به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، زنبور درمانی یا بهاصطلاح جهانی آپی تراپی از علومی است که در سالهای اخیر بهتبع نیاز بشر بهروزرسانی شده است . البته ردپای درمان با عسل را در طبابتهای ابوعلی سینا میتوان جستجو کرد و در همه اعصار گذشته نیز انسانها و طبیبان روزگار از عسل و محصولات زنبورعسل برای درمان استفاده میکردند.
دراینخصوص با دکتر شهرام دادگستر به گفتگو نشستیم.
ایشان، تولیدکننده و فرمولاتور محصولات آرایشی بهداشتی و داروها بر پایه محصولات زنبورعسل در شرکت دانشبنیان و مستقر در پارک علم و فناوری و محقق مرکز تحقیقات زنبورعسل پکن چین است.
به گزارش عسلنا، دکتر دادگستر، از ایدهپردازان موفق صنعت زنبورداری و مدرس دانشگاه و مراکز فنی حرفهای است که در تولید و توسعه محصولات سلامتمحور زنبورعسل (آپی تراپی) نیز صاحبنظر هستند ، وی پژوهشگر فراوردههای زنبورعسل در دانشگاه تهران و پکن چین و متخصص تولید داروهای گیاهی بر پایه محصولات زنبورعسل هستند.
- عسلنا – جناب دکتر، چشمانداز کنونی آپی تراپی در جهان گوشهای از تاریخ پیدایش این روش درمانی، سبقه این علم در جهان و پیشینه آن در ایران را توصیف و توضیح بفرمایید؟
دادگستر: سابقة آن به چند هزار سال پیش، بازمیگردد، اولینبار بقراط از عسل برای درمان زخمها بهخصوص برای ترک لب، تبخال و بیماریهای پوستی استفاده میکرده است و از نیش زنبور برای اگزما در دردهای مفصلی استفاده میکرده است؛ پس میشود گفت سابقه زنبور درمانی ، سابقهای بسیار طولانی است و از ۳ الی ۴ هزار سال قبل وجود داشته است.
زنبور درمانی مدرن توسط شخصی به نام «فیلیپ ترچ» که فردی اتریشی بوده است، پایهگذاری شده و ایشان به طور اتفاقی دردهای مفصلی خود را با نیش زنبور درمان میکند و همین میشود نقطة عطفی برای درمان بیماریها توسط زنبورعسل.
روز جهانی آپی تراپی (زنبور درمانی) به مناسبت زادروز دکتر فیلیپ ترچ (۱۸۴۴ تا ۱۹۱۷) که پدر آپی تراپی نوین نامیده شده، نامگذاری شده است.
این ذکر تاریخی به این معنا نیست که قبل از ایشان زنبور درمانی وجود نداشته یا محصولات زنبورعسل و روشهای درمانی با آنها دارای پیشینه بسیار قدیمی نیستند، برعکس کاربردهای دارویی محصولات کندوی زنبورعسل در پاپیروس Ebers 1700) قبل از میلاد و تورات (پنج کتاب)، و سایر کتب کتاب مقدس نیز ذکر شده است و در قرآن کریم نیز بهعنوان شفا از محصول عسل نامبردهشده است.
عسلنا - در تصور عمومی زنبور درمانی را نیشزدن زنبور میدانند، آیا این تلقی از زنبور درمانی درست است؟
دادگستر: تصوری که وجود داری این است که زنبور درمانی حتماً باید از طریق نیش زنبور باشد درصورتیکه نیش فقط برای بیماریهای خاص است. در زنبورعسل فرآوردههای مختلفی داریم که مجموعة این فرآوردهها برای درمان بیماریها بهعنوان زنبور درمانی یا آپی تراپی مطرح میشود،
خوشبختانه در ایران این قضیه کموبیش در حال جریانپیداکردن است، البته یک مقدار سرعت آن کم است ؛در ایران میشود گفت یکی از بنیانگذاران یا پایههای این قضیه افرادی بودند که در طب سنتی همواره از محصولات زنبورعسل بهخصوص خود عسل استفاده میکردند، ولی اگر به طور تخصصی بخواهیم بیان کنیم، توسط دکتر کاویانی در مشهد یکی از کسانی بوده که در سالهای گذشته به طور تخصصی روی زنبور درمانی کار میکردند.
الان افراد بیشتری وارد این عرصه شدند؛ ولی متأسفانه چون ما رشتة دانشگاهی در خصوص زنبور درمانی نداریم کمی مغفول واقع شده است و زیرمجموعهای از طب سنتی شده ضمن این که افراد متخصص هم در این زمینه بسیار کم داریم؛ مثلاً اگر دهها استاد و پزشک طب سنتی داشته باشیم؛ ولی رویهمرفته، ده نفر را در ایران نداشته باشیم که به طور تخصصی روی محصولات زنبورعسل اشراف داشته باشد و تجویز و درمان از سوی آن صورت بگیرد، سودی نخواهد داشت.
حتی روی محصولات عمومیتر ، مثل عسل طبیعی؛ متأسفانه جزو آخرین تجویزات یک پزشک طب سنتی است.
درصورتیکه که اگر کسی اختصاصاً کارش زنبور درمانی باشد اولویت آن محصولات زنبورعسل است و در حاشیه آن میتواند از دیگر فرآوردههای طب سنتی برای درمان استفاده کند.
چشمانداز آپی تراپی در دنیا بسیار روشن است؛هرساله ما کنگرهها و همایشها و سمینارهای مختلفی در کشورهای مختلف میبینیم مثل ترکیه، رومانی، چین، روسیه، آلمان و آمریکا؛ کشورهایی هستند که به طور پیشگام روی این قضیه کار میکنند و افراد و محققین زیادی در آن کشورها وجود دارد . انجمن زنبور درمانی اروپا توسط کشور رومانی پوشش داده میشود و میتوان گفت که بانی زنبور درمانی در بقیه کشورها شده است و از بقیه کشورها در انجمن خود عضو دارد و خود من عضو انجمن زنبور درمانی رومانی هستم.
یک پزشک مسئول این مرکز است و دارای دفتری فعال هستند و سالانه همایشهای بینالمللی در کشورهای مختلف برگزار میکردند، ولی در سالهای اخیر بهخاطر وجود کرونا این همایشها بهصورت آنلاین برگزار میشد.
گاهی یک گاردیگرفته میشود برای اینکه چرا کلمه درمان استفاده میشود و باید برای درمانگر بودن مدرک طبابت داشته باشید، مخصوصاً از طرف پزشکان و افراد طب سنتی؛ آنها میگویند که نباید که واژة زنبور درمانی استفاده شود، ولی ما میگوییم که بهتر است درگیر واژهها نشویم و بیشتر بهتر است صحبت از این باشد که محصولات زنبورعسل یکسری خواص درمانی دارد و باید وارد سبد دارویی و غذایی مردم شود و شناخته شود.
حالا اگر حساسیت ایجاد میکند واژه درمان، ما کاری به آن نداریم و میگوییم کاربرد دارویی محصولات زنبورعسل؛ مهم این است که این محصولات شناخته شود و خواص بینظیر آنها مطرح شود؛ ولی باید بپذیریم که کار میبرد؛ میشود گفت با اینکه محصولات زنبورعسل سالهاست که مورداستفاده قرار میگرفته؛ ولی از جنبه دارو و درمان بسیار جدید است که باید محققین و ارگانهای ذیصلاح و کسانی که در این زمینه تبحر دارند ،وارد این فضا شوند.
در ایران تابهحال ما بیشتر درگیر تولیدات بودهایم و فقط تلاش میکردیم تولید محصولات زنبورعسل را بالا ببریم و سیستم مدیریتی صنعت زنبورداری را اصلاح کنیم و زنبورستانها را به طور اصولی اداره کنیم. خدا را شکر، در سالهای اخیر با وجود کلاسها و دورهها و فضای مجازی که بوده تا یک حدی این هدف محقق شده و زنبوردارها تقریباً میدانند که باید چهکار کنند و از بحث تولید خارج شدند.
الان باید در بحث فرهنگسازی و فراوری محصولات و تولید محصولات جدید با بازارهای جدید بهصورت علمی کار کرد. اصلاً این مسئله باید تبیین شود که آیا محصولات زنبورعسل فقط صرفاً کاربرد خوراکی دارد یا میشود از آن در بحث درمان و دارو استفاده کرد؛ روی اینها باید بیشتر تمرکز کرد. بحث زنبور درمانی را باید در حیطه طب سنتی گنجاند.
ما در طب سنتی، زالودرمانی داریم و شناخته شده است، ماساژدرمانی و بادکش درمانی که زیرشاخههای مختلفی پیدا میکند که خود آن حتی در مؤسسات و دانشگاهها بهعنوان یک واحد درسی حساب میشود و دورة حجامت، بادکش درمانی را حتی دانشجویان رشتة طب سنتی آنها را میگذرانند.
باید سیاستگذاری شود که بحث زنبور درمانی، محصولات زنبورعسل و نیش درمانی و شناخت کاربردهای محصولات زنبورعسل گنجانده شود در درسها چه در فاز غیردانشگاهی؛ مثلاً سازمان فنی حرفهای چه در فاز دانشگاهی و رشتههای تخصصی.
بحث بعدی این است که باید محصولات متنوع و باکیفیت موجود باشد، ما متأسفانه همچنان محصولات باکیفیت زنبورعسل را بهصورت فرموله شده در بازار نداریم.
تجربهای که خود من در چین داشتم، آنجا بدون استثنا و محدودیتی از فرآوردههای زنبورعسل محصولاتی را تهیه و در بازارشان موجود بود و مردم خیلی راحت میتوانستند دسترسی به این محصولات را پیدا کنند، ولی متأسفانه ما در ایران این قابلیت را نداریم.
یعنی اگر فرض بر این باشد که ما بحث آپی تراپی را مطرح کنیم و افراد متخصصی هم در این قضیه ورود کنند، ولی وقتی ما مثلاً از ژل رویال، محصولات متنوعی در بازار نداشته باشیم که بیمار بتواند راحت به آن دسترسی داشته باشد این بزرگترین چالش میشود.
یا افراد متقلبی و دلالها وارد کار میشوند که محصولاتی بیکیفیت را به مردم عرضه میکنند یا آن بیمار دسترسی راحتی به آن چیزی که برایش تجویز شده را ندارد.
پس همزمان با بحث مطرحشدن آپی تراپی باید محصولات متنوع و با کیفیتی هم در بازار موجود باشد خوشبختانه چند شرکت از جمله مجموعه تحقیقاتی دانشبنیان خود ما چند سالی است که در این قضیه ورود کردیم و محصولات مختلفی را فرموله میکنیم با بستهبندی و با دوز مشخص وارد بازار میکنیم، ولی خوب ! همچنان این کفایت نمیکند و باید وسیعتر از این قضیه استفاده و مطرح شود.
مانع دیگر افرادی هستند که این صنعت زنبورداری و زنبور درمانی را قبول ندارند، اینها باید توجیه شوند و باید ارگانهای متولی جلساتی را برقرار کنند و بگویند که این محصولات بههرحال دارد جای خود را بین مردم باز میکند و خواص علمی آن هم ثابت شده هستند و مقالات متعددی در دنیا روی فراوردههای زنبورعسل کار شده که این خواص را تأیید میکند. مثلاً بحث تقویت ایمنی و انرژیزایی و تأثیر بر بیماریهای خاص، واقعاً نتیجه داشته است و آن تعصبات بیجایی که بعضی از پزشکان و بعضی از افراد دارند، باید کنار گذاشته شود و باید توجیه شوند که مثلاً در همین بحث کرونا، فراوردههای زنبورعسل، واقعاً تأثیرگذار بود؛ از جمله عسل، برهموم، ژل رویال و گرده گل.
خود من بیمارانی را داشتم که توصیه کردم و مؤثر بود، استفاده کردند و خوشبختانه دوره بیماری آنها خیلی کوتاه شد و این نشان میدهد که این محصولات واقعاً جای کار دارد.
ولی باید جلوی تعصبات، منفعتطلبیها و هر عاملی که سد راه توسعه این صنعت شده را گرفت و آن افرادی که با دلایل مختلف جلوی این پیشرفت را میخواهند بگیرند، را باید توجیهشان کرد.
بحث آخری که بهعنوان چالشها و موانع بحث آپی تراپی در ایران وجود دارد، فرهنگسازی است .ما الان خیلی از زنبوردارهایمان درست نمیدانند که یک حیطهای به نام زنبور درمانی وجود دارد و این محصولات چه خواص درمانی دارند و چقدر میشود روی آنها مانور پزشکی داد.
اصلاً مخاطبش میتواند پزشکان و کلینیکهای درمانی بیماران باشد و این فرهنگسازی باید انجام شود، حالا دیگر حساب کنید که وقتی زنبوردارهایمان اطلاعات خوبی نداشته باشند و عطاریهایمان ندانند که برهموم چه هست؟ دیگر چه انتظاری از مردم عادی است!
یکی از مهمترین چالشهایی که باید انجام شود بحث فرهنگسازی عمومی است. خاطرتان باشد که چند سالی اینقدر تمرکز روی دمنوشها و گیاهان دارویی گذاشتند که یکدفعه بازار همه چیز حتی بازار چای معمولی ما ایرانیها عادت به خوردن چایی معمولی داشتیم؛ ولی اینقدر تبلیغات روی دمنوشها شد و همزمان شرکتها، محصولات مختلفی را عرضه کردند که دیگر تقریباً همة ما حداقل در روز یا در هفته چند بار دمنوشهای مختلف را تست و مصرف میکنیم، روی محصولات زنبورعسل هم باید فرهنگسازی با همینقدرت و کیفیت انجام شود تا افراد آشنا شوند و طلب کنند.
وقتی که مخاطب طلب کند که فلان محصول ترکیبی از برهموم یا ژل رویال را میخواهم ناخودآگاه شرکتها و افراد و زنبورداران مجبور میشوند که محصولاتی باکیفیتتر، فراوردههایی جدیدتر و با بستهبندی و فرمولاسیونهای متنوع به مردم عرضه کنند و باید در بحث فرهنگسازی بیشتر کار شود./
پایان گفتگو





























