چند روز پیش خبری در شبکههای اجتماعی زنبورداری منتشر شد که متأسفانه بازنشر عجولانه آن توسط روابطعمومی یکی از تشکلهای کشوری زنبورداران هم سبب ایجاد نگرانی بسیاری از زنبورداران کشور شد، انتظار میرود این تشکل، از حداقل درایت علمی، تحقیق از اساتید و سنجش صحت و ضرورت اخبار بر اساس سواد رسانهای برخوردار باشد تا با بازنشر تیترهای هیجانی سبب بروز نگرانی و ناامنی روانی در جامعه زنبورداران که با هزار مشکل حل نشده روبرو هستند، نشود.
ادعای نابودی برای زنبورهای عسل جهان!
داستان ازاینقرار بود که یورونیوز فارسی که علاقه قابلتحسینی به مسائل زیستمحیطی دارد و قطعاً بازتابدهنده اخبار بینالمللی هست که با واقعیات روز جامعه ایرانی و بالتبع مخاطب و موضوع این خبر یعنی «زنبورداری ایرانی» فاصله جغرافیایی و فرهنگی قابلتوجهی دارد، در خبری با تیتر غیرواقعی و جنجالی با عنوان «نابودی کلنیهای زنبورعسل در سراسر جهان در پی آلودگی به یک ویروس کشنده» در گفتگو با یک دانشمند (پروفسور رابرت پکستون) توضیحاتی درباره «ویروس تغییر شکلدهنده بال» یا بهاختصار «DWV» داده بود.
ویروس و بیماریای که نهتنها در جهان و ایران چیز تازه و نوظهوری نیست، بلکه بالغ بر 20 سال است زنبورداری جهان و بیش از 10 سال است که زنبورداری ایران با آن روبروست و اتفاقاً تحقیقات بسیار مبسوط و مقالات زیادی در ایران در این سالها بر روی آن کار شده و اتفاقاً همین دو ماه قبل نیز در «عسلنا» مصاحبه تفصیلی راهگشایی در باب آن با موضوع «تحقیقات مؤسسه رازی بر 7 بیماری ویروسی زنبورعسل» داشتیم و همینجا با صراحت تاکید کنیم، این بیماری و سویههای جدید و قدیم آن از چشم دانشمندان سختکوش ایرانی پنهان نمانده و قرار نیست کلنیهای ایران، علیرغم این تیترهای غیرحرفهای و نگرانکننده نابود شوند.
در این راستا و در جهت شفافسازی علمی و آموزش دقیق و روشن به زنبورداران عزیز با دکتر مجتبی محرمی به گفتگو پرداختیم:
ویروس «تغییر شکلدهنده بال» یا بهاختصار «DWV» چیز جدیدی نیست
رئیس انجمن علمی زنبورعسل ایران در پاسخ به این سؤال که آیا ویروس «تغییر شکلدهنده بال» یا بهاختصار «DWV» بیماری جدید و نوظهوری در کشور است؟ گفت: این ویروس عامل جدیدی نیست و از قبل سال هاست که شناسایی شده و در بسیاری از زنبورستانهای دنیا این ویروس حضور دارد و چیز جدید و نوپدیدی در دنیای آفات زنبورعسل به شمار نمیآید و عامل انتقال و شیوع آن نیز مایت یا «کنه واروآ دستراکتور» است که از مهمترین آفات زنبورعسل در جهان قلمداد میشود.
دکتر مجتبی محرمی، تصریح کرد: این ویروس توسط عامل کنه به نوزادان و بهخصوص شفیرهها منتقل میشود که بیماریهای ویروسی زنبورعسل به دودسته؛ بیماریهای ویروسی نوزادان و بیماریهای ویروسی بالغین تقسیم میشود و ویروس «تغییر شکلدهنده بال» یا بهاختصار «DWV» هم در دسته ویروسهای مبتلا کننده نوزادان و شفیرهها تقسیمبندی میشود.
اثر مستقیم ویروس بر نوزادان و شفیرهها
رئیس بخش بهداشت، تحقیق و تشخیص بیماریهای زنبورعسل و کرم ابریشم مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی، افزود: اثرات این ویروس بر روی شفیرههای زنبورعسل، سبب عدم تکامل درست شفیرهها میشود و وقتی این شفیرهها در حال تبدیل به زنبور بالغ هستند، نشانههایی از نارس بودن دارند که خوردگی و تغییر شکل بالها و دیگر نارساییهای ظاهری از علائم ابتلا این ویروس است.
ایشان با بیان اینکه، کنه واروآ، دو اثر مستقیم بر شفیرهها دارد، اضافه کرد: اول اینکه از «همولنف» بدن شفیرهها تغذیه میکند و سبب رشد ناکافی شفیرهها بر اثر کاهش همولنف میشود و دوم اینکه با ایجاد جراحتهایی بر بدن شفیرهها سبب ورود سایر اجرام بیماریزا و ویروسها سبب تکامل ناقص شفیرهها میشود.
دکتر محرمی، با اشاره به اینکه زنبورهای عسلی که در معرض این عوامل قرار بگیرند، جثهای کوچک و ناقص خواهند داشت، عنوان کرد: این حشرات قدرت پرواز، تواناییهای بهداشتی، پرستاری، خانهسازی و سایر فعالیتهایشان نسبت به زنبورهای بالغ سالم کاهشیافته و بهشدت افت پیدا میکند.
ایشان در پاسخ به این سؤال که چگونه میتوان این عوامل و بیماری ویروسی را از اختلالات ژنتیکی تمیز داد؟ ابراز کرد: متمایز ساختن اختلالات ژنتیکی از بیماری ویروسی آسان است، چرا که ما در بیماری ویروسی، بهسادگی میتوانیم شیوع کنه واروآ که عامل اصلی است را در زنبورهای بالغ و داخل حجرات کندو مشاهده کنیم.
رعایت بهداشت و کنترل اصولی کنه واروآ بهجای نگرانی
رئیس انجمن علمی زنبورعسل ایران، ادامه داد: ویروس «DWV» با ورود به بدن شفیرهها، سبب بلوغ ناقص زنبورعسل و تکامل نیافتن بهصورت کوچک بودن بالها، خوردگی بالها و دیگر علائم میشود. این ویروس در شفیرهها رشد و تکثیر یافته و مانع رشد بالها و باعث تحلیل رفتن عضلات در زنبوران بالغ میشود.
ایشان با ذکر این مطلب که این بیماری ویروسی چیز جدیدی نیست ولی تحت سویههای مختلف در ادوار متمادی و جغرافیاهای مختلف نمود پیدا میکند، اظهار کرد: ولی در شرایط کنونی نمیتوان عنوان کرد که سویه خاصی در جهان شیوع و همهگیری حاد پیدا کرده و نگرانی خاصی در دنیا به وجود آمده است، بلکه حساسیتهای موجود بیشتر بر بقای کلی زنبورعسل است که در سالهای اخیر مخاطرات فراوانی برای آن از جمله گرمایش زمین، آفتکشها و خشکسالیها پیشآمده است.
محرمی، یادآور شد: در جهان چون شرایط اقلیمی در حال تغییر هست، ما تلفیقی از علل مختلف و عوامل تلفیقی بیماریزا را در کلنیها مشاهده میکنیم، یعنی همزمان هجوم مایت واروآ، انتقال ویروس، گرمایش زمین، کاهش جریان شهد و گرده، ریزگردها، آلایندهها و سموم و کودهای شیمیایی کشاورزی در کنار سایر آلایندههای آبوخاک، سبب میشود ما بیماریها را در کلنیهای زنبورعسل بهصورت تشدید شده مشاهده کنیم.
ایشان با بیان اینکه، البته ترکیب این عوامل و تهدیدات برای زنبورعسل بسیار نگرانکننده است، تاکید کرد: متأسفانه هیچ داروی خاصی را نمیتوانیم برای بیماریهای ویروسی توصیه کنیم، ولی داروهای کنترل کنه واروآ در اینجا بسیار مهم هستند و اینکه با روشهای جامع مدیریت آفات و کنترل بیماریها، همچنین با اعمال مدیریت علمی بهداشتی بر زنبورستان، میتوانیم تا حدود زیادی از بروز و شیوع این بیماریهای ویروسی جلوگیری کنیم.
کنترل تغذیه و تعادل شهد و گرده
این پژوهشگر ارشد بیماریهای زنبورعسل، بیان کرد: در اختیار قرار داشتن توأمان شهد و گرده برای تغذیه زنبورعسل و تعادل این دو نهاده در چرخه تغذیه بسیار مهم است و اگر در منطقه گرده کاهشیافته و تنها شهد جاری باشد، میتواند عوارض کاهش پروتئین تام موردنیاز زنبورعسل را بروز دهد و کاهش پروتئین میتواند سبب ضعف کلنیهای زنبورعسل شود.
محرمی توصیه کرد: زنبورداران در مناطقی مستقر شوند که شهد و گرده کافی وجود داشته باشد و اگر گرده به میزان کافی در آن محدود در دسترس زنبورها نبود، طبیعتاً پروبیوتیکها و تغذیههای پروتئینی میتوانند کمک کنند، اما هیچچیز برای زنبورعسل جایگزین گرده طبیعی نیست، ولی در صورت عدم امکان، میتوان از مکملها و تغذیههای کمکی در حد مناسب، علمی و حساب شده استفاده کرد.
ایشان در پایان خاطرنشان کرد: عدم تناسب شهد و گرده، خود میتوان عامل کاهش جمعیت و بروز مشکلات در کلنی باشد و باید تناسب لازم بین جمعآوری گرده و شهد در کلنیها برقرار باشد، مثلاً زمانی که زنبوردار مدت زیادی در کنار مزارع آفتابگردان میماند، شاهد ریزشی مقطعی میشود، چرا که این تعادل شهد و گرده برای کلنیها برهمخورده است که رعایت این بالانس پروتئین و مواد قندی یا شهد و گرده باید همیشه مدنظر زنبورداران باشد تا جمعیت قوی و کمترین میزان ریزش را داشته باشند
تحلیل و گفتوگو: مهدی رفائی






























این مسایل وقتی پیش میاد که بجای مطالب علمی سراغ اخبار جنجالی بریم.