به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، یکی از مفاخر و چهرههای برجسته صنعت زنبورداری ایران که عمری را در جهت توسعه و تعالی این صنعت به تلاشی خستگیناپذیر پرداخته، مهندس احمد قربانی است.
شخصیتی تلاشگر و جهادی و از چهرههای محبوب در بین اهالی صنعت زنبورداری ایران که دلسوزانه و بدون چشمداشت فعالیتهای تأثیرگذاری را برای پیشرفت و توسعه این صنعت انجام داده است.
احمد قربانی، از سال 1364، زنبورداری را بهصورت حرفهای در محل تولد خود در شهرستان سمیرم استان اصفهان آغاز کرد. او در خانوادهای کشاورز، زاده شده و اجداد او در کنار زراعت و باغبانی به زنبورداری در جوار باغهای سیب سمیرم نیز اشتغال داشتند.
به گزارش عسلنا، ایشان از چهرههای حاضر در جلسه مشورتی با رئیسجمهور (آقای احمدینژاد) در سال 1391 بوده است و دفاع منطقی ایشان از گردهافشانی و صنعت زنبورداری سبب تخصیص بودجه ویژه به صنعت زنبورداری شد. قربانی همچنین بهعنوان کارشناسی خبره در اکثر تصمیمسازیها و رخدادهای مهم این صنعت، شخصیتی اثرگذار و نمایندهای فعال برای زنبورداران بوده است. ایشان همچنین از حامیان ایجاد صنعت تولید ژل رویال در ایران است.
او که از یک دهه قبل با عضویت در هیئتمدیره شرکت تعاونی زنبورداران سمیرم وارد عرصه صنفی این صنعت شده است، از سال 1374 به بعد بهعنوان مدیرعامل شرکت تعاونی زنبورداران سمیرم فعالیتهای مهم و اثرگذاری را انجام داده است. ایشان همچنین چند دوره در هیئتمدیره اتحادیه زنبورداران استان اصفهان عضویت داشته و از بنیانگذاران صندوق حمایت از توسعه صنعت زنبورداری کشور هستند.
قربانی، همچنین چند دوره در هیئتمدیره صندوق حمایت از توسعه زنبورداری حضور داشتند و در بنیاد ملی ارتقای مهارت و بهره وری صنعت زنبورداری نیز مسئولیت داشته و در برنامههای توسعهای صندوق نیز حضور و فعالیت مؤثر دارند.
به گزارش عسلنا، در جهت احصای مشکلات بخش تولید در صنعت زنبورداری، با ایشان گفتگویی ترتیب دادیم که در آن به واکاوی این موانع و رهیافتها و راهکارهای لازم برای عبور از این چالشها رسیدیم.
- عسلنا - جناب قربانی از مشکلات مهم بخش تولید در صنعت زنبورداری بفرمایید؟
قربانی: بهعنوان مقدمه، بزرگترین مشکل بخش تولید و کل صنعت زنبورداری ما، نداشتن ردیف بودجه مشخص و عدم برنامهریزی برای این صنعت در شش برنامه قبلی دولتها بوده است.
این نشان میدهد؛ هم متولیان دولتی در وزارتخانهها اهمیتی به این موضوع ندادند و اهمیت صنعت زنبورداری که پشتوانه تولیدات کشاورزی، محیطزیست و مسائل مرتع و منابع طبیعی است را موردتوجه قرار ندادند. سؤال اینجاست که چرا نباید صنعت زنبوردار که مبنای توسعه پایدار و حفظ کره زمین و امنیت غذایی با گردهافشانی زنبورعسل شکل میگیرد در این بودجهبندی و سرمایهگذاریها مفقود باشد؟ صنایع مصرفی دیگر که بهاندازه صنعت زنبورداری سلامتمحور و مفید نیستند، همگی دارای ردیف بودجه و اعتبار ملی هستند. در صنعت چای و دیگر محصولات مصرفی این اتفاق افتاده، درحالیکه زنبورداری با محصولات مفید و ارزشمندتر و زنبورعسل بهعنوان یک نهاده زنده مفید در کشاورزی، نظیر آبوخاک و بذر، موردتوجه قرار نگرفته و متأسفانه معیشت حدود 100 هزار خانوار زنبوردار نادیده گرفتهشده است.
قربانی: این بودجه باید سالها پیش به صنعت زنبورداری اختصاص مییافت و اگر چنین میشد با تکیهبر تشکلهای قوی موجود، اکنون این صنعت توسعه و پیشرفت بسیار بیشتری داشت و توانمند شده بود و زنبوردار ما در هزینههای جاری خود از پارامتر اعتباری مشخص بهرهمند میشد و در تنگنا و مضیقه قرار نمیگرفت.
از هشتمین رئیسجمهور ایران و دولت سیزدهم، انتظار میرود که علیرغم مشکلات دیگر صنعت و تولید کشور، این مسئله را در اولویت مدنظر قرار داده و در اعتبارنامهها و تخصیص بودجه، صنعت زنبورداری را بر اساس اهمیتهای ارزشمند سلامتمحور و نقش سازنده و زیربنایی در کشاورزی و محیطزیست مورد نگاه ویژه قرار دهد.
فقدان این بودجه و مشکل عدم اولویت دادن به بخش تولید و بیتوجهیها سبب شده که زنبورداری نیز دچار مشکلات ناشی از تورم شده و عملاً تولید در این صنعت بسیار سخت و بدون بازده شود. اگر توجه به تولیدشده بود، صنعت زنبورداری نیز که پایه تولیدات کشاورزی است میبایست موردتوجه قرار میگرفت تا اکنون شاهد مشکلات معیشتی، کاهش تولید و ایجاد تلفات زنبورها براثر عوامل مختلف نباشیم.
مشکلات اصلی ما ایجاد مدیریت قوی و علمی با آخرین متد روز دنیا بر زنبورستانهای کشور، داشتن نژادهای قوی و اصلاحشده و تأمین ملکههای کارآمد در کنار کنترل قاچاق ملکه است.
چند مؤلفه در بخش تولید صنعت زنبورداری وجود دارد که باید توجه بیشتر و ویژه به آنها صورت پذیرد و توفیق در برداشت محصول به آنها وابسته است و طبیعتاً توجه متولیان نیز باید به این محورها جلب و حمایتها در آن مصروف شود؛ مورد اول بحث مدیریت قوی و علمی است. متأسفانه بسیاری از زنبورداران هنوز با روشهای قدیمی و سنتی کار میکنند و زنبورداری با شرایط جدید را بلد نیستند. بحث نژاد و ذخیرههای ژنتیک در زنبورداری نیز یک بنیان و پایه مهم برای موفقیت این صنعت است، متأسفانه علیرغم همه تلاشهایی که در سالهای گذشته شده و ما معتقدیم زحمات زیادی کشیده شده، ولی منتج به نتیجه مطلوب نشده و اکنون در این مورد ضعف عمده وجود دارد و این زمینه را برای قاچاق ملکه به کشور هموار کرده است. متأسفانه ملکههای قاچاق واردشده، قابل قیاس با نمونههای موجود در مناطق شهد زا نیست. در بازدیدی که از مراتع نهاوند و کرمانشاه، امسال داشتیم در جوار مزارع گشنیز، این مسئله بهوضوح روشن بود؛ نژادهایی که چندین طبق زنبور سازی داشتند و در بدنه بوده و تا چندین طبق افزایش داشتند از نژادهای «کردوان» و «کارنیکا» بودند و علیرغم اینکه خالص هم نبودند تا 5 طبق هم تا آن زمان زنبور سازی داشتند، ولی نژادی که غالباً در ایران وجود دارد و در دست ماست متأسفانه زمانی که تا نزدیک ده قاب پیش میرود ناگهان جمعیت نصف میشود و این مسئله در آن زمان غیرقابلجبران و دارای هزینه و زیان زیادی است.
دقیقاً بخش بعدی از مسائل مهم در تولید همین مبحث هست. توسعه ناوگان کهنه زنبورداری به کندوها و ادوات مدرن و کنترل بیماریها و تسهیل دسترسی به داروهای زنبورداری از نیازهای روز زنبورداران است.
متأسفانه کندوهای مطلوب در کشور توسعهنیافته و علیرغم اینکه کندوهای مدرن و کف باز بازده خوبی داشته، ولی ناوگان صنعت زنبورداری ما فرسوده است و زنبوردار با این قیمتهای بالا و تورم، توانایی صرف چندین میلیون برای تعویض کندوهایش را ندارد تا بتواند شرایط بهداشتی مطلوبتری را به وجود آورد.
میزان مصرف انرژی برای کلنیهای مدرن کمتر و مبارزه با کنه و آفات در این کندوهای مدرن راحتتر است. تولید در این کلنیهای جدید بالاتر و قطعاً همه این موارد در اقتصاد زنبوردار تأثیر دارد ولی حمایت اولیه برای این تغییر در ناوگان زنبورداری نیاز است. باید تشکلها همت کنند و دولت نیز تسهیلات و حمایتهایی را در قالب همان ردیفهای شفاف بودجهای مشخص کند تا بازسازی ناوگان فرسوده تولید در زنبورداری انجام شود.
صنعتگرانی اقدام به ساخت کندوهای خوبی کردند که مطابق استانداردهای علمی و جهانی هست ولی متأسفانه زنبوردار ما توانی برای خرید آن ندارد. زنبوردارانی هستند که با این کندوها توانستند بالاتر از متوسط کشور و حتی تا 50 و 60 کیلو برداشت از این کندوهای جدید داشته است.
در بخش داروها، متأسفانه علیرغم اینکه سازمان دامپزشکی اقرار میکند که دارو بهاندازه کافی هست، ولی نیاز به تعامل بیشتری وجود دارد، چون داروهای موجود بسیار گران بوده و خریدش از عهده زنبوردار خارج است و دستورالعملها و آموزشهای خاصی هم برای بیماریهای جدید لحاظ نشده است. بهصرف وجود این دستورالعملها در یک سایت، نمیتوان ادعای همگانی شدن آن را داشت، اینها باید با زنبوردار از راههای آسان مبادله شده و آموزش داده شود. برای داروها، بهخصوص داروهای ارگانیک باید تسهیلات ویژه و تخفیف و مبادی توزیع بیشتری ایجاد شود و از طریق تعاونیها با تسهیل دولتی، این داروها در اختیار زنبوردار قرار بگیرد. جلوی داروهای قاچاق و مخرب و تاریخ گذشته در مصرف کشاورزی و هم در زنبورداری باید گرفته شود و نظارت ویژه برقرار شود.
توزیع بهموقع و ارزان حداقل ده کیلو نهاده شکر برای هر کلنی، با توجه به خشکسالی و توجه به اینکه این نهاده برای زمستان گذرانی و جلوگیری از تلفات و زنبور سازی است و نباید با نرخ یارانهای مربوط به صنایع در اختیار زنبوردار قرار گیرد
این موارد بسیار مهم هستند و با توجه به بار زیادی که بر مراتع گذاشتهشده و بحث خشکسالی و کاهش جریان شهد، باید مبارزه با بیماریها که در پی کمبود تغذیه زیاد میشود، جدیتر صورت پذیرد، همچنین بحث نهاده و تغذیه فصول سرد و کمک تغذیهها اینجا اهمیت خود را در زنبورداری نشان میدهد. حداقل ده کیلو شکر مشخصشده برای هر کلنی در فرآیند زمستان گذرانی باید قبل از فصل سرما توزیع شود و دولت نباید زنبوردار را بانی توسعه کشاورزی و افزایش محصولات کشاورزی، امنیت غذایی و نظم اکوسیستم است به چشم قناد و شکلات ساز ببیند و تعرفه صنعت شیرینی و شکلات را برای زنبورداران در نظر بگیرد. متأسفانه به زنبوردار حتی در حد یک مرغدار هم توجه نمیشود. حالآنکه صنایع شیرینی و شکلات محصولاتی باارزش افزوده و بدون محدودیت قیمت دارند و هیچکدام از این رستهها سلامتمحور نیستند و قطعاً زیانهایی هم برای انسان و طبیعت دارند ولی زنبورداری تنها رستهای است که هیچ آسیبی برای طبیعت نداشته و فعالیت زنبورعسل جز فایده برای انسان و طبیعت و اکوسیستم ندارد.
نهادهها باید در زمان مشخص و قبل از فصل سرما توزیع شود، برای تولید و توزیع کمک تغذیهها هم باید برنامهریزی و حمایت شود.
مشکلات زنبوردار و بخش تولید بسیار زیاد است، سمپاشیهای بیرویه و مشکلات بین زارعین و زنبورداران باید، با دورههای آموزشی برای زارعین و اطلاع آنها از فواید گردهافشانی، به تعامل تبدیل شود.
رسانهها و صداوسیما باید بخشی را به فرهنگسازی مصرف محصولات ارگانیک و محصولات شفابخش عسل اختصاص دهند. در تصمیمگیریهای کلان باید از تشکلهای مهمی مثل صندوق حمایت و نمایندگان زنبورداران نظرخواهی شود.
مشکلات بیمهای، موانع کوچ و مشکلات ترددی زنبورداران باید شکل اجرایی گرفته و تسهیل شود. بخش تولید باید توانمند شود و در بخش دارو و نهادهها قوی عمل شده و دولت در حد توان بتواند از طریق کارشناسی کمکها و تسهیلات دقیق و با نظارت ارائه دهد و کمکها فقط در حد کمی و برای افزایش آمار نباشد. تلاشها باید در جهت پیدا کردن جایگاه و منزلت عسل طبیعی و تقدیر از تولیدکنندگان صادق باشد و در برابر باید محصولات کم کیفیت، با قیمتگذاری، استانداردسازی، درجهبندی و مبارزه با تقلب از صحنه خارج شود تا سلامت مردم تضمین شود.
اول و آخر انتظار ما از متولیان دولتی، باور کردن این صنعت است و اشراف پیدا کردن بر فواید زنبورداری ولی متأسفانه در ایران کمترین توجه از سمت بخش دولتی بوده، درحالیکه اکثر کشورها در کنار پارلمانهای خود و حتی بر بام اتحادیه اروپا، یک کلنی زنبور قراردادند تا اهمیت این موضوع جلوی چشمشان باشد.
آرزوهای دیرینه زنبورداران با فعالیت صندوق حمایت از توسعه زنبورداری در حال تحقق است و دولت باید نگاه ویژه به این صندوق کارآمد که ستون توسعه زنبورداری است، داشته باشد. ایدههایی که سالها آرزوی تحقق آن را در زنبورداری داشتیم با عملکرد خوب صندوق حمایت و تولد سازمانهای پیشران در این صنعت، نظیر بنیاد ملی ارتقای بهرهوری و مهارت، جامه عمل پوشید.
در صندوق حمایت از توسعه زنبورداری، با درایت و مدیریت یک جوان متعهد، کارها برمدار توسعه افتاد، مهندس بانکی پور مدیر جوان، شجاع، توانمند و کاربلدی هست که ما به کشف آن افتخار میکنیم. ایشان چند سال هست و نیست خود را گذاشته و عاشقانه کارهای مهم و جسورانهای کرده که در کل توسعه صنعت کشور، نهفقط زنبورداری بینظیر است. متأسفانه معما چو حل گشت آسان شود و افراد موفق، قطعاً با انتقادات بیشتری روبرو هستند. هر تحولی بخواهد ایجاد شود با نقد روبرو هست، باید از ایشان و همه دلسوزان و مؤثرین این صنعت حمایت شود./
پایان گفتگو





























