شناسائی قارچها و جلوگیری از رشدشان در داخل محصولات کندو گام مهمی در جهت بهبود کیفیت عسل و سلامت انسان میباشد. گروهی از قارچها مثل آسپرژیلوسها اگر روی مواد غدایی رشد کنند با تولید آفلاتوکسینها سلامت انسان را به خطر میاندازند. بیماری قارچی لارو سنگی با عامل آپرژیلوس فلاوس و فومیگاتوس جزء بیماریهای نوزادان زنبورعسل محسوب میشوند زیرا درون سلولها شرایط مناسب حرارتی، رطوبت و مواد غذاییی مطلوب جهت رشد قارچها وجود دارد و کنار خسارت بیماریهای فوق در زنبورستانهاو کاهش تولید عسل با تولید آفالتوکسین سلامت انسان را نیز به خطر میفتد و با توجه به اینکه مناطق سقز و بانه جزء قطبهای زنبورداری و تولید عسل استان کردستان میباشند لذا تحقیق حاضر به منظور بررسی شیوع بیماریهای قارچی و آلاتوکسین توتال در منطقه سقز و بانه انجام شده است.
برای این منظور به طور تصادفی از 750 کندوی موجود رد 150 زنبورستان (75 زنبورستان بانه) نمونه برداری ( زنبور بالغ،لارو وشفیره، گرده گل و عسل) انجام پذیرفت و نمونهها برای انجام آزمایش در اسرع وقت به آزمایشگاه منتقل شد. برای آماده سازی نمونهها، لارو و شفیهها در آب مقطر استریل هموژنیزه شده و در دور 3000 به مدت 15 دقیقه سانتریفوژ و برای انجام آزمایشات قارچی نمونهها در سابرودکستروز آگار با کلرآمفنیکل ( با سیکلوهگزامید و بدون سیکلو هگزامید) کشت و انکوبه و با لاکتوفنل کاتن بلو و اسلاید کالچیر بسی شدند. برای بررسی میزان آلاتوکسین از کیت الایزای نئوژن استفاده شد. نتایج آزمایشات قارچی نشان دهنده آن است که از 750 کندو تعداد 124 کندو (53/ 16%) آسپرژیلوس فلاوس و فومیگاتوس عامل لارو سنگی به طور غیر کلنیکال جداسازی گردید که 84 مورد مربوط به آسپرژیلوس فلاوس (2/11%) و 40 مورد مربوط به آسپرژیلوس فومیگاتوس (33/5%) میباشد که در کل 8 مورد آن کلنیکی (06/1( % میباشد. نتایج آفاتوکسینحاکی از آن است که در 06/1 درصد نمونههای مورد آزمایش میانگین غلظت آفالتوکسی (μg/kg45/2) بالاتر از حداکثر مجاز اتحادیه اروپا (μg/kg4) بوده است.
نتایج این مطالعه نشان داد که حدود یک درصد از نمونهها بوسیله آفلاتوکسین آلوده بودند و آلودگی با آسپرژیلوس خیلی زیاد نبود. ما تحقیق با نتایج مشابه پیدا نکردیم بنابراین بحث درباره این نتایج کمی مشکل است.مطالعهای در آذربایجان غربی درصد آلودگی 6% بود که زیادتر از مطالعه ما بود. با مقایسه نتایج این مطالعه و سایر مطالعات پی میبریم که درصد آلودگی پایین میباشد اما زنگ خطری محسوب گردیده و شناسائی و حذف کلنیهای آلوده با حمایت بیمهای تولیدکننده و توسعهی بستهبندی عسل با نظارت بر کیفیت محصولات تولید توصیه میگردد. با توجه به اینکه این مطالعه اولین مطالعه د رسطح زنبورستانهای شهرستانهای سقز و بانه میباشد لذا لزوم ادامه مطالعات به صورت تکمیلیتر واضح و مبرهن میباشد.
حجت علیزاده ممقانی

































