۱۰۳۶
۱
۰

محرمی: نیازمند سازمان‌دهی همدلانه و بودجه برای آموزش و ترویج در صنعت زنبورداری هستیم.

نیازهای بخش آموزش و ترویج صنعت زنبورداری در گفتگو با رئیس انجمن علمی زنبور عسل ایران
نیازهای بخش آموزش و ترویج صنعت زنبورداری در گفتگو با رئیس انجمن علمی زنبور عسل ایران
دکتر مجتبی محرمی، رئیس انجمن علمی زنبور عسل ایران و رئیس بخش بهداشت، تحقیق و تشخیص بیماری‌های زنبورعسل و کرم ابریشم در موسسه تحقیقات واکسن و سرم‌سازی رازی، بابیان اینکه آموزش و ترویج در صنعت زنبورداری، نیازمند حمایت دولتی و بودجه کافی است، گفت: نیازمند سازمان‌دهی همدلانه و تعامل همه بخش‌های دولتی و خصوصی و رسانه‌ها برای آموزش و ترویج در صنعت زنبورداری هستیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری، آموزش و ترویج، زیرساخت و مبنای هر حرکت تشکیلاتی و سازمانی است که بدون انجام آن هرگز کادر سازی و تربیت نیروهای تلاشگر و با وجدان کاری بالا صورت نمی‌پذیرد.

بنای فرهنگی هر فعالیتی در اقتصاد و صنعت هم تربیت علمی و کاربردی نیروهای انسانی شاغل در آن است. تربیت و پرورشی طبق اصول آموزشی روز، داشتن برنامه‌ها، دستورالعمل‌ها، اساتید تخصص، کتاب‌ها و وسایل کمک آموزشی است که این آموزش و ترویج را هدایت کنند.

به گزارش عسلنا، صنعت زنبورداری ایران نیز شدیداً در چند بُعد نیازمند این آموزش و ترویج‌ها است. برای افکار عمومی از یک‌سو، فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی از این صنعت مهم است و برای زنبورداران نیز به‌روز شدن اطلاعات موردنیاز در راستای آخرین دستاوردهای جهان، بسیار لازم و ضروری است. همچنین این سیستم آموزش و ترویج باید برای مدیران و متولیان، کارمندان و کارکنان شاغل در این صنعت نیز فعال و پویا باشد تا افق‌های توسعه و تعالی محقق شود.

در راستای احصای نیازهای بخش آموزش و ترویج صنعت زنبورداری با یکی از اساتید و دانشمندان این رشته به گفتگو پرداختیم.

 

 

دکتر مجتبی محرمی، از اساتید دانشگاه و پژوهشگران ارزنده صنعت زنبورداری و رئیس انجمن علمی زنبورعسل ایران، دارای مدرک دکترای تخصصی (Ph.D) دامپزشکی است که بیش از 30 سال در زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى، آفات و بیماری‌های زنبورعسل و بیماری‌های ویروسی زنبورعسل فعالیت دارد و تاکنون مقالات متعددی در حوزه آفات و بیماری‌های زنبورعسل به‌ویژه بیماری‌های ویروسی در ژورنال‌ها و کنگره‌های معتبر داخلی و خارجی ارائه کرده است.

ایشان، همچنین ریاست بخش بهداشت، تحقیق و تشخیص بیماری‌های زنبورعسل و کرم ابریشم در موسسه تحقیقات واکسن و سرم‌سازی رازی را بر عهده‌دارند.

عسلنا: جناب دکتر محرمی ضرورت ترویج و آموزش به‌صورت کلی در صنعت زنبورداری چیست و چه‌کارهایی انجام‌شده است؟

دکتر محرمی: این مسئله را از دو بعد نگاه می‌کنیم، این دو بخش، اول سطح آگاهی مسئولین وزارت جهاد کشاورزی در حوضه صنعت زنبورداری و دوم حوزه افکار عمومی و زنبورداران است که من فکر می‌کنم در این خصوص سطح آگاهی مسئولین کشور در سطح بالایی نیست و در سازمان‌های متولی زنبورداری، متأسفانه افرادی مسئولیت‌ها را به عهده گرفتند که بیشتر به سایر بخش‌های کشاورزی توجه می‌کنند تا به بحث زنبورعسل.

 در معاونت امور دام، توجه بیشتری به دام و طیور و آبزیان است که به‌هرحال بخش مهمی از زنجیره غذایی هم همین موارد است، ولی زنبورعسل هم باید در جایگاه واقعی خود قرار بگیرد و بدان توجه شود. بحث زنبورعسل بخشی است که متأسفانه در دل موضوع‌های دیگر قرارگرفته و ساختار تشکیلاتی تخصصی ندارد، اعتقاد ما این است که باید امور زنبورعسل مستقل از طیور و دام و آبزیان باشد و تا زمانی که این اتفاق نیفتد ما نمی‌توانیم امید زیادی داشته باشیم.

 چگونه می‌توانیم به‌وسیله آموزش و ترویج جایگاه زنبورعسل را ارتقاء دهیم؟

ما به‌سختی می‌توانیم برای مسئولین، دوره آموزشی اجرا کنیم، ولی این کار تنها با رایزنی از طریق خود نهادهای متولی و به‌صورت داخلی و درون‌سازمانی امکان‌پذیر است و تنها بدنه صنعت زنبورداری و تشکل‌هایی مثل انجمن علمی زنبورعسل می‌تواند مشاور یا مدرس این دوره‌ها باشد.

 به‌هرحال خود این سازمان‌های متولی، باید به این موضوع شناخت و آگاهی پیدا کنند و رسانه‌ها هم اطلاع‌رسانی داشته باشد و در فضای عمومی و مجازی هم این موارد آموزشی کلان مطرح شود تا مسئولین دولتی و سازمان‌های متولی این صنعت در سیاست‌هایشان تجدیدنظر شود. باید نگاه استراتژیک در وزارتخانه وجود داشته باشد تا ما بتوانیم یک تحول اساسی در صنعت زنبورداری داشته باشیم و همین‌طور در مباحث علمی، فناوری و تحقیقاتی این صنعت هم انتخاب مسئولین آگاه و سیاست‌گذاری درست، برای این صنعت می‌تواند یک نقطه عطف برای تحول صنعت زنبورداری باشد

در خصوص بخش دوم آموزش و ترویج برای عموم مردم و جامعه زنبورداران چه رهنمودی دارید؟

به سطح اجتماع و مردم که می‌رسیم، طبیعتاً اینجا نهادها و تشکل‌ها، رسانه‌های تخصصی یا فعالین این صنعت می‌توانند نقش مهمی داشته باشند. این فعالین اعم از اتحادیه‌ها، تعاونی‌ها، صندوق توسعه صنعت زنبورداری کشور، انجمن علمی زنبورعسل، دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی؛ و کارشناسان زنبورداری هستند که می‌توانند در آگاهی بخشی در سطح عموم، مؤثر واقع شوند.

طبیعتاً، ما در انجمن علمی زنبورعسل، فعالیت‌هایی داشته و برنامه‌هایی را هم در سطح آموزش عمومی داریم که در تلاش هستیم از طریق رسانه‌ها، مطبوعات، سایت‌های تخصصی مثل عسلنا و مجلات علمی این آموزش‌ها را سطح عموم ارائه و ترویج دهیم.

یکی از کارهایی که فعالین این صنعت مانند اتحادیه‌ها یا تعاونی‌ها می‌توانند داشته باشند و بزرگ‌ترین تبلیغ و اطلاع‌رسانی برای این صنعت است؛ عرضه محصول خوب و باکیفیت است که می‌توانند مردم را ترغیب کند که به عسل و سایر فراورده‌های زنبورعسل به‌خصوص در بُعد سلامت‌محوری، توجه ویژه‌ای داشته باشند.

در این سطح رسانه ملی و تلویزیون‌ها و شبکه‌های مختلف صداوسیما به‌خصوص شبکه آموزش، شبکه مستند، شبکه سلامت، شبکه سبز و سایر شبکه‌های تخصصی، می‌تواند در کنار سایر رسانه‌ها نقش خیلی خوب ایفا کند. معتقدم در طی سال‌های اخیر، تحولات نسبی مثبتی، رخ‌داده و اطلاعات مردم نسبت به کیفیت عسل و تنوع فراورده‌ها بیشتر شده و همین‌طور استقبال هم از این محصولات گسترده‌تر شده است.

در خصوص فرهنگ‌سازی از سایر روش‌ها، تحلیل شما چیست؟ برای مثال؛ ما می‌بینیم که کشورهای صاحب سبک در زنبورداری، مثل کشور اسلوونی، کارزار «صبحانه‌های عسلی» را راه‌اندازی کرد که از کودکستان‌ها شروع کرد، همین‌طور روی محتوای کتاب‌های درسی تلاش کرد و طی چند سال این کشور توانست که نقش مهمی در این صنعت در جهان، ایفا کند. ما در این بخش چه‌کارهایی می‌توانیم انجام دهیم؟ در بخش آموزش‌های ابتدایی و پایه که بسیار تأثیرگذار است چه‌کارهایی می‌توانیم بکنیم؟

اگر ما بتوانیم در کتاب‌های درسی مقوله زنبورعسل را وارد بکنیم، خیلی مؤثر واقع خواهد شد. در دنیا به زنبورعسل از دیدگاه‌های مختلفی نگاه می‌کنند و فرهنگ‌سازی از پایه صورت می‌گیرد. این موضوع در ایران با توجه به اینکه اقلیم ایران و شرایط ایران، مستعد پرورش زنبورعسل و ما با تنوع اقلیمی که در سطح کشور داریم، با مراتعی غنی و ذخایر گیاهی متعدد و متنوع، طبیعتاً این پتانسیل راداریم که عسل را باکیفیت‌های عالی و همین‌طور باسلیقه‌ها و تنوع مختلف، عرضه کنیم؛ اما عملاً از این پتانسیل استفاده نکردیم.

ما در خصوص آشنایی مردم و فرزندانمان که در حال طی کردن مراحل آگاهی و بالندگی هستند، باید این فرهنگ‌سازی پایه و آموزش ابتدایی را هر چه سریع‌تر شروع کنیم. مردم هم به‌طور نسبی در مورد اهمیت زنبورعسل، در بحث تولیدات و در موضوع اهمیت فوق‌العاده گرده‌افشانی، آگاهی چندانی ندارند و در این مورد باید همت ویژه‌ای داشته باشیم.

آیا زنبورعسل می‌تواند به‌عنوان یک شاخص و سنجه سلامت‌محوری معرفی و برجسته شود؟

بله دقیقاً زنبورعسل یک شاخص بیولوژیکی در جهان علم محسوب می‌شود، یعنی برای این‌که شما بتوانید بفهمید، اتفاقات ناگوار در محیط طبیعی رخ‌داده است، یکی از علائم تشخیص شرایط محیطی و رفتارشناسی زنبورعسل است؛ یعنی اگر انسان‌ها از طبیعت خوب نگهداری کنند، اثرش را در زنبورعسل می‌بینیم. اگر در یک محیطی دیدیم که زنبورعسل خوب پرورش پیدا می‌کند و فعالیت می‌کند، می‌توان پی برد که آن محیط، سالم است و اگر دیدیم که زنبورعسل بیمار است یا تلاش مقبولی یا گرده‌افشانی خوبی ندارد، حاکی از این است که آن محیط ازنظر زیستی، نامساعد شده است.

یعنی زنبورعسل می‌تواند به‌عنوان یک شاخص به ما بگوید که حال طبیعت و اقلیم ما خوب است یا بد. حتی امروزه آلودگی‌های زیست‌محیطی هم که به وجود می‌آید که ناشی از فعالیت توسعه کارخانه‌ها یا فعالیت‌های صنعتی است، اگر بخواهند بفهمند که چه اثری این رفتار نامناسب بر طبیعت داشته، به سراغ زنبورعسل می‌روند، زیرا زنبورعسل به همه محیط خود اشراف دارد و ازگل‌های مختلفی شهد و گرده جمع می‌کند و این‌گونه است که این آلودگی‌ها به کندو منتقل می‌شود و ما با آزمایش‌ها و مطالعاتی که روی کندو، عسل و یا زنبور انجام می‌دهیم، می‌توانیم بفهمیم که در طبیعت چه اتفاقی رخ می‌دهد و ما چه صدماتی را به طبیعت منتقل کردیم.

این رفتارشناسی زنبورهای عسل و بحث شاخص بیولوژیکی بودن بسیار جالب است، لطفاً یک مثال میدانی بزنید؟

مثلاً؛ اگر بخواهیم بدانیم که آلودگی‌های ناشی از کارخانه‌های تولید برق با انرژی اتمی، نشتی به طبیعت دارند یا خیر، از طریق بررسی مواد رادیواکتیو در عسل می‌توانیم به نشت داشتن یا نداشتنشان پی ببریم. تمام ابن دیدگاه‌ها می‌تواند در سطح آموزش‌وپرورش و کتب درسی از زوایای مختلف مانند ارزش غذایی عسل و یا ارزش گرده‌افشانی و دارویی زنبورعسل، می‌تواند به بچه‌ها تدریس شود.

آیا شاخص‌های زیست‌محیطی را می‌توان از طریق رفتارشناسی زنبورعسل هم تشخیص داد؟

بله برای مثال همین بحث سندروم فروپاشی کلنی‌های زنبورعسل، یک رفتاری در مقابل رفتار نامناسب بشر با محیط طبیعی است. اینکه زنبورعسل فرار می‌کند و به کلنی خودش بازنمی‌گردد و گاهی می‌بینیم، درعین‌حالی که مقدار غذا و امکانات همیشگی در کندو، به‌طور عادی وجود دارد، کندو خالی از جمعیت شده است.

در بحث مدیریت علمی بر زنبورستان‌ها که خروجی همین آموزش و ترویج اصولی است، اظهارنظر بفرمایید؟

یکی از چالش اصلی صنعت زنبورداری که حتی در زیادشدن تلفات در سال‌های اخیر هم دخیل بوده، بحث مدیریت علمی است و معتقدیم که زنبورداران ما، متأسفانه بحث مدیریتشان بر زنبورستان‌ها یک بحث سنتی و اجدادی است. البته خوشبختانه قشر جوان هم وارد این کار، شده‌اند و سعی در فعالیت به‌روز و علمی دارند و بسیار تلاش و پرسش دارند، اما قشر قدیمی‌تر بیشتر روش‌های سنتی دارند.

تجربیات زنبورداران تجربیات ارزشمندی است، اما در کنار تجربه، علم و دانش روز هم بسیار مهم است و این نقطه‌ضعفی است که جامعه زنبورداری ما با آن مواجه است و به این تجربیات بیشتر از علم روز اهمیت می‌دهد.

 ما در زنبورداری، باید هم استفاده از تجربیات را داشته باشیم و هم ‌بار دانش و تجربیات و علم روز را استفاده کنیم تا موفق شویم. به جامعه زنبورداری ما از این بابت مقداری انتقاد وارد است. دنیا این مسئله را به این شکل حل کرده که اتحادیه‌ها و تعاونی‌های زنبورداری، در دنیا ارتباط منسجم و تعریف‌شده‌ای را با مراکز علمی دارند و در جلسه‌های هیئت‌مدیره‌هایشان و در تصمیم‌گیری‌هایشان حتماً از افراد صاحب‌نظر دعوت می‌کنند که از دانش آن‌ها بهره‌مند شوند. در برخی سمینارها با دعوت صاحب‌نظران با آن‌ها تبادل‌نظر می‌کنند و نظراتشان را به همدیگر منتقل می‌کنند، در کشور ما، به این شکل تبادل تجربیات صورت نمی‌گیرد. البته نمی‌توانیم بگوییم که در ایران این‌گونه جلساتی شکل نمی‌گیرد، اما خیلی کمتر از سایر نقاط جهان است.

رهیافت شما در زمینه توسعه آموزش زنبورداران از طریق تشکل‌ها چیست؟

پیشنهاد من این است که تعاونی‌ها و اتحادیه‌ها در صنف زنبورداری، این ارتباط را برقرار کنند یعنی از افراد صاحب‌نظر بخواهند که در مجامع و جلسات این‌ها حضور پیدا کنند و از نظرات آن‌ها به‌صورت مختلف بهره‌مند بشوند.

متأسفانه یک سری از مسائل حاشیه‌ای در مجامع در حال پررنگ شدن است، یعنی ضوابط غیر سازنده و یا منافع شخصی و گروهی باعث می‌شود که گاهی از مسیر اصلی خارج شویم و هیئت‌مدیره‌ها و جوامع باید کسانی را انتخاب کنند که افراد علمی باشند و به‌دوراز منافع شخصی پیش بروند تا این صنعت رشد پیدا کند.

این مدیریت علمی باید از چه طریقی اجرایی و کاربردی شود؟ چه شاخه‌هایی دارد؟

یکی از ارکان مدیریت علمی در زنبورداری، مدیریت بهداشتی بر کلنی‌های زنبورعسل است. در حال حاضر مصرف داروهای شیمیایی مضر و فاقد پروتکل حراست از گرده‌افشان‌ها، در صنعت زنبورداری دنیا منسوخ‌شده، اما متأسفانه اینجا به‌عنوان اصلی‌ترین اقدام برای مقابله با بیماری‌ها، مدنظر قرار می‌گیرد و داروهای مختلفی را برحسب اینکه چه بیماری را تشخیص بدهند، مثلاً باکتریایی یا انگلی یا آفات، مصرف می‌کنند و تنوع زیادی از این داروها را زنبورداران به‌صورت ناآگاهانه در کندوهایشان استفاده می‌کنند که باعث بیماری و تلفات بیشتر زنبورها و حساس شدنشان به بیماری ه و آفات و بی‌اثر شدن درمان می‌شود.

تا حد امکان باید این داروهای شیمیایی مصرف نشود و اگر مقدار کمی از این داروها هم استفاده شد، زیر نظر متخصص و در موارد کاملاً ضروری تجویز و مصرف شود.

 اگر مسائلی مانند تراکم جغرافیایی زنبورستان‌ها یا انتخاب محل مناسب برای استقرار و کوچ به‌موقع رعایت شود خیلی از زمینه‌های به وجود آمدن بیماری از بین می‌رود.

در بحث آموزش و ترویج صنعت زنبورداری، چه سازمان‌هایی موظف هستند؟ بحث تقسیم‌کار به چه صورت است و ازلحاظ آموزش و ترویج در چه سطحی هستیم؟

ما باید به دو بخش توجه کنیم، یکی بخش آموزش عالی است که طبیعتاً دولت باید رشته‌های تحصیلی مربوط به زنبورعسل را در دانشگاه‌ها قرار دهد و در مقطع کارشناسی ارشد باید این رشته‌ها را تقویت کرد. این‌ها باید از سمت دولت به آن‌ها توجه بیشتری شود.

دانشکده دامپزشکی، دنبال این است که این موضوع را به‌عنوان یک‌رشته‌ی مصوب و به‌عنوان تحصیلات دکترای زنبورعسل ایجاد کند، البته هنوز کاری انجام‌نشده است، این اقدامات باید نهایی و عملیاتی شود و همچنین در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد هم باید این دوره‌ها تقویت شود. اینکه فقط مراکز علمی کاربردی و یک سری از دانشگاه‌های آزاد، فقط این رشته‌ها را دارند و برخی دروس زنبورداری هم اختیاری شده، باید تصحیح و از این حالت، خارج و عمومی‌تر شود.

در بخش ترویج چه‌کارهایی می‌تواند مناسب و مؤثر باشد؟

در قسمت ترویج پرورش و تولید فرآورده‌ها از زنبورعسل، کار بیشتری باید انجام شود و عملکرد فعلی در حد انتظارات نبوده است، مثلاً اگر جزءبه‌جزء بررسی کنیم، پیگیری مدیریت علمی و بهداشتی زنبورعسل، هر قسمتش می‌تواند یک اصل جداگانه‌ای برای ترویج باشد؛ انجمن علمی زنبورعسل کشور اعلام آمادگی می‌کند که در بحث آموزش و ترویج، هر زمان، هر جا و هر مکانی که لازم باشد، حتماً با کارشناسان خوبی که هستند، می‌تواند مشارکت کند و رسالت خودمان را انجام دهیم.

 چه چالش‌ها و نیازهایی در بحث آموزش صنعت زنبورداری داریم، چه مشکلاتی وجود دارد؟

آموزش‌های عالی و دانشگاهی ارشد ما، باید روی این موضوع متمرکز شود تا رشته‌های زنبورداری توسعه پیدا کند. در دانشکده‌های کشاورزی و دامپزشکی متأسفانه زنبورداری الآن خیلی ضعیف شده است و این‌یک فقر علمی جداگانه و بزرگی است؛ اگر متولیان این صنعت در وزارت جهاد کشاورزی و وزارت علوم، در سطح خوبی این موضوع را پیگیری کنند، قطعاً نتیجه بهتری گرفته می‌شود.

چالش اصلی این است که ما باید مطالبه کنیم، احساس نیاز کنیم و بخواهیم، مسئله این است که آن اهمیتی که باید به زنبورعسل داده می‌شد را ندادند، اگر نیاز آن بیشتر مطرح شود، آموزش عالی هم همراه و موظف می‌شود، باید متولی امر، به‌طور مصرانه این مطالبه را دنبال کند، اگر متولی این صنعت، مصر نباشد، طبیعتاً مراکز دیگر هم اهمیت لازم را به موضوع نمی‌دهند.

 در انجمن علمی زنبورعسل چه چالش‌ها و موانعی دارید؟ دولت در این زمینه چگونه می‌تواند کمک کند؟

انجمن‌ها یک مشکلی که دارند، این است که اعتبارات لازمه در اختیارشان نیست مثلاً در انجمن علمی زنبورعسل، خیلی از کارها را داریم به‌طور غیرانتفاعی انجام می‌دهیم، یعنی خود اعضا با خواسته خودشان یک سری کارها را انجام می‌دهند، البته ما چشم‌داشت آن‌چنانی نداریم. ولی برای توسعه این آموزش‌ها حداقل نیاز به بودجه است.

 وزارت علوم، زمانی یک مختصر کمک مالی به انجمن‌های علمی می‌کرد که چند سالی است آن‌هم قطع‌شده است. طبیعتاً دولت باید به این انجمن‌ها مقداری کمک کند هرچند که خود این انجمن‌ها هم می‌توانند منابعی برای کسب درآمد ایجاد کنند، مثلاً خود این کلاس‌های آموزشی می‌توانند یک منبع درآمد باشند، ولی برای مقدمات کار نیاز به حمایت‌های دولتی است و این را یک چالش برای استارت فعالیت‌ها و طرح‌های خلاق است.

و اگر کمک‌های دولتی را بیشتر داشتیم، می‌توانیم خیلی بیشتر بحث آموزش را پیش ببریم، ضمن اینکه با مشکلاتی که در کشور داریم، شاید اجازه ندهد، تشکل‌های صنعت در این خصوص یاری کنند. ولی در دنیا اتحادیه‌ها در این زمینه‌ها هزینه می‌کنند و بار مالی آموزش را به عهده می‌گیرند.

 در پایان با تشکر از حضرتعالی، بفرمایید چه ابزار و روش‌هایی امروزه می‌تواند روی آموزش همگانی تأثیر بیشتری داشته باشد؟

فضای مجازی می‌تواند کمک مؤثری بکند و بار سنگینی را باید رسانه‌ها به عهده بگیرند؛ رسانه‌های عمومی مثل رادیو، تلویزیون و رسانه‌های همگانی و تخصصی می‌توانند نقش مهمی ایفاء کنند.

باید همه ارگان‌ها و تشکل‌ها باهم تعامل برقرار کنند و تجربه نشان داده این همدلی به‌اتفاق خوب ختم می‌شود. از همه ابزار کمک‌آموزشی، ظرفیت مؤسسات آموزشی خصوصی و دولتی و از همه بسترهای میدانی، مکتوب، مولتی‌مدیا و مجازی، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آموزش مجازی باید بهره ببریم و سطح آموزش را مدرن کنیم./

۱
۰
دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید