به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، مباحث اصلاح نژاد و پرورش ملکههای مناسب و تأمین نیاز زنبورداران کشور، از چالشهای مهم و اساسی صنعت زنبورداری است. بدون داشتن ملکههای خوب و بهنژادی شده، هرگز نمیتوان مدیریت خوبی بر زنبورستان اعمال کرد و خروجی تولید عسل و دیگر فعالیتهای زنبورداری نیز بیاثر مانده و افزایش جمعیت کلنیها میسر نخواهد بود.
معضل قاچاق ملکه و شیوع بیماریهای زنبورعسل از یکسو و نیاز مدیریت نشده زنبورداران برای ملکه از سوی دیگر، ضرورت پرورش ملکههای کارآمد و رشته اصلاح نژاد ملکه زنبورعسل را دوچندان کرده است.
در حال حاضر عدم استفاده از تمام پتانسیلهای متخصصین و شرکتهای فعال در اصلاح نژاد زنبورعسل از مشکلات موجود است و بهنوعی این بخش بهصورت انحصاری و محدود به فعالیت بخش دولتی است که باگذشت بیش از یک دهه، هنوز جوابگوی نیاز زنبورداران نیست و سبب آسیبهای اقتصادی بسیاری به زنبورداران شده است.
راهحل این کار اجازه ورود شرکتهای دانشبنیان و دارای تخصص در این زمینه جهت کمک به اصلاح نژاد زنبورعسل و بهبود عملکرد کلنیهای زنبورعسل است.
وضعیت کنونی تولید ملکه سرمایه ژنتیکی این صنعت
به گزارش عسلنا، اطلاع دارید که در کشور به دو شکل ملکه تولید میشود، افراد و زنبورداران زیادی هستند که برای تأمین نیاز خودشان، ملکههایی در مقیاس کم تولید میکنند. اینها اکثراً و عموماً کسانی هستند که فقط ملکه باکره را برای کندوهای خودشان تولید میکنند، در حالت معمولی اینها برای خودشان تولید ملکه میکنند و درنهایت این ملکهها در کندوهای نهایی مستقر و در همانجا چند روزی منتظر و برای جفتگیری آماده میشوند و مالکان این ملکهها برنامه خاص و ویژهای در زمینه اصلاح نژاد هم ندارند.
عدهای هم هستند که تعدادی ملکه تولید میکنند تا به زنبورداران دیگر بفروشند، اینها هم بههرحال طیف وسیعی دارند و بنا بر ظرفیت تولیدشان دستهبندی میشوند ولی متأسفانه نظارت خاصی بر آنها نیست و در جای خاصی ثبت نمیشوند و آمار و اطلاعات دقیقی برای این مراکز وجود ندارد.
تعدادی مراکز هم هستند که چه خصوصی و چه بهصورت دولتی فعالیت میکنند، برای نمونه؛ موسسه تحقیقات علوم دامی کشور، برنامهوبودجه تولید ملکه دارد و مراکزی نیز هستند که با بخشهای زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی همکاری دارند.
برای بخش دولتی و وزارت جهاد کشاورزی البته آمارهایی وجود دارد و در دسترس هست؛ اما بر اساس نیاز کل کشور برای ملکه، کل تعداد اینها خیلی قابلتوجه نیست و مجموع اینها را هم جمع بزنیم به عدد معنیداری که بخواهد نیاز ملکه کشور را تأمین کند، نمیرسیم.
من حدسم این است که آنهایی که ملکه برای زنبورداری خودشان تولید میکنند، چه از طریق بههرحال، یتیم کردن کندوهای خودشان، چه از طریق شیوههای اصولیتر در تولید ملکه و پیوند زدن مجموعشان از تولیدات مراکز رسمی بیشتر است. ولی هر دو مجموعه واقعاً تا آنجا که من اطلاع دارم، هیچ برنامه مدون اصلاح نژادی که مبتنی بر اصول ژنتیک و اصول اصلاح نژاد باشد را ندارند.
البته ادعا وجود دارد، ولی بههرحال محصولی را که در این زمینه تولید شود را ما نمیبینیم و خروجی مشخصی وجود ندارد. بعضیها مدعی هستند که با تلقیح مصنوعی ملکه تولید میکنیم، ولی برای اصلاح نژاد، باید هم در انتخاب خط پدری و هم انتخاب خط مادری کنترل اعمال شود و میدانیم که حداقل در خط پدری اگر شما تلقیح مصنوعی نداشته باشید، تقریباً کنترل در شرایطی که کشور دارد، ممکن نیست.
در بعضی از کشورها مراکزی در جزیرهها یا جاهای دورافتادهای دارند که نرها را نه بهصورت انفرادی بهصورت گروهی کنترل میکنند و خطوط نر و کندوهای تولیدکننده زنبور نر را ایجاد میکنند. آیتمهایی در حیوانات دیگر داریم که بههرحال موجودی که متولد میشود پدر و مادرش باید کامل مشخص باشد. اینجا مادر را میتوانند انفرادی مشخص کنند ولی پدر را فقط میتوانند گروهی مشخص کنند و از یک مجموعه زنبورستان که تولید نر میکند، میتوانند یک سری زنبورهای نر در منطقه ایزولهای داشته باشند که در چند کیلومتری اطرافشان زنبور، کندو یا زنبورستان نباشد. ما تقریباً چنین مراکزی را نداریم هرکجای ایران شما بروید، بههرحال در حوالی آن مراکز، زنبورستان تجاری متعلق به زنبورداران وجود دارد. بعضی مناطق هم که بههرحال طبیعی لابهلای درختان و کوهها و جاهای مختلف، زنبور بهصورت وحشی هم وجود دارد.
بررسی کیفیت اصلاح نژاد زنبور عسل در مراکز دولتی و خصوصی ایران
به گزارش عسلنا، ادعای اصلاح نژاد (حتی در این مراکز تولید ملکهای که در کشور ایجادشده داشت) اگر با تلقیح مصنوعی هم باشد، صرف انجام تلقیح مصنوعی به معنی اصلاح نژاد نیست. یکی از ملزومات اصلی اصلاح نژاد این است که آن خطوط پدری و مادری مورداستفاده حتماً ارزیابی ژنتیکی شوند و بر اساس ارزیابی ژنتیکی صفات، یک شاخص اقتصادی کلی هم داده شود و پدر و مادرها بر اساس آن شاخص انتخاب شوند.
اصولاً زنبور فقط یک صفت را ندارد و اگر بر اساس یک صفت نژاد یا زنبوری را برای اصلاح انتخاب کنیم، باید ارزش اصلاحی حشرهای که بهعنوان پدر و مادر انتخاب میشوند، برای صفاتی که ارزش اقتصادی دارند، مشخص شود و با دادن ضریب اقتصادی مناسب به ارزشهای اصلاحی این صفات، ما پدران و مادران را انتخاب کنیم و اینها را آمیزش دهیم اگر چنین کاری صورت بگیرد، معنای دقیق اصلاح نژاد است، ولی من با قطعیت زیادی میتوانم بر اساس اطلاعاتی که در سطح کشور دارم بگویم که چنین کاری صورت نمیگیرند، حتی آنها که تلقیح مصنوعی انجام میدهند و ادعا دارند، حداقل ارزیابی ژنتیکی ندارند.
عدم انطباق تولیدات ملکه کشور با نیازهای داخلی
به گزارش عسلنا، ادعای زیادی در مورد اصلاح نژاد در کشور میبینید که معمولاً تبلیغی هستند. در آخر زمستان و اوایل بهار شما میبینید که تبلیغات زیادی در فضای مجازی میشود. فروش ملکههای نژادهای مختلف و این افراد و شرکتها، مدعی واردات و تکثیر دقیق آنها هستند، اینها به نظر من همه قاچاق و غیرقانونی محسوب میشود، چون همانطور که میدانید ما سراغ نداریم، طی 30 سال اخیر، اصلاً مجوزی از طرف دولت برای این کار صادرشده باشند یا وزارت جهاد کشاورزی و معاونت امور دام یا سازمان دامپزشکی مجوز و تائید صلاحیتی را اعمال کرده باشد که بهصورت تجاری ملکه وارد کشور شود. پس ازلحاظ منطقی و عقلی این ملکه فروشیها، قاچاق محسوب میشود و نمیتوان درباره ملکههای قاچاق نظر علمی و کارشناسی داد. چون چیزی که قاچاقی وارد شود، قطعاً شناسنامه و تأییدیه مستند علمی و پژوهشی یا تائید آزمایشگاهی ندارد.
خرید این ملکه ها، ریسکی است و بستگی به اعتماد مصرفکننده نهایی، به فروشنده و واسطهها دارد. خیلیها هم اینها را میخرند و متداول است ولی برای سلامت و هم برای ارزش ژنتیکیشان و ارزش اصلاحی آنها نمیتوان نظر کارشناسی داد.
پیشنهادها برای روند اصلاح ملکه در ایران
به گزارش عسلنا، حاکمیت و دولتها که در این زمینه وزارت جهاد کشاورزی متولی است و باید نظارت داشته باشد، حافظ منافع فعالان این بخش باید باشد. به نظر من تابهحال چنین نبوده در بخش زنبورعسل ما واقعاً نمیبینیم برنامه خاصی وجود داشته باشد و یک افق و چشمانداز یا برنامه عملیاتی وجود داشته باشد.
ادعا بسیار زیاد بوده بههرحال شما اگر نگاه کنید، آمارهایی که در ایران داده میشود و ارقامی که اعلام میشود، واقعاً سرسامآور است. شاید کشور ما بر اساس آمارهایی که میگویند بهتنهایی حدود 10 درصد کندوهای جهان را دارد، ولی آنچه خودمان در عمل میبینیم و در زنبورستان خودمان مشاهده میکنیم، نوسان بسیار زیادی در تعداد کندوهای زنبورداران هست و در طول سال میبینید در زمانهای مختلف سال، تعداد کندوها بسیار متغیر است و تلفات بسیار زیادی دارند، زنبورداران زیادی هستند که شاید تا حدود 80 یا حتی 100 درصد کندوهای خودشان را بهخصوص در نیمه دوم سال از دست میدهند و این آمارها را باید واقعی و دقیق محاسبه کرد.
درآمد اصلی زنبوردار و هدف اصلی زنبورداری در خیلی از کشورها، استفاده آنها در گردهافشانی است. به این کار اهمیت میدهند و به زنبوردار برای اجاره زنبورش در گردهافشانی پول میدهند، برای مثال کشورهایی مثل نیوزیلند، امریکا نمونه خوبی هستند.
گرده افشانی در دنیا و اهمیت به زنبور عسل
امریکا، باغداری بادامش کلاً وابسته به زنبورداری است، هرچند که سالهای اخیر واریتههای بادامی را دارند که نیازی به گردهافشانی ندارد، ولی باغهای سنتیشان و بسیاری از باغهای دیگر مثل باغهای سیب و میوههای دیگر وابسته به زنبورداری است. در آنجا عموماً درآمد عمده زنبورداری از گردهافشانی است، ولی در ایران چنین چیزی نیست و حتی زنبورداران باید برای کوچ، به باغداران و صاحبان مزارع اجاره بدهند و دقیقه کشور ما هنوز برعکس جهان است.
هرچقدر آمار زنبورداری شما هست، باید بهطور متوسط هر دو سال یکبار ملکهها را عوض کنید، باید برابر با نصف تعداد کندوهایتان، ملکه تولید کنید، حالا اینجا که آمار 6 میلیون و 8 میلیون و 10 میلیون کلنی در داخل ایران میدهند، ما برای 6 میلیون کندوی زنبورعسل به 3 میلیون ملکه در سال نیاز داریم. تعداد ملکههایی که آمارهای این مراکز نشان میدهد، شاید به یک درصد این تعداد کلنی هم نرسد، یعنی حتی 30 هزار فروند ملکه در یک مرکز تولیدی ملکه کشور بعید میدانم توزیع شود. یک درصد یا دو درصد نسبت به نیاز، تولید ملکه داشتن واقعاً ازلحاظ آماری معنیدار نیست و میتوانید بگویم اصلاً وجود ندارد.
حالا از همین تعداد هم که تولید میشود، کار اصلاح نژادی روی آنها صورت نمیگیرد، به همین خاطر اساساً باید میدان به بخش خصوصی داده شود و بخش خصوصی در حقیقت متخصص تولید ملکه شود. تولید ملکه چندان سخت نیست و اهمیت در این است که ملکههای تولیدی دارای کیفیت و عملکرد و بازده خوبی، مطابق شرایط هر منطقه باشند و نیازهای زنبوردار را تأمین کنند.
مثلاً اگر یک ملکهای داشته باشید که 30 کیلو یا 40 کیلو عسل در یک کندو در سال به شما بدهد، این برای تولید خیلی خوب است ولی میانگینی که در کشور ما اعلام میشود؛ زیر 5 کیلو است، واقعاً ببینید این تولید و تعداد کلنیها زیاد مطابقت ندارد و تعداد کلنی بالا و ظرفیت تولید کم اصلاً بهصرفه نیست و قابل افتخار هم نیست.
چالش های بخش اصلاح ملکه در ایران
به گزارش عسلنا، یکی از مشکلات اصلی این است که اگر کسی بخواهد در صنعت زنبورداری یا ملکه، سرمایهگذاری در صنعت داشته باشد. متأسفانه در کشور ما واردات رقیب اصلی او میشود و مافیایی که دست و رانت دارند، روبروی او صف میکشند. البته این هم مهم نیست، یعنی صرف اینکه واردات آزاد شود هم مشکلی وجود دارد، چون معتقدیم شما میتوانید ملکه اصلاحشده خوب و باکیفیتی تولید کنید و با بازار جهانی هم رقابت کنید، مشکل این است که تولید داخلی هیچ حمایتی نمیشود و در مقابلش واردات بیرویه و قاچاق را هم داریم.
متأسفانه بر اساس سیستمی که وجود دارد و برحسب تجربیات و توصیه اساتید، مطمئن هستیم اگر افرادی هم بیایند سرمایهگذاری کنند و در سطح وسیع ملکه تولید کنند، بلافاصله یا بافاصله کمی واردات ملکه را سیستم دولتی و افراد ذینفع داخلی، آزاد خواهند کرد و برای این واردات معمولاً رسم است که همیشه ارز ترجیحی دادند، رانت دادند و معلوم است که تولیدکننده داخلی کمرش میشکند.
این را در زمینههای دیگر هم ما دیدیم که معمولاً از تولید داخلی حمایت نمیشود، اگر حمایتهایی صورت پذیرد و قراردادهایی با متخصصین متبحری که علم و تجربه میدانی دارند، بسته شود، فقط برای آوردن آن مخزن ژنتیک اولیه، از مراکز معتبر جهانی تسهیلات لازم باید داده شود و پشتیبانیهای لازم صورت گیرد و ایران این جایگاه را دارد که بتواند ملکه باکیفیت در سطح جهانی تولید کند/ ادامه دارد...





























