غالباً از ارتباط گل ها و زنبورها با تعریف ساده گرده افشانى یاد مى شود و سپــس بلافاصله از دیدگاه اقتصادى و تولیــدى نگاه شده، از پر محصولى و شکیــل بودن میوه ها سخن به میان مــى آید ولى آن همه تلاشى که دو موجود متقابلا براى حفظ رابطه انجام مى دهند، نادیده گرفته مى شود و گاه حتى انسان این روابط را خدشه دار مى کند.
در این پژوهش که در سال 1391 در مجله علوم و فنون صنعت زنبورداری چاپ شده است، سعى شده است جلــوه هاى زیبایى از شیوه هاى مختلف رفتــارى گیاهان و زنبورها بررسى شود. رفتارهایى که اگر حادث نشوند، روابط مابین گیاه و گرده افشان شکل نمى گیــرد. به نظر مى رسد اگر نوع رفتارها و علــت ها شناخته شوند بهتر مــى توان این دو موجود را درک کرد، درحفــظ منابع طبیعى و حداقل در زنبوردارى و باغ دارى بهتر عمل کرد.
تقریبا تمامى رفتارشناسان حشرات، رفتار زنبوران عسل را در میان بقیه زنبــوران، منحصــر به فرد و برتر مى دانند و یکــى از موارد چشمگیر، دقت و تمایــز بیــن طرح هاى گل ها است.تغییــر رنگ بعضى از گل ها ممکن اســت ظاهرا براى زنبور یک نشانه و اعلان باشد، براى مثال نشانگر سن گل باشد، طــورى که بعضى از گل ها در ابتــداى شکوفایى، یک رنگ و بعد از گذشت زمان، رنگ دیگرى مى یابند که ممکن است دیگر مطلوب زنبور یا دیگر گرده افشــان ها نباشند.براى مثال، در گیــاه شاه پسند درختچه اى Lantana camara گل هاى زرد بعد از گرده افشانى به قرمز تغییر رنگ مى دهند. چنین تغییر رنگى به این جهت صــورت مى گیرد تا گرده افشان هــا تصمیم به ملاقات یا نادیده گرفتن گل بگیرنــد. در این گیاه، نوعى حشره بى بال و پروانه ها گل هاى زرد را جست و جــو مى کنند اما از شهد نوع قرمز آن اجتنــاب مى کنند.
اکثر گیاهان برای بقاء، نیازمند به زنبورها هستند و زنبورها نیز برای بقاء، خواسته یا ناخواسته در محیطی مملو از عوامل سازگار و ناسازگار، جلب گیاهان شده و این چنین، روابط اکولوژیک، شکل میگیرند. اما این روابط اغلب ساده نبوده، به طرق مختلف برقرار می شود و عوامل اکولوژیک نیز تنها به گیاهان و زنبورها بسنده نمی گردد.
در این بررسی سعی شده است به عملکرد متقابل گیاهان و زنبورها در به کارگیری شیوه ها و چگونگی حفظ روابط اکولوژیک در ابعاد و شرایط مختلف و نیز عوامل بر هم زننده آن بپردازیم. در این ارتباط، مورفولوژی و فیزیولوژی گل و فیزیولوژی و خصوصیات رفتاری زنبورها اهمیت زیادتری پیدا میکند. زیبایی طبیعت نیز بسته به وجود همین روابط تنگاتنگ و زنجیروار میان موجودات آن است. اما از میان صفات مورفولوژیک گل به نظر میرسد، رنگ ها و طرحها اهمیت بیشتری دارند، تا حدی که زنبورها قبل از تغییر رنگ گل ها به سراغشان می روند.
از صفات فیزیولوژیک گل؛ ترکیبات و حجم یا تراکم شهد و گرده، جایگاه خاص و مهمتری دارند. با وجودی که سن گل یکی از دلایل جذب زنبورعسل است اما تراکم شهد و گرده برای زنبور مهمتر از سن و طرح گل است. رنگ گل ها معرف میزان شهد یا گرده نیز هست، ارجحیت نوع رنگ در مناطق مختلف، فرق دارد و نشان از سازگاری زنبورها به منطقه جغرافیایی خاص دارد.
زنبورهای عسل، قدرت کم نظیری در درک شدت و کیفیت عطرها دارند. تعامل گیاهان و زنبورها، با نوعی تلاش مُسرّانه در حفظ روابط اکولوژیک، استوار است، اما وقتی عوامل مداخله گر غیر طبیعی وارد میشوند، در اغلب موارد، پاسخ و بازخورد موفقیت آمیز نخواهد بود. این قبیل دخالت ها مانند تراریخته ها، ایجاد اشکال و طرح های هیبرید گل ها و روانه کردن آنها به طبیعت، سبب تغییرات زیادی در شکل ظاهری گلها شده است.
در این میان، گیاهان که اولین حلقه از ارتباط به شمار می آیند آسیب پذیرتر هستند، چون نه تنها عامل عرضه کننده خود در طبیعت از نظر زنبورها را از دست می دهند بلکه به دلیل اختلالات ژنتیکی، بذرهایی تولید می کنند که غالباً نابارورند و جایی در عرصه اکوسیستم ندارند. در این میان تنها شرکت های سودجوی وارد کننده بذرها و پایه ها به اهداف خود می رسند. در ضمن ممکن است عسل هایی با کیفیت کم یا حتی نامطلوب تهیه شوند.
برای مشاهده کامل مقاله اینجا کلیک کنید





























