به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، مهندس رامین میرنجمی از فعالان خوشنام، مدیران توانمند صنعت زنبورداری و از زنبورداران و تولیدکنندگان نمونه استان آذربایجان غربی است که توانسته زنجیرهای از فعالیتهای زنبورداری را گردآورده و مدیریت کند. پدر ایشان، زندهیاد میر ابوالفضل میرنجمی، بنیانگذار شرکت تعاونی زنبورداران ارومیه که سال گذشته به رحمت ایزدی پیوستند، از بزرگان و پیشکسوتان این صنعت محسوب میشدند.
بخش بازار داخلی، جریان جاری، اصلی و پایه فروش و ثروت آفرینی در هر صنعتی است و عمده تولیدکنندگان امید دارند اگر موفق به صادرات هم نشوند در بازار داخل جایگاهی پیدا خواهند کرد. این بخش از صنعت که پروسه دادوستد و عرضه و تقاضا در آن جریان دارد، نقش عمده در اقتصاد و تولید دارد و بهنوعی ضعف در این بخش به نابودی کل صنعت منجر میشود و اگر بازار داخلی برای فروش وجود نداشته باشد، کل خطوط تولید، بخش سرمایهگذاری، اشتغال و توسعه منحل شده و به کابوس تبدیل میشود.
به گزارش عسلنا صنعت زنبورداری ایران نیز در دوران تحریم و کاهش صادرات، قطعاً به بازار داخل تکیه زده است و فروش عسل، مشتقات و محصولات جانبی زنبورعسل بهصورت عمده و خرده، تنها امید زنبورداران و صنایع وابسته است. در جهت واکاوی بازار داخلی محصولات زنبورعسل، بررسی مشکلات و چالشها و پرداختن به تهدیدها و فرصتهای بازار داخلی و احصای نیازها و انتظارات بخش صنایع بستهبندی عسل با رامین میرنجمی مدیرعامل برند تولیدی «عسل میر نجمی» که در چند دوره بهعنوان زنبوردار نمونه و تولیدکننده منتخب در کیفیت و استاندارد انتخاب شدند، به گفتگو نشستیم:
- عسلنا - جناب میر نجمی برای شروع از سوابق و دستاوردهای برند میرنجمی بگویید؟
میر نجمی: در سال 85 واحد تولیدی ما برای بستهبندی عسل با پشتوانه 70 سال کار زنبورداری اجدادی، رسماً با ظرفیت 450 تن در سال شروع به کار کرد. در این مدت شرکت ما بارها بهعنوان واحد نمونه از طرف وزارت بهداشت و جهاد کشاورزی، مشخص شد و چندین بار هم زنبوردار نمونه استان و کشور انتخاب شدیم.
در ادامه مبادرت به اخذ استاندارد ملی و ایزوهای جهانی کردیم و کلیه مجوزهای قانونی لازم و مرسوم را اخذ کردیم و همیشه علاقهمند به انجام روال قانونی هستیم اگرچه این قانونمندی متأسفانه در کشور ما منجر به سختگیریها و سنگاندازیهای بیشتری در تولید میشود.
از اوایل دهه 90 بخش تحقیق و توسعه را در شرکت راهاندازی کردیم و بهطور تخصصی بر روی محصولات زنبورعسل فعالیتهای توسعهای خوبی انجام دادیم.
میرنجمی: بله فعالیت تحقیق و توسعه فناورانه شرکت ما ادامه یافت و موجب تولید ایدههای تولیدی و خلاقانهای شد که یکی از آنها تولید پودر عسل بود که برای آن به نام شرکت ثبت اختراع انجام دادیم. این کار باهدف ایجاد ارزشافزوده و بالا بردن مزیتهای رقابتی در صادرات انجام شد و هزینه زیادی در بحث تحقیق برای آن صرف شد.
در سال 1397 برای تولید انبوه پودر عسل را کلید زدیم تا با ظرفیت 100 تن در سال اقدام کنیم ولی متأسفانه با نامهربانیهایی روبرو شدیم و به مشکل برخوردیم و این کار ناکام ماند.
متأسفانه مسئولین دولتی و نهادهای متولی در سال حمایت از تولید و با مسئولیت رفع موانع، هیچ تسهیل و تعامل خاصی برای تکامل این ایدهها ندارند و بوروکراسی سنگین حاکم بر ادارات دولتی از گرفتن مجوزها جلوگیری کرده است.
متأسفانه بعد از 2 سال سرگردانی در این ادارات نتیجهای حاصل نشده و با تورم چند صددرصدی موجود هم دیگر امکان سرمایهگذاری در این پروژهها وجود ندارد و سخت شده است.
درحالیکه متولیان باید برای این طرحهای توسعهای و تولیدی که موجب ارتقای صادرات هم میشود، فرش قرمز پهن کنند، متأسفانه با سردی و سختگیری روبرو میشویم.
بانک کشاورزی و مدیران استانی صنعت و کشاورزی همکاری خوبی برای این پروژه نداشتند و علیرغم اینکه ایجاد این خط تولید پودر عسل اشتغالزایی خوبی داشت و بعدازآن هم برنامه داشتیم بر روی «کشاورزی قراردادی» در استان کارکنیم که دلسردی به وجود آمده مانع از تداوم کار شد.
کشاورزی قراردادی، روش تولیدی بسیار مدرنی است که در کشورهای توسعهیافته دنبال شده با عنوان «قرارداد در مزرعه» مشهور است و در ایتالیا و مالزی با موفقیت دنبالی شده است، به این صورت است که ما قصد داشتیم 4 استان مجاور را در پوشش خود قرار دهیم و با 160 زنبوردار هماهنگ کردیم که بانک تسهیلاتی را اعطا کند که البته مستقیم به زنبوردار داده نمیشود و قرار بود تجهیزات لازم آنها با این تسهیلات مهیا شده و ما قرارداد خرید تضمینی محصولات با این زنبورداران منعقد میکردیم که درواقع ما حامی آنها میشدیم و در حقیقت ما زنبوردار را به سمت تولید محصولی هدایت میکردیم که بازار میطلبد.
در این طرح ما با نظارت دقیق استانداردهای لازم کیفیتی را به وجود میآوردیم و نظارت بهداشتی و دارویی اعمال میکردیم تا مشکل باقیمانده سموم حل شود و محصول ایدهآل برای صادرات تدارک دیده شود و به سمت بازارهای هدف مطابق ذائقه مشتری خارجی هدایت شود.
متأسفانه نگرش توسعهای و تولیدی در سیاست عملی دولتها، نظام بانکی و سیستم اقتصاد و صنعت کشور برای حمایت از این طرحها وجود نداشت و ما به مشکل برخورد کردیم. متأسفانه بزرگترین مشکل اقتصاد ما در صنعت زنبورداری و دیگر صنایع همین دیدگاه محافظهکارانه و غیرتعاملی است که شهرکهای صنعتی و صنایع کوچک ما را به تعطیلی کشانده است و گورستانی از دستگاهها و خط تولیدات راکد و خاموش به وجود آورده است.
متأسفانه دلالها و عرضه و تقاضا قیمت عسل را مشخص میکند و بازار داخلی محصولات زنبورعسل مشکلات زیادی دارد. علاوه بر این ما یک قیمت جهانی داریم که باید بازار خود را با آن وفق دهیم.
لازم است ابتدا توضیحاتی بدهم؛ در مورد عسل که تنها یکی از محصولات زنبورعسل است و تولیدات مهم دیگری هم نظیر بره موم، موم، ژل رویال و زهر زنبور نیز قابلبحث و مهم است.
روی این محصولات جانبی و جدیدتر باید فعالیت بیشتری انجام شود. الآن متأسفانه سه نوع محصول عسل در بازار داریم که تنها یک نمونه عسل طبیعی و واقعی است. عسل دوم، عسل تغذیهای است که با توجه به خشکسالی الآن متأسفانه عمده تولیدات را عسل تغذیهشده با شکر تشکیل داده و اجتنابناپذیر است و راه آن اصلاح نژاد و وفق دادن نژادهای مؤثر در خشکسالی است که روی آن کار مفیدی نشده است. دسته عسلهای تقلبی (زنبور ندیده، دستساز و پاتیلی) هم معضل بزرگ بازار داخل هستند که رقابت عادلانه و منزلت عسل طبیعی و قیمتگذاری منصفانه را تحتالشعاع قرار دادهاند و مبارزه اصولی با این تولیدات سوداگرانه نشده است.
متأسفانه قیمتهای سفارش خرید عسل توسط فروشگاههای زنجیرهای و قیمت عرضه آنها به حدی غیرطبیعی است که حتی با این قیمت نمیتوان عسل تغذیهای تهیه کرد و مشخص است این محصولات نهتنها عسل نام نمیگیرد، بلکه شهد مضری است که عواقب نامطلوبی برای سلامتی دارد.
متأسفانه این خیانت است که این محصولات دستساز و زنبور ندیده بهعنوان عسل طبیعی در بازار برچسب بخورد و سبب از دست رفتن قیمت واقعی و ارزش محصولات طبیعی بشود. این ضربه مهلکی به زنبوردار و دلسوزانی است که میخواهند درست و صادق کار کنند. متأسفانه امکان رقابت برای تولیدکنندگان عسل طبیعی با این سوداگران وجود ندارد و مردم هم با توجه به وضع بد اقتصادی بهسوی این محصولات ارزان و بیکیفیت سوق داده میشوند.
- شرکتهای بزرگ توزیع و فروشگاههای زنجیرهای بازار داخلی عسل را قبضه کردند
چه اتفاقی افتاده که یک فروشگاه زنجیره ای چندین برند بنام خود ثبت میکند و محصولات خود را به بازار ارائه کند در حالیکه هیچ کارگاه و واحد تولیدی از جانب خود ندارد؟ راه حل این است که ببینیم چه کسانی در این صنعت با این ها همکاری میکنند؟ برخی از همکاران ما که در سایه همین صنعت عسل سرپا هستند ، متاسفانه بصورت کارمزدی خطوط تولید خودشان را در اختیار این فروشگاه های زنجیره ای گذاشتند و به تولید عسل های بی کیفیت کمک می کننند. وجود یک اتحادیه سراسری برای صنایع بسته بندی و سهیم شدن ما در آن باعث خواهد شد، جلوی این سوءاستفاده ها و آسیب زدن به صنعت عسل را بگیریم. برخی از تولید کنندگان عسل باید بدانند سودآوری به هر قیمتی باعث متلاشی شدن این صنعت خواهد شد.
ما چند سال هست که هیچ سود قابل تاملی از واحد تولیدی مان نداشتیم، ولی دست به این کار نزدیم که چشممان را ببندیم و اجازه دهیم در واحد تولیدی ما عسل بی کیفیت وارد شود و بنام افراد سودجو بسته بندی و به بازار عرضه شود.
متأسفانه دولت باید وظیفه نظارتی خود را بهخوبی انجام دهد ولی متأسفانه به این محصولات پروانه ساخت و تولید و مجوز صادر میکند و این فروشگاههای زنجیرهای و مافیای دلالی با سوءاستفاده از نمانامهای بزرگ مواد غذایی و تطمیع آنها این بازار را قبضه کرده و به صنعت زنبورداری ضربهای مهلک وارد میکند.
با این روند امکان رقابت برای تولیدکنندگان صادق، زنبورداران و شرکتهای معتبر بستهبندی عسل با این دلالان وجود ندارد و عملاً قیمتگذاری و بازار داخل به دست اینها افتاده است. متأسفانه عزم و ارادهای هم در دستگاههای متولی و نظارتی برای مقابله با این مشکل وجود ندارد یا کارهای انجامشده به نتیجه مطلوب نرسیده است.
- استثمار تولیدکنندگان توسط شرکتهای توزیع و فروشگاههای زنجیرهای در سایه بی نظارتی
متأسفانه شرکتهای پخش و فروشگاههای زنجیرهای قیمتها را بر تولیدکننده تحمیل میکنند و خواستار بیش از 50 درصد حاشیه سود غیرمتعارف هستند، در مواردی حتی اینها هزینه سرقتهای فروشگاهی و شکستن شیشه محصولات را هم از تولیدکننده طلب میکنند و به معنای تمام تولیدکننده را در شرایط انحصار بازار و این وضعیت نابسامان اقتصادی استثمار کردهاند.
دولت و سیستم نظارتی با همکاری اتحادیهها، اداره استاندارد و بهداشت باید به نمونهبرداری مستقیم از قفسههای فروشگاههای زنجیرهای و انبار شرکتهای تولیدی اقدام کند تا بتواند نظارت دقیق بر بازار و کیفیت عسل داشته باشد. این کار و برخورد با این مبادی توزیع و فروش محصولات بیکیفیت و اعمال مجازات بازدارند سبب قطعید این افراد و اصلاح بازار داخل میشود و تنها مبارزه با سیستم تولید زیرزمینی و متقلبین کارگاههای غیرمجاز کافی نیست و به همراه آن به قوانین جدید بازدارنده و مجازات سنگین و برخورد با عوامل و سیستم توزیع گسترده این محصولات در فروشگاههای زنجیرهای و شرکتهای پخش هم نیازمندیم.
مقابله در سطح عرضه با تقلب و بیکیفیتی راهکار مؤثر در مبارزه با سوداگران و متقلبین بازار عسل است. کشف محلهای تولید این محصولات مشکل است ولی مبارزه در سطح توزیع آسان و اصولیتر است.
استثمار فروشگاههای زنجیرهای بر شرکتها و کارخانهها و اعمالنظر در تولید و تحمیل قیمتها و تعیین سود یک مشکل بزرگ برای بخش تولید کشور است و کمر تولیدکننده را شکسته است. اتفاق بد دیگر که حل آن نیازمند عزم ملی است، ثبت برند توسط فروشگاههای زنجیرهای و شرکتهای توزیعی بدون داشتن مجوزهای بهرهبرداری و تولید و بدون داشتن خط تولید به اسم برونسپاری است که موجب پدید آمدن تولیدکنندگان مجهولی شده که امکان نظارت و رصد واحدهای تولیدیشان نیست.
فروشگاههای زنجیرهای مواد غذایی با اسم و برند خود اقدام به سفارش محصولات با برند خود میکنند و هیچ عوارض و مالیات و هزینه تولیدی ندارند و شرایط تولیدی را هم آنها تعیین میکنند. اینها در شروع با یک محصول مطلوب و سالم شروع میکنند و پس از جذب اعتماد مشتری، کیفیت و هزینهها را کاهش میدهند و مصرفکننده و تولیدکننده را استثمار میکنند که این در همه صنایع وجود دارد و به اسم ارزانفروشی، فروشگاه همواره تخفیف و کمک به قشر ضعیف نهتنها کسبوکارهای کوچک و خردهفروشی را نابود کردند بلکه صنعت زنبورداری و دیگر صنعتها را نیز مورد سو استفاده و آشفتگی بازار کردهاند.
مشکل استثمار فروشگاههای زنجیرهای و شرکتهای توزیع فقط مختص صنعت عسل نیست و در بازار همه محصولات مواد غذایی به شرکتهای تولیدکننده و درنهایت به مردم و مصرفکننده ضربه میزند./
پایان بخش اول گفتگو- ادامه دارد...





























