عسل از معدود خوراکیهایی است که ذهن مخاطب آن را «طبیعی و پاک» تصور میکند؛ اما در سالهای اخیر یک پرسش جدی وارد ادبیات ایمنی غذا شده: آیا میکروپلاستیکها میتوانند در عسل دیده شوند؟ پژوهشهای جدید نشان میدهند پاسخ این پرسش، دستکم در برخی نمونهها، مثبت است و موضوع تنها به یک کشور یا یک روش تولید محدود نمیشود.
میکروپلاستیکها چطور میتوانند به عسل برسند؟
مسیر ورود میکروپلاستیک به عسل را باید «چندمنبعی» دید؛ یعنی ممکن است ذرات در یکی از این نقاط وارد شوند:
محیط زیست اطراف زنبورستان:
ذرات ریز میتوانند در هوا/گردوغبار، آب، خاک و حتی سطح گیاهان حضور داشته باشند و بهصورت غیرمستقیم وارد چرخه شوند. مرورهای علمی، حضور میکروپلاستیک را در غذاهایی مثل نمک و عسل هم گزارش کردهاند.
تماسهای انسانی و تجهیزات:
مرحله برداشت، انتقال، صافیها، شلنگها، سطلها و ابزارهای پلاستیکی (خصوصاً فرسوده) میتواند احتمال آلودگی ثانویه را بالا ببرد؛ چیزی که در پژوهشهای حوزه «کنترل آلودگی نمونه» بسیار روی آن تأکید میشود.
بستهبندی و درپوشها:
یک خط پژوهشی تازه روی «مهاجرت ذرات از بستهبندی به عسل» تمرکز کرده و نشان داده بستهبندی (مثل برخی کیسهها/پاؤچها) میتواند در شرایطی به افزایش ذرات کمک کند.
شواهد جدید چه میگویند؟
در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ چند مطالعه و مرور علمی، وقوع میکروپلاستیک در عسل را بررسی کردهاند؛ از مطالعات موردی روی عسل در محیطهای شهری تا ارزیابیهای جدیدتر درباره فراوانی ذرات در نمونههای عسل. نتیجه مشترک این بدنه پژوهشی این است که «عسل میتواند حامل ذرات ریز باشد»، اما مقدار، نوع و اهمیت ریسکی آن به روش نمونهبرداری، کنترل آلودگی در آزمایشگاه و منشأ نمونهها وابسته است.
آیا این موضوع فقط سلامت مصرفکننده است؟
نه؛ زنگ خطر برای اکوسیستم گردهافشانی هم هست
بحث میکروپلاستیک فقط «داخل شیشه عسل» خلاصه نمیشود. گزارشهای علمی و رسانهای (مبتنی بر پژوهشها) نشان میدهند قرارگیری گردهافشانها در معرض میکروپلاستیک میتواند روی رفتار، ایمنی و یادگیری اثر بگذارد و بهطور غیرمستقیم کیفیت گردهافشانی و پایداری کلنی را تحت فشار بگذارد.
راهکارهای عملی برای کاهش ریسک «از کندو تا بستهبندی»
این بخش، مهمترین قسمت برای زنبوردار و حتی کارگاههای بستهبندی است: کاهش ریسک، بیشتر از آنکه «شعار» باشد، به چند اصلاح کوچک اما دقیق وابسته است.
1) در زنبورستان و برداشت
- تا حد ممکن ظروف و ابزار پلاستیکی فرسوده را حذف کنید (پلاستیک ترکخورده/خشدار، ریزریزش ذرات را افزایش میدهد).
- در زمان برداشت، درپوشگذاری و پوششدهی انجام شود تا گردوغبار محیطی کمتر روی قاب/عسل بنشیند.
- آب مصرفی شستوشو و محیط کار تمیز و کمگردوغبار باشد (آلودگی ثانویه در همین نقطه رخ میدهد).
2) در فرآوری و فیلتراسیون
- اگر کارگاه فیلتراسیون دارید، بررسی کنید صافیها و قطعات تماسی از جنسهایی باشند که کمتر ریزذره تولید میکنند و دورهای تعویض شوند.
- از همزدن و انتقالهای غیرضروری کم کنید؛ هر تماس بیشتر، فرصت ورود ذره بیشتر.
3) در بستهبندی
درباره نوع بستهبندی تصمیم «کیفی» بگیرید، نه صرفاً اقتصادی. برخی پژوهشها مسیر مهاجرت ذرات از بستهبندی به عسل را بهعنوان مسئله قابل بررسی مطرح کردهاند.
کنترل کیفیت را فقط محدود به ساکارز/HMF نکنید؛ ادبیات علمی جدید روی «آلودگیهای نوظهور» هم حساس شده است.
آزمایشگاه و استاندارد؛ چه چیزی واقعاً قابل اتکا است؟
در حال حاضر، سنجش میکروپلاستیک نیازمند روشهای آزمایشگاهی دقیق (مثل طیفسنجیهای شناسایی پلیمر) و کنترل سختگیرانه آلودگی نمونه است. به همین دلیل، «نتیجهگیری سریع» بدون روش استاندارد میتواند گمراهکننده باشد. همین نکته در مرورهای حوزه آلودگیهای نوظهور غذایی بارها تکرار میشود.
جمعبندی عسلنا
میکروپلاستیک در عسل یک موضوع «ترسناکسازی» نیست؛ یک مسئله نوظهور در ایمنی غذا و محیطزیست است که اگر درست فهمیده شود، به نفع زنبوردار، مصرفکننده و اعتبار بازار عسل خواهد بود. مسیر اصلی اقدام، شفاف است: کاهش آلودگی ثانویه، ارتقای ابزار و بستهبندی، و حرکت به سمت پایشهای آزمایشگاهی بهروز.





























