۱۴۵۲
۳
۰

تهدید زیست‌محیطی برای «رکو» گرده‌افشان ارزشمند ایرانی

«زنبورعسل کوچک» گنجینة ژنتیکی نیازمند حمایت
«زنبورعسل کوچک» گنجینة ژنتیکی نیازمند حمایت
گونه ارزشمند زنبورعسل کوچک که نژاد بومی و وحشی زنبورعسل ایرانی است و توسط محلی‌ها در جنوب کشور «رکو» نامیده می‌شود بر اثر تخریب زیستگاه‌ها و غارت عسل‌های وحشی توسط شکارچیان عسل و نیز به دلیل بی‌اطلاعی برخی مردمان بومی و عدم فرهنگ‌سازی و حمایت ازاین‌گونه و تبیین مجازات برای خاطیان و حفاظت از اکوسیستم زندگی این حشره سودمند در حال نابودی است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، زنبورعسل‌های بومی هر منطقه یا زنبورعسل‌های وحشی نیازمند حمایت هستند. ما انسان‌ها نباید با برهم‌زدن نظم اکوسیستم در زندگی طبیعی این‌گونه‌های ارزشمند خللی وارد کنیم.

به گزارش عسلنا، در ایران دو گونه زنبورعسل وجود دارد، عموماً زنبورعسل معمولی را به‌عنوان زنبورعسل غربی یا زنبورعسل اروپایی می‌شناسیم که در ایران یکی از گونه‌هایش به‌عنوان زنبورعسل نژاد «مدا» یا «پرسیکا» یا «ایرانیکا»  با نام علمی Apis mellifera meda) ) به‌عنوان زنبورعسل ایرانی شناسایی می‌شود.

 روایت شده که پروفسور «رتنر» و «اسکرینکف» برای اولین‌بار در ایران و البته در دنیا این‌گونه را در منطقه زاگرس شناسایی کردند و این نژاد که برای هزاران سال در ایران بوده، توسط پرفسور «گوئتز» در دانشگاه بُن (آلمان غربی) نام مدا گرفته که اشاره به یکی از سلسله‌های ایران باستان دارد.

حتی نظریه‌های علمی وجود دارد که زنبورعسل ایرانی از اجداد اولیه سایر زیرگونه‌های زنبورعسل در دنیاست یعنی سایر زیرگونه‌ها از زنبورعسل ایرانی «مدا» تولد و پرورش پیدا کردند

 

 

امروزه شاید داشتن یک ملکه اصیل مدا چندان قابل اثبات نباشد و البته با ورود ملکه‌هایی با نژادهای دیگر که باعث وجود یک سری تغییرات ژنتیکی شده، گونه‌های مختلفی با  صفات تغییریافته در کشور گسترش‌یافته‌اند.

یک‌گونه دیگری از زنبورعسل در مناطق گرمسیر و در جنوب کشور موجود است که به نام «زنبورعسل کوچک» معروف است و محلی‌ها به آن «رکو» می‌گویند و بومی مناطق گرمسیری بوده و «تک شان» و مهاجر است.

این‌گونه وحشی قابل مدیریت در داخل کندو نیست و «نورتن» است، ازآنجایی‌که نیازمند است تا برای چرا کردن در طبیعت و برای رقص زنبورعسل در جهت اطلاع‌رسانی منابع شهد  و گرده به سایر زنبورها، نیازمند نور پلاریزه خورشید است، در نتیجه نمی‌تواند در داخل کندو در محیط تاریکی بماند.

 علاوه‌برآن  این زنبورعسل مهاجر هم هست، یعنی اگر ببیند شرایط زیستی مناسبی در یک منطقه یا مکان ندارد، کندو و کلنی را ترک می‌کند و به منطقه و مکان مناسب‌تری می‌رود. در بسیاری از منابع این‌گونه را هم ‌به نام علمی «اپیس فلورا» یا زنبورعسل کوچک می‌شناسند، این‌گونه زیبا،  یکی از نه گونه زنبورعسل در دنیاست که ما  در ایران دو گونه‌اش را به‌صورت نژاد بومی داریم.

 به گزارش عسلنا، در مراتع گرمسیری ایران خیلی از گونه‌های گیاهی منطقه رویشی خلیج‌فارس و دریای عمان وجود دارد که جزئی از مناطق گرمسیری نیمه استوایی و جنگل‌های نیمه استوایی شناخته می‌شوند و اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد که در گردافشانی این صدها گونه گیاهی منطقه این‌گونه زنبورعسل نقش بسیار مهمی دارد. خیلی از درختان مانند آکاسیا و مرکبات و به‌ویژه کُنار و خیلی از گونه‌های حرا و حتی جنگل‌های مانگرو در نقاط جنوبی توسط زنبورعسل کوچک آپیس فلورا گرده‌افشانی می‌شود که اهمیت اکولوژیکی و زیست‌محیطی بسیار زیادی دارد.

 اما متأسفانه به‌خاطر برداشت بی‌رویه و غیراصولی از عسل وحشی، این زنبورعسل در معرض انقراض است و زیستگاه‌هایش در طبیعت مدام کوچک‌تر می‌شود. تعداد این حشره سودمند به‌شدت کاهش پیدا کرده و تراکم این حشره ارزشمند کم شده است.

 به گزارش عسلنا، ازآنجاکه در سال‌های اخیر خشکسالی هم به مشکلات طبیعت افزوده شده، این حشره از مناطق وحشی و زیستگاهی بومی که در جنگل‌ها و درختان مرکبات و کُنار بوده، به مناطق داخل شهر منتقل شده و حتی در مناطقی از جنوب در منازل و بالکن‌ها و زیر کولر و گاهی در دخمه‌های مختلفی در منازل لانه و کلنی ساخته است و متأسفانه با بی‌مهری محلی‌ها مواجه می‌شود، چرا که مردم بومی کمتر در مورد فوائد و ارزش این‌گونه آگاه هستند. البته در سال‌های اخیر توسط گروه‌های زیست‌محیطی و حامی زنبورعسل و گونه‌های نایاب فعالیت‌های مثبت ترویجی و فرهنگ‌سازی انجام شده است.

متأسفانه، گزارش شده که برخی مردم شهرها و روستاها در جنوب، با پیف‌پاف و حشره‌کش این‌گونه نادر و ارزشمند را از بین می‌برند و این یک نگرانی بسیار جدی  برای فعالان صنعت زنبورداری و محیط‌زیست است.

البته توسط برخی دوستداران و حامیان «کمپین حمایت از زنبورعسل کوچک ایرانی» ایجاد شده که درصدد است با استفاده از زنبورداران و  نخبگان محلی برای شکارچیان عسل و بومیانی که در آن منطقه وجود دارند، فرهنگ‌سازی کند.

متأسفانه، جوانانی که بیکار هستند و وضعیت اقتصادی خوبی ندارند، سوار بر موتور به عرصه‌های بکر طبیعت و اکوسیستم و قلمرو این موجودات وارد می‌شوند و در اواخر تابستان تا آبان در جنگل‌های کنار و مناطق بکرتر با دوددادن کلنی‌ها و سایر فعالیت‌های نابجا و خطرساز این  کلنی‌های اصیل را نابود می‌کنند و مناطق بکر زیستگاهی این حشره را از بین می‌برند  و غذایش و عسل تولیدی را کامل برداشت می‌کنند و زنبورعسل بر اثر بی ملکه‌ای و بی‌غذایی و خرابی کلنی‌ها از بین می‌رود.

به گزارش عسلنا، این در یک کشور قانونمند و دوستدار محیط‌زیست یک فاجعه است و متخلفانش به‌شدت مجازات می‌شوند؛ ولی متأسفانه سازمان محیط‌زیست و منابع طبیعی که یکی از رسالت‌هایش مقابله با این موارد هست، کمتر و به‌ندرت مواجهه و مقابله دارد.

در نهایت با نگاهی تک‌بعدی و فرمایشی صرفاً یک بخشنامه صادر می‌کند و برداشت را ممنوع می‌کند یا در نهایت یک جریمه وضع می‌کند، درحالی‌که این دوای این درد جانکاه برای زنبورعسل کوچک ایرانی نیست.

متأسفانه، سازمان‌های ناظر عنوان می‌کنند که ما نیروی لازم را برای مناطق حفاظت شده حیات‌وحش هم نداریم، چه رسد که مراتع و گونه‌های جنگلی و زیست گاهی را حراست کنیم.

جالب است بدانیم که در کشورهایی مثل کانادا یا ایالت متحده آمریکا، تنها از 300 سال اخیر زنبورعسل به آن مناطق رفته، یعنی به‌صورت بومی زنبورعسل در آن مناطق نبوده و زنبورعسل از اروپا و ایران و خاورمیانه به کشورهای دیگری مثل کانادا، استرالیا، چین و آمریکا رفته است، یعنی این‌ها،  نژاد بومی نداشتند، ولی در ایران که ما نژاد بومی را داریم، این درصد ژنتیکی بسیار عظیمی هست.

اهمیت چهارفصل بودن کشور ایران در پرورش زنبورعسل این قابلیت را به وجود آورده که گونه‌های بومی مهاجرت کنند و زنبورداران هم بتوانند در صورت ناگزیر بودن یا برای تنوع اقلیمی به نقاط مختلف دیگر کوچ کنند.

 این اهمیت تنوع زیستی فلات ایران است که گونه‌های گیاهی که مثلاً امسال رشد کردند  می‌توانند گونه‌های گیاهی خشکی‌پسند باشند، مثل کنگرها یا گون‌ها و در فصولی از سال هم گونه‌هایی که گل‌دهی خیلی خوب و رطوبت دوستی دارند، مثل زول و گونه‌های دیگر تنوع برداشت عسل ایران را کامل کنند.

اهمیت این تنوع زیستی زمانی روشن می‌شود که در ایران زنبورعسل بومی داریم یا  هزاران گونه گیاه‌های بومی وجود دارد که بیش از 8 هزار گونه گیاهی بومی ثبت شده داریم.

  به گزارش عسلنا، این اهمیت بسیار بالایی دارد و اگر یک‌زمان، خدانکرده زنبورعسل از فلات ایران نابود شود یا اینکه زنبورداری نابود شود، متأسفانه خیلی ازاین‌گونه‌های گیاهی هم به مدد اینکه گردافشانی خوبی انجام نمی‌شود در معرض انقراض و نابودی قرار می‌گیرند و این است که ما بایستی به اهمیت زنبورهای کوچک و گرده‌افشان‌ها واقف بوده و درصدد حمایت و افزایش آنها و بهبود وضعیت زیستی‌شان باشیم.

 البته بحث استقرار کلنی‌های زنبورعسل هم باید با قاعده و ضابطه باشد و بر اساس زنبور پذیری هر مرتع صورت پذیرد و با حضور اصولی، منطقی و بر اساس ظرفیت هر مرتعی، زنبورستان‌ها  دائر شوند و خوشبختانه در اکثر مراتع کشور هم برای زنبورداری مکان‌های مناسبی وجود دارد.

 هم به لحاظ مرتع و هم برای گونه‌های گیاهی و اکوسیستم هیچ کمبود خاصی نداریم و تنها به سیاست‌گذاری درست برای گرده‌افشانی‌ها نیاز داریم، به شرطی که اهمیت بالای زیست‌محیطی این‌گونه‌های نایاب را درک کنیم.  

هرکدام از سازمان‌های متولی بایستی اهمیت زنبورعسل را در وهله اول درک کنند و زنبورعسل را به‌عنوان یک نهاده زنده و زندگی‌بخش تلقی کنند، همان‌طور که نور و آب، یک نهاده هستند، زنبورعسل هم به‌عنوان گرده‌افشان ضلع سوم این نهاده طبیعی برای بحث گردافشانی و تولید بذر قرار گیرد و سیاست‌هایی اتخاذ شود تا از این موجودات مهم و سودمند حمایت شود.

گزارش و تحلیل از: مهدی رفائی

۳
۰
دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید