۱۶۱۸
۶
۰

ادامه سیاست سرشماری های غیرعلمی در صنعت زنبورداری

برنامه ریزی و سیاست گذاری با آمار غلط تنها برای رفع تکلیف
برنامه ریزی و سیاست گذاری با آمار غلط تنها برای رفع تکلیف
شوربختانه شاهدیم در سایه بی اهمیتی ها و کم توجهی ها به صنعت زنبورداری و تنها برای رفع تکلیف پس از چند سال توقف با توجیه غیر منطقی شیوع کرونا، وزارت جهاد کشاورزی با ابلاغ به معاونت امور دام استان ها بدون اصلاح مشکلات قبلی مبادرت به برگزاری سرشماری کلنی های زنبور عسل کشور در نامناسب ترین فصل سال کرده است. آمارگیری با هزینه شخصی زنبورداران که نه تنها پایه علمی و اصول دقیقی ندارد، بلکه آمار استحصال شده سال‌های قبل و واقعیات میدانی موجود نشان می دهد نتایج این سرشماری ها فرسنگ ها با حقایق و واقعیات موجود فاصله دارد و نه تنها گره ای از مشکلات این صنعت باز نمی کند بلکه این آمار غلط کلیت توسعه و همه برنامه های مفید این صنعت را به مخاطره انداخته و گلوگاهی از فساد برای فرصت طلبان ایجاد می کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، پس از چند سال عدم سرشماری سالانه کلنی‌های زنبور عسل کشور با توجیه شیوع کرونا که البته این توجیهات به هیچ وجه قابل قبول اهالی صنعت زنبورداری نبود، امثال هم شاهدیم که این سرشماری نه با اصلاح رویه ها و اشکالات، بلکه به نظر می رسد با همان متد غیر علمی قبلی و تنها برای رفع تکلیف از سوی وزارت جهاد کشاورزی در جریان است.

سوء تدبیر و آمارسازی  برای تفاخرهای پوشالی

به گزارش عسلنا، اینکه هزینه سرشماری از جیب بهره بردار گرفته شود. اینکه هیچ پروتکل یا دستورالعمل علمی و مطابق استانداردهای جهانی و آسیب شناسانه‌ای برای آمارگیری وجود نداشته باشد. اینکه ناظران مرکز  ملی آمار، نهادهای مستقل یا کارشناسان خبره حضور نداشته باشند. اینکه در سال های قبل مشاهده شده که به کرات آمار غیر واقعی، صدور دفترچه برای غیر زنبوردار، تخصیص آمار مضاعف و فرا واقعی وجود داشته و حتی برخی نواحی فاقد تعاونی زنبورداری اصلا شمارش نشدند و در برابر تفاخر و علاقه به مسابقه آماری در بُعد استانی و بین المللی و اینکه باد در غبغب بیفکنیم که ما چهارمین کشور جهان از نظر تعداد کلنی هستیم، ولی در شاخص های کیفی در ته جداول باشیم. چه چیزی را جز سوء تدبیر و سوء مدیریت و عدم دلسوزی و کار غیرعلمی را می رساند؟

نارضایتی زنبورداران از سرشماری بی قاعده و غیر علمی

عدم اجرای سرشماری سالانه( هر چند غیر دقیق) زنبورستان‌های کشور موجب ناراحتی و رنجش جامعه زنبورداران ایران در این سال ها شده بود و بسیاری از کارشناسان این صنعت نه‌تنها عدم اجرای این طرح با توجیه کرونا را قانع‌کننده نمی‌دانستند، بلکه آن را نمونه‌ای از بی‌توجهی و بی‌مهری به صنعت زنبورداری و در بردارنده هزینه‌ها و مخاطرات سنگینی برای این صنعت می‌دانند. بزرگان صنعت زنبورداری کشور انتظار داشتند پس از چند سال تاخیر حداقل رویه های غیر علمی و ناسالم در روال سرشماری و آمارگیری اصلاح شود و پس از این تاخیر مخرب شاهد یک آمارگیری علمی و دقیق بر اساس متد روز جهانی باشیم.

بدون شک داشتن آمار دقیق و علمی در هر صنعتی پایه و تکیه گاه پیشرفت و توسعه پایدار است و بدون داشتن این آمار دقیق و علمی و به خصوص وجود آمار فیک و نادرست به تصمیم گیری های اساسی و برنامه ریزی توسعه ای برای هر صنعتی لطمه خواهد زد.

 

 

توزیع خدمات و نهاده و سیاست گذاری بر اساس آمار نادرست و غیر دقیق

همیشه و در همه جوامع، آمار و داده‌های اطلاعاتی، زیرساخت و خمیرمایه تحلیل روندها، سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای و اقتصادی و مبنای آسیب‌شناسی و ترمیم، اصلاح و اعمال سیاست‌های حمایتی در مورد هر صنعتی است و بدون آمار از داده‌های مختلف زیرساختی، جمعیتی، ابزار و ادوات، نیروی انسانی، فرهنگ و آموزش، تحقیقات و سایر موارد امکان هیچ تحلیل درست و فعالیت توسعه‌ای وجود ندارد.

اهمیت سرشماری و داشتن بانک‌های کامل، قوی و به‌روز آماری نیز از ضرورت‌های صنعت زنبورداری ایران به شما می‌رود، برای تامین نهاده برای برنامه ریزی توسعه ای و صادرات ، برای تامین دارو و مواد اولیه خاصه در سال‌هایی که ما با مشکلات عدیده اقتصادی و گرانی ابزار و ادوات، کاهش قدرت خرید مردم، تلفات فراوان زنبورها و مشکلات عدیده‌ای نظیر خشک‌سالی، سم‌پاشی‌های بی‌رویه، نوسان دما، آلودگی هوا، شیوع بیماری‌ها و مشکلات دیگر در صنعت زنبورداری دست‌به‌گریبانیم.

آسیب شناسی سرشماری های غیر علمی زنبورداری

آمارگیری با روش هایی مثل خود اظهاری بدون راستی آزمایی و داشتن ابزار دقیق درستی سنجی و سپردن این آمارگیری به دست تشکل هایی که خود با هزاران مشکل از جمله عدم سرویس دهی مناسب به زنبورداران دست به گریبانند و اعتماد به برخی افرادی که بدون هیچ اعتبارسنجی، داشتن دانش زنبورداری و حتی صلاحیت حرفه ای و شغلی در تشکل ها رشد کردند ، یک اشتباه استراتژیک و فساد آفرین است.

از جمله آفات و اشکالاتی که در آسیب شناسی سرشماری های غیر علمی که به صورت خود اظهاری توسط زنبورداران و عمدتا تعاونی های کشور در سال های قبل صورت گرفته موارد زیر قابل ذکر است:

  • نداشتن بانک اطلاعاتی دقیق و مستند از زنبورستان های کشور و شناسنامه نداشتن کلنی ها، عدم پلاک بندی کلنی ها
  • عدم تعریف جامع و علمی که  در سرشماری چه کندویی با چند قاب نماد یک کلنی است
  • دخالت برخی افراد ذی نفوذ در آمارسازی به طوری که به تحقیق نه تنها آمار بیش از 100 هزار زنبوردار و 11 میلیون کلنی با واقعیت های موجود تطابق ندارد.
  • آمارگیری و دادن اختیار تکمیل اطلاعات به افراد ذی نفع و تشکل های ذی نفع در توزیع نهاده و خدمات
  • عدم دخالت یک ارگان مستقل و بی طرف قوی و علمی برای نظارت بر سرشماری
  • عدم مطابقت روش این سرشماری ها با متد سرشماری، بازشماری و راستی آزمایی جهانی
  • عدم نظارت دقیق دولتی و حضور کمرنگ متخصصین جهادکشاورزی در بسیاری از استان ها و شهرستان ها
  • عدم وجود تعاونی زنبورداری در شهرستانهای زیادی از کشور و غیر دقیق بودن آمار آنها و عدم دسترسی به آمار این شهرستان ها
  • امکان تقلب، خود اظهاری های غلط، گذاشتن جعبه های خالی و غیر متخصص بودن بسیاری از عوامل سرشماری
  • عدم آموزش علمی ضابطین سرشماری و استفاده از نیروهای پیمانی،آماتور، داوطلب و نظامی در این امر
  • اتکا به آمار فیک و خلاف واقع بسیاری از زنبورستان ها و تعاونی ها بدون راستی آزمایی دقیق
  • توزیع نهاده و امکانات و تسهیلات بر پایه آمار غیر دقیق و خلاف واقع و ظلم در حق زنبوردار واقعی و مافیا پروری و تبدیل برخی تعاونی ها و بعضی مدیران صنعت به دلالان و بنگاه های شکرفروشی و دامن زدن به تولید عسل تغذیه ای و  بی کیفیت.
  • سرشماری در فصل نامناسبی همچون ماه مهر که بسیاری در حال کوچ هستند و زنبورستان ها  از نظر جمعیت در وضعیت پائین و بسیار نامطلوبی قرار دارند.
  • عدم دلسوزی و درایت کافی و به طور کلی عدم شمارش دقیق کندو به کندو، چند بار شماری برخی کلنی ها به دلیل کوچ در چند استان.
  • عدم اطلاع رسانی دقیق و در دسترس نبودن بسیاری از زنبورستان ها و عدم شرکت برخی زنبورستان های کشور به دلیل مشکلات

حضور کمرنگ جهاد کشاورزی، عدم تخصیص بودجه و امکانات

این سرشماری به دلیل ساختار قدیمی و غیر دقیق، نقدهای فراوانی به خروجی های آن وارد است، اما عدم تلاش برای اصلاح روندها و حضور نظارتی کمرنگ دولت و عدم پاسخگویی دقیق و تنها بالیدن به یک آمارسازی که با واقعیت، فرسنگها فاصله دارد و تفاخر به اینکه مثلا ما در تعداد کلنی رتبه چهارم هستیم و در مقابل مشاهده ضعف خدمات دهی دولتی و رتبه شرمسارکننده ایران در صادرات محصولات زنبور عسل در جهان و دیگر مشکلات موجود اوج بی اهمیتی و نادیده گرفتن این صنعت استراتژیک و تامین کننده امنیت غذایی است و سمبلی برای تفکر مدیرانی است که روزمرگی را بر آینده نگری ترجیح می دهند و تنها کورسوی امید موجود بر داشتن مرجع آماری سالانه دقیق برای حمایت از زنبوردار را هم میبندند.

نظارت و راستی آزمایی ضعیف متولیان دولتی

بلکه سال هاست هیچ راستی آزمایی در دفترچه های زنبورداری، حذف و اضافه شدن آنها و شمارش دقیق میدانی به عمل نیامده است و بین استانها مسابقه تعداد کلنی به راه افتاده است. به طور مثال استان یا شهرستانی که برای غرامت و بیمه گرفتن ادعای گزاف از بین رفتن نیمی یا حتی 70 درصد زنبورهایش را کرده در سایه بی نظارتی وزارت جهاد کشاورزی و بی تفاوتی مسئولین دقیقا دو ماه بعد همان میزان قبلی آمار دو سال پیش را نهاده می گیرد یا یکسال بعد در حالی که انتظار می رود دستکم آمارش 30 تا 40 درصد کم شده باشد، دوباره با آمار سازی(بدون لحاظ کردن آن تلفات ادعایی) اقدام به  ارائه آماری نجومی و خلاف واقع و حتی بیشتر از سال قبل می کند، بدون اینکه مسئولین و ناظران بپرسند در خشکسالی و تلفات و این همه حادثه چگونه این آمار رشد داشته است؟!

برای این سرشماری سال هاست حتی یک سایت مرجع خود اظهاری هم ایجاد نشده تا آمار به روز شود و داده ها راستی آزمایی شود.

حقیقتاً وقتی این مسئله را زنبوردار ایرانی می‌شنود، اولین حرف و عکس‌العملش این است که از قدیم هم زنبور و زنبورداری برای متولیان دولتی و موظفین سازمانی این صنعت، اهمیتی نداشته و همیشه این صنعت سودمند و زیربنای کشاورزی و توسعه پایدار را، سرباری برای معاونت دام و طیور و فرزندی ناخواسته و خردسال در کنار برادران بزرگی مثل؛ دام، طیور، شیلات، باغبانی و حتی کرم ابریشم فرض کردند و اگر ته سفره، لقمه‌ای ماند نصیب زنبورداری می‌شود.

شعارهای زیادی از مسئولین می شنویم، ولی متأسفانه صنعت زنبورداری و زنبورعسل که در قرآن مجید و روایات دینی هم تکریم شده، به‌عنوان عنصر گرده‌افشانی و باعث تولید یک‌سوم غذای بشر و ضامن امنیت غذایی، تنوع زیستی، بهبود کمی و کیفی محصولات زراعی و باغی و ناجی بقای کره زمین، هرگز به جایگاه شایسته و منزلت خود در سیاست‌گذاری‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و بودجه‌ها نرسیده و همیشه مورد بی‌اهمیتی و بی‌مهری قرارگرفته است.

آمارگیری امسال ادامه روند غلط سال های قبل

اگر چه امسال هم وزارت جهاد کشاورزی مدعی آمارگیری دقیق و راستی آزمایی است ولی مستندات، مشاهدات و گفتگو با بسیاری از فعالین صنفی استان ها نشان می دهد که وزارت جهاد کشاورزی و دفتر مجری طرح توسعه  زنبورداری کشور در معاونت امور دام، تنها به فراخوان و بخشنامه و چند جلسه مجازی و حضوری توجیهی بسنده کرده و امورات این سرشماری را به جهاد استانها سپرده است و جهاد استانها نیز با حواله دادن به تعاونی ها و اتحادیه ها و دیگر سازمان ها مشارکت بسیار ضعیف و کمرنگی در اکثر استانها داشتند و جهاد اکثر استانها اذعان کردند که برای این سرشماری، نیروی انسانی و ماشین آلات کافی در اختیار ندارند و نمی توانند بودجه ای اختصاص دهند.

جهاد هر استان نیز بدون وجود یک پروتکل و سیستم آمارگیری قانونی و علمی با توجه به امکانات و سلیقه خود با کمک تعاونی ها و برخی نهادهای دیگر اقدام به سرشماری نموده است. در اکثر استانها حتی شمارش دقیق میدانی صورت نگرفته و هیچ مستند یا نظارتی هم بر این واقعه نیست و تنها به شمارش رندوم و دسته ای و تکیه بر خود اظهاری برای سایر زنبورستان ها تکیه شده است. در برخی استانها شاهدیم که حتی نمایندگان و ناظران جهاد کشاورزی حضور فیزیکی چشمگیر نداشتند و تعاونی ها اذعان می کنند در جلسات با جهاد کشاورزی عنوان شده که جهاد فاقد نیروی انسانی کافی است، بودجه ای نمی تواند اختصاص دهد و تنها در برخی از استانها و معدود شهرستانها، جهاد استان به ارائه ماشین، تامین غذای سرشماران یا تسهیلات بسیار محدود دیگر همت گذاشته است.

در اکثر استانها و شهرستان ها بار این سرشماری بر دوش تعاونی ها بوده و حتی تعاونی ها بین 50 تا 100 میلیون تومان هزینه متحمل شدند. حال سئوال اینجاست که آیا هزینه سرشماری باید از جیب زنبوردار داده شود؟ آیا وقتی تعاونی یا زنبوردار هزینه می دهد و خود که ذی نفع است در این سرشماری متصدی است این شائبه فساد، آمار سازی یا توقع برای اخذ آمار اضافه ایجاد نمی کند؟

سرکشی های موردی به اسم نظارت و راستی آزمایی

البته شنیده های حاکی است که مسئولین دفتر زنبور عسل جهاد برای راستی آزمایی به برخی استانها سفر کردند ولی سوال اینجاست آیا همه استانها را قادرند راستی آزمایی کنند و چرا از ظرفیت پیشنهادی نهادهای مستقل و حرفه ای در این صنعت که پیشنهادهایی هم به ایشان بدومن توقع مالی داشتند، استفاده نشده است.

مسئولین جهاد استان ها یا دفتر مجری طرح توسعه زنبورداری که اطلاع رسانی و همگامی خاصی هم با رسانه های مستقل ندارند در کجا قرار است گزارش دقیقی از راستی آزمایی این سرشماری ها منتشر کنند و آیا در صورت مشاهده تخلف کل آن استان را دستی و میدانی سرشماری می کنند؟

نیک می دانیم که چنین اتفاقی نیفتاده و نمی افتد و متاسفانه اکثر آمارگیری در اکثر صنعت ها به خصوص دام و طیور مبنای علمی و دقیقی ندارد و صرفا جهت آمار سازی و رفع تکلیف انجام می شود. گواه این ادعا آمارهای نجومی برخی استانهای کشور در زنبورداری است که سهمیه شکر دریافتی شان آنقدر زیاد است که حتی شهرستانهای استانهای همجوار را هم پوشش می دهند.

راهکارهایی که می توانست راهگشا باشد

عدم استفاده از ظرفیت نخبگی و خردجمعی

به گزارش عسلنا، حتی در نبود امکانات مالی و نیروی انسانی جهاد کشاورزی که دهها سایت و سامانه برای  شاخه های دیگر ایجاد کرده ولی تنها برای زنبورداری بودجه و امکانات ندارد، می توانست با ایجاد یک سامانه با هزینه اندک این اطلاعات را به صورت خود اظهاری دریافت و تنها با اختصاص یک تیم و نظر سنجی از استان ها راستی آزمایی کند که قطعا با ایجاد تعهد لازم و سیستم تنبیه برای اطلاعات نادرست ، می توانستیم نتیجه ای بهتر از آنچه اکنون در جریان است داشته باشیم.

ای کاش مسئولین زنبور عسل کشور به جای تصمیمات خلق الساعه و روش های باری به هر جهت و غیر علمی ، استفاده از ظرفیت نهاده های مستقل و نخبگان و پیش کسوتان را برای ارائه و انجام یک سرشماری علمی دقیق میدانی بر پایه صداقت و راستی آزمایی با استفاده از متد جهانی تایید شده انجام می دادند. این کار بسیار ساده بود که همین هزینه ای که الان از هر زنبوردار اخذ شده یا تعاونی ها تقبل کردند را تجمیع کرده و با نظارت جهاد نیروی های مستقل و غیر ذی نفع این امر را بر عهده بگیرند و یک نهاد مستقل نیز آنها را بر اساس متد علمی آموزش دهد تا کل کشور را افراد غیر بومی و مستقل آمارگیری کنند، ولی متاسفانه خواسته آقایان علمی و دقیق بودن و متقن بودن آمار نیست، بلکه علاقه دارند به ساده ترین و کم ترین هزینه و سریع ترین شکل ممکن سر و ته این سرشماری را به هم برسانند.

به گزارش عسلنا، مخلص کلام اینکه بر اساس  داده های میدانی و استانی، بروز خشکسالی، بیماری های فراگیر و همه گیر نظیر نوزما ، انواع لوک و...، وقوع تلفات شدید سم پاشی ها، گرد و غبار، وضعیت اقتصادی زنبورداری و دیگر عوامل و بر اساس راستی آزمایی های انجام شده توسط این رسانه ارائه آماری که وضعیت کلنی های کشور را نزدیک به آمار سال 98(یازده میلیون کلنی) و تعداد زنبورداران را نیز 80 تا 100 هزار نشان دهد، نمی‌تواند مبنای علمی دقیقی داشته باشد.

به عقیده بسیاری از کارشناسان و پیشکسوتان صنعت زنبورداری با دید اغماض و خوشبینانه بیش 50-60 هزار زنبوردار و6-7 میلیون کلنی در کشور وجود ندارد، بیائید بر پایه صداقت و آمارگیری علمی و دقیق و با صرف نظر از رقابت مضحک استانی و قومی، زنبورداری این مرز و بوم را بر پایه واقعیات از نو بنیاد کنیم.

گزارش تحلیلی از مهدی رفائی

۶
۰
دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید