به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، اهمیت تنظیم متابولیسم و استفاده از محصولات دانشبنیان در سالهای اخیر باتوجهبه کاهش منابع شهد و گرده در صحراهای ایران بر اثر خشکسالی و دیگر عوامل از موضوعات مهم در بحث تغذیه زنبور عسل است.
در این راستا با یکی از اساتید متخصص این رشته در دانشگاه تبریز به گفتگو نشستیم:
دکتر «مقصود بشارتی» عضو هیئتعلمی دانشگاه تبریز با مرتبه دانشیاری، فارغالتحصیل دانشگاه تبریز و دانشجوی نمونه کشوری در مقطع دکترا، بوده که جایزه ملی بنیاد البرز را در سال 1393 کسب کرده است، ایشان از سال 92 در دانشگاه تبریز مشغول تدریس و پژوهش است. رشته تحصیلی ایشان گرایش تغذیه دام در مقطع ارشد و دکتری بوده است.
وی، از سال 96 تحقیقات زنبورداری را به شکل وسیع با دانشجویان دوره ارشد آغاز کرده و استاد راهنمای تحقیقات و پایاننامههای زیادی در خصوص زنبورعسل در دانشگاه تبریز، بوده است. بررسی تولید عسل، افزایش راندمان تولید، تخمریزی زنبورعسل و نحوه عملکرد و تست بالینی چند محصول دانشبنیان در زمینه زنبورداری، از موضوعات چندین پایاننامهای بوده که دکتر بشارتی بهعنوان استاد راهنما، راهبری آن را بر عهده داشته است.
گفتگوی این استاد دانشگاه در خصوص متابولیسم و بهبود تغذیه زنبور عسل را با هم مرور میکنیم:
عسلنا - جناب دکتر بشارتی، در خصوص تنظیم متابولیسم و اینکه تعادل آن در زنبور عسل چگونه سبب بهبود تولید و بهره وری در فعالیتهای زنبورعسل میشود، توضیح بفرمایید؟
بشارتی: قطعاً این بهبود متابولیسم و تعادل بخشی آن خود را در افزایش انرژی، بهبود تحرک، مقاومت در برابر بیماریها و سایر مولفههای زیستی زنبور عسل نشان میدهد.
زنبور عسل مثل سایر موجودات نیازمندی به انرژی (مواد قندی)، پروتئین، و ویتامینها و سایر عناصر و مواد دارد، مواد معدنی نیز برای بهبود متابولیسم موردنیاز است و برای اینکه متابولیسم پایه زنبورعسل با مشکل مواجه نشود به همه این مواد به میزان کافی نیازمند است.
هر یک از این مواد اگر ناقص جذب شود و در اختیار زنبور عسل نباشد، عملکرد او با مشکل روبرو میشود و برای مدیریت صحیح متابولیسم نیازمند این مواد است و هرکدام به میزان کافی موجود نباشد، عملکردهای زنبور عسل از حالت استاندارد و بهینه رو به ضعف و تحلیلی میرود.
کمبودهای تغذیهای سبب اختلال در عملکردهای زنبور عسل است و تغذیه یک فعلوانفعال شیمیایی است که با عملکردهای فیزیولوژیکی و فعالیت دستگاه گوارش موادی همچون چربیها، کربوهیدراتها، پروتئینها و سایر مواد به عناصر موردنیاز بدن زنبور تبدیل میشود و با تجزیهشدن به ریز مولکولهای خود به شکل محلول درآمده و جذب میشود و در بافتهای هدف مورداستفاده قرار میگیرد.
بهطورکلی این مواد مغذی و آلی روی پرورش نوزادان، سلامتی و طول عمر زنبور بالغ و بقا و پایداری کلنیها و میزان محصول تولیدی، تأثیر عمده و مهمی دارد.
مواد معدنی به طور مستقیم در تولید انرژی سهیم نیستند؛ ولی در تنظیم فعالیتهای متابولیکی و روند تولید این انرژی نقش و اهمیت دارند، عناصر زیادی در بافتهای زنبور عسل وجود دارد که نیمی از آنها ضروری است و کمبود این عناصر سبب بروز اختلال در عملکرد این حشره سودمند میشود.
زنبورعسل مواد معدنی موردنیاز خود را بهصورت غیرمستقیم از طریق تغذیه شهد و گرده گلها و حتی آب به دست میآورد. گرده گل از نظر مواد معدنی غنی هست و بین 3 تا 9 درصد آن را مواد معدنی تشکیل میدهد. سطح مواد معدنی در بافتها باید تنظیم باشد؛ مثلاً اگر پتاسیم و فسفر زیاد و کمبود کلسیم وجود داشته باشد، سبب فلجی زنبور عسل میشود.
همچنین اگر بیشتر از نیاز و در سطح بالا این مواد معدنی در اختیار زنبور عسل باشد سبب اسهال و بیماری گوارشی در زنبورهای بالغ میشود. این مواد معدنی در آنزیمهای مختلف نقش دارند و بهعنوان کاتالیزور کاربرد دارند. آنزیمها نیز متابولیسم را کنترل میکنند و اگر کمبود این مواد حس شود، آنزیمها بهخوبی عمل نمیکنند و بهخاطر تغییر در متابولیسم بازدهی زنبور عسل کم شده و دچار اختلال میشود.
زنبورها اگر به مواد معدنی دست نیابند فعالیتشان دچار مشکل میشود و در طبیعت به دنبال این مواد میگردند که پدیده «گند خواری» و رویآوردن به تغذیه در آبهای راکد و آلوده یکی از این آسیبهای موجود به سبب فقر مواد آلی و معدنی است. تاکنون به دلیل عدم ورود تکنولوژی های نوین در صنعت تغذیه زنبورداری از کلاتهای معدنی استفاده نمی شده است و اگر هم مواردی خاصی وجود داشته است برا ساس نیاز تخصصی زنبورعسل طراحی نشده و کاراآیی لازم را نداشته است.اصولاً کلاتهای معدنی توانایی جذب بالایی دارند.
وقتی ما نمیتوانیم از طریق چرای طبیعی و محیط این مواد را برای زنبورها تأمین کنیم، لاجرم باید به تغذیه دستی و کمکی با استفاده از مکملها و مواد افزودنی روی بیاوریم. این کمبودها باید تأمین شوند. متأسفانه ما در کنار فقر صحراها و شرایط محیطی با چرای بیرویه دام در صحراها روبرو هستیم و بارگذاری زیادی هم توسط کلنیهای زنبور عسل بر اثر افزایش کمی بدون آمایش سرزمینی صورتگرفته است. مثلاً در صحرایی که به طور استاندارد برای 500 کلنی، منابع شهد و گرده دارد، به نادرست، بیش از چند هزار کلنی مستقر میکنیم.
مسلماً در چنین شرایطی زنبورها نمیتوانند تمام منابع لازم خود را از طریق صحرا تأمین کنند، عملکرد زنبور عسل در چنین شرایطی با اختلال روبروست و بدون تغذیه کمکی نمیتوان این شرایط را به حالت اولیه و استاندارد تبدیل کرد.
در برهه کنونی از نظر علمی بحث تکنولوژی نوین مطرح است، در حوزه تغذیه زنبور عسل هم تکنولوژی کلاتهای پیشرفته توسط شرکت دانشبنیان ثبت شده و این محصول متابولیسم اُپتیمایزر که توانسته این مواد را توسط لیگاند اختصاصی کلاته کند، سبب جذب بهتر این مواد میشود.
وقتی از محصول کلاته شده استفاده میشود مصرف این عناصر در حد متعادل صورت میگیرد و تنها با مصرف چند گرم از این مواد، میزان قابلجذب و نرمالی بهصورت فرموله شده در اختیار زنبور عسل قرار میگیرد. این محصولات خیلی راحتتر میتوانند مورداستفاده قرار بگیرند و بسیار مطمئنتر هستند.
در بحث مواد معدنی مورد «قابلیت دسترسی» هم بسیار مهم است و نسبت به جذب پروتئین و ویتامین یا کربوهیدراتها، جذب و کنترل مواد معدنی سختتر و بهدقت بیشتری دارد و وقتی در ساختار کلاتهای پیشرفته قرار میگیرند، واکنش با سایر مواد صورت نمیگیرد و ترکیبات غیرمفید تشکیل نمیشود. همچنین جلوی واکنش با اگزالاتها و فیتاتها گرفته میشود و در نتیجه در روده راحتتر جذب شده و به هدر نمیروند.
تولید عسل و بهبود تخمریزی، افزایش بالاتر سطح جذب مواد آلی، از مشاهدات تحقیقاتی بالینی و میدانی است که ما نتیجه آن را در محصول کلاتهای پیشرفته حس کردیم.
در خصوص دامهای دیگر چون تحقیقات سالیانی هست که انجام میشود. اثبات شده که مکملهای دانشبنیان جزو لاینفک تغذیهای هست و باید حتماً در چرخه پرورش و تغذیه استفاده شود.
در زنبور عسل، متأسفانه تحقیقات زیادی بر مکملها انجام نشده و تا چند سال قبل روش پرورش سنتی پیگیری میشده است. زنبورعسل هم مثل بقیه دامها نیازمند این مکملها برای نمایش عملکرد خوب است. مواد طبیعی و چراگری نمیتواند تمام نیازهای زنبور عسل را تأمین کند.
نیاز است در کنار تغذیه طبیعی، مکملها و افزودنیهایی نیز در تغذیه زنبور عسل وجود داشته باشد.
زنبورداران باید به چند نکته دقت کنند که تولیدات افزودنی باید مجوزهای سازمان دامپزشکی و مجوزهای تولیدی و نظارتی را داشته باشند و مراکز تولید نیز دارای مجوز بوده و شفافیت در تولید و فرمول تولید آنها وجود داشته باشد و زنبورداران نباید هر محصولی که بهعنوان مکمل تبلیغ میشود را استفاده کنند، حتی ممکن است بهصورت قاچاق محصولاتی بهعنوان برند خارجی وارد و توزیع شوند که استاندارد و کارایی کافی ندارند.
پیشنهاد میشود که محصولاتی استفاده شود که چند نمونه از کارآزمایی میدانی و تحقیقات را در سطح دانشگاهی، واحدهای تولیدی و زنبورستانها پشت سر گذاشته باشد و توسط مراجع ذیصلاح تأیید شود. نتیجه این تحقیقات هم باید شفاف منتشر شود تا مصرفکننده بتواند، مختار به تصمیمگیری در خصوص خرید شود.یکی از مزایای متابولیسم اپتیمایزر مورد بحث، انجام تست این محصول طی چند سال در انواع زنبورستانها و بازخوردهای مثبتی بوده که زنبورداران گزارش کرده اند.
اگر متابولیسم اپتیمایزر تولیدی بر پایه تکنولوژی کلات پیشرفته بهصورت دقیق از نظر زمان و میزان مصرف، مورداستفاده قرار بگیرد، قطعاً اثرات و برکات آن در زنبورستان مشاهده خواهد شد.
به گزارش عسلنا، زنبورداری ایران در سالهای اخیر بهخصوص در بحث تغذیه به سمت علمی شدن پیش میرود و این فرصت مناسبی برای توسعه کیفیتها به وجود آورده که باید مغتنم شمرده شود. استفاده از محصولات دانشبنیان همچون متابولیسم اُپتیمایزر که بر پایه کلاتهای پیشرفته تهیه شده و بهخصوص تنظیم و تعادل متابولیسم، میتواند راهگشای زنبورداران در بهبود بهرهوری و تولیدات باشد./





























