاری غیرشفاف در حالی رخ میدهد که اگر مصالح صنعت زنبورداری در میان باشد و تنها یک درصد احتمال ناسالم بودن این محصول داده شود، هرگونه توزیع آن چیزی جز جفا به حق زنبوردار و خیانت در حق این حشره قرآنی نیست و چگونه میتوان با افتخار و تزئین کلمات، توزیع مقادیری کالای تاریخگذشته و مشکوک را دستاوردی مفتخرانه قلمداد کرد؟ و نهتنها زنبوردار را مخیر نکرد، بلکه با تبلیغات اغواگرانه، بزرگنمایی و شوآف و آن هم با دروغ بزرگی که این کالا یکسوم قیمت روز غذای زنبور، توزیع میشود، زنبوردار را به سمت کالایی پر ابهام سوق داد؟
چه کسی مسئولیت عواقب توزیع آپی پاستای تاریخ گذشته را می پذیرد؟
اگر واقعاً خیر و صلاح صنعت زنبورداری در نظر باشد شایسته است که با وجودی که این کالا دردی از مشکل تغذیه زمستانی دوا نمیکند و اختلاف قیمت محسوسی هم ندارد، این کالا روانه کارخانه الکل سازی یا صنایع تبدیلی غیرخوراکی دیگر میشد.
اگر توزیع این محصول سبب خسارت و تلفات به کلنیهای کشور شود چه کسی مسئولیت آن را قبول میکند؟
به گزارش عسلنا، پایگاه خبری صنعت زنبورداری ایران از 4 ماه قبل تاکنون بارها از طریق مختلف و تماس از شبکههای مختلف با متولیان، موظفین و توزیعکنندگان این کالا، پیگیر این موضوع شده است و پیشنهادهای مختلفی برای شفافسازی این مسئله از جمله برنامه زنده اینستاگرامی، مصاحبه، گزارش و... داده است، ولی هر بار با وعدههایی برای آینده و قول مساعد این افراد بر شفافسازی در روزهای آتی روبرو شده است و همین دو روز قبل نیز همین سؤالات را شفاف و مستند به فایل تماس تلفنی، از این دوستان پرسیدیم ولی مثل قبل با عدم پاسخگویی شفاف و موکول شدن به گزارشدهی آینده روبرو شدیم. امیدواریم همه موظفین این داستان با رعایت مصالح صنعت زنبورداری و اهمیت بالای تلفشدن حتی یک عدد زنبورعسل، تصمیمی بگیرند که رضای خداوند متعال و خیر صنعت زنبورداری و عاقبتبهخیری در آن باشد.

































