به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، شرکتهای دانشبنیان، پیشران توسعه هر صنعت و کاتالیزور بخش علمی و تحقیق و توسعه صنعتی هستند. در دنیا این شرکتها بین صنعت و دانشگاه پل زدهاند و در تجاریسازی ایدهها و تولید ارزشافزوده برای محصولات نقش کلیدی و سازنده دارند.
در ایران اگرچه زمان زیادی از پیدایش و تحول شرکتهای دانشبنیان و پارکهای علم و فناوری نمیگذرد ولی در همین یک دهه اخیر، این شرکتها و فعالیتهای استارتاپی سبب تولد محصولات ترکیبی و تکمیلی جدید و بالا بردن ارزش رقابتی محصولات بومی در صادرات شدند.
صنعت زنبورداری ایران نیز با محوریت فعالیت بسیار مؤثر صندوق حمایت از توسعه زنبورداری و پیدایش نهادهای مهمی همچون بنیاد ملی ارتقای مهارت و بهرهوری، توانسته توسعه خوبی را در این خصوص رقم بزند و در سالهای اخیر چندین شرکت دانشبنیان در صنعت زنبورداری کشور شروع به کارکرده است.
به گزارش عسلنا، مهندس علی آقایی، مدیرعامل موسسه تحقیقاتی و آموزش «نورتوان» است که این شرکت دانشبنیان در صنعت زنبورداری توانسته به موفقیتهایی نظیر تولید محصولات ترکیبی از ژل رویال دست یابد. شرکت «توان اکسیر فارمد» نیز از دل این مجموعه بیرون آمده و در ساخت مکملهای تغذیهای و دارویی صنعت زنبورداری فعال است.
در جهت بررسی توانمندیها و نیازهای بخش شرکت دانشبنیان صنعت زنبورداری با علی آقایی به گفتگو پرداختیم:
- عسلنا - جناب مهندس آقایی لطفاً دربارهی سوابق، مسئولیتها و تحقیقات خود در شرکت دانشبنیان «توان» و مجموعه «توان اکسیر فارمد» بهطور مختصر توضیح دهید؟
آقایی: ما فرآوردههای طبیعی زنبورعسل را به شکل مکمل و دارو تولید میکنیم و بهعنوان یک شرکت دانشبنیان چند سالی است که روی فراوردههای طبیعی زنبورعسل و ساخت محصولات ترکیبی کار میکنیم.
موسسه تحقیقاتی و آموزشی نور توان، یک شرکت دانشبنیان است؛ آزمایشگاه تخصصی ما همکار سازمان غذا و دارو است و روی فراوردههای مکمل و دارو از محصولات زنبوری نیز کار میکنیم.
طی ۲-۳ سال گذشته کار تبدیل محصولات طبیعی زنبورعسل به مکملهای دارویی و مکملهای تغذیهای را شروع کردهایم و در حال حاضر وارد صنعت دارویی ارگانیک کشور شده و در حال توزیع این محصولات جدید هستیم.
در ادامه فعالیتهای تحقیقاتی یک شرکت جدید ایجاد شد که مشخصاً برای تولید مکمل و با منبع فراوردههای زنبورعسل کار میکند، نام این شرکت «توان اکسیر فارمد» است که مواد اولیه خود را از زنبورداران میگیرد و آن را تبدیل به مکملهای دارویی میکند و صندوق حمایت از توسعه صنعت زنبورداری نیز سهامدار این شرکت است و همکاری و تعامل مطلوبی در جهت رسالت صندوق شکلگرفته است.
مجموعه دانشبنیان ما، پنج محصول را در حوزه زنبورعسل هدفگذاری کرده که سه محصول آن را تولید کردیم و دو محصول دیگر در مرحله تحقیقات است. موسسه آموزشی نور توان در سال ۷۸ تأسیسشده و الآن ۲۲ ساله شده است و در دورهای که سازمان دانشبنیانی به شکل امروزی نبود، ما به شکل امروزی، فعالیتهای دانشبنیانی در حوزه مکمل و دارو انجام میدادیم.
- عسلنا- با توجه به وجود شرکتهای دانشبنیان و حلقهی مفقودهای که در کشور برای تبدیل علم به ثروت یا تجاریسازی طرحها و تحقیقات وجود دارد و بحث ارتباط صنعت و دانش، ضعفهای کشور و نیازهای موجود چیست؟
آقایی: بااینکه ما تحقیقها و پژوهشهای خوبی داریم ولی به شکل یک پایاننامه یا یک طرح ابتدایی است و سرمایهگذاری خیلی کمی روی آن انجام میشود. ضعف عمومی بالایی وجود دارد و نهادی برای این پیوند و تجاریسازی ایدهها نیست که در وزارت صنعت و معدن، جهاد کشاورزی و بهخصوص معاونت فناوری رئیسجمهوری و نیز وزارت علوم باید روی این مسائل کار شود.
تحقیقها و پروژههای زیادی در مؤسسات و دانشگاهها موجود است و هدفگذاری این پروژهها بسیار مهم است؛ ما در بخش خصوصی هدفگذاریمان، انتخاب پروژههایی بوده که محصول از آن استخراج شود و مردم بتوانند از آن استفاده کنند.
در فراوردههای زنبورعسل، محصولات بسیار خوبی داریم؛ مثل عسل، ژل رویال، بره موم زهر و خود موم که اینها بسیار در سلامت مردم و پیشگیری از خیلی بیماریها مؤثر هستند؛ لذا ما بهعنوان یک شرکت دانشبنیان محصولاتی را تولید کردیم که بعضی از این محصولات در دوره کرونا هم این محصولات، بهخصوص قرص ژل رویال و فراوردههای بره موم، بسیار مؤثر و پیشگیرانه بود، از طرفی ما در این سالها نگاه کردیم که صنعت زنبورداری ما که تعداد زیادی از مردم درگیر آن هستند و اشتغال برای آنها ایجادشده، تقریباً تکمحصولی است (عسل) و آنهم با مشکلات زیادی تولید و به فروش میرود.
ما برای اینکه این مشکل را برطرف کنیم، با توجه به تجربهای که در حوزه دارو داریم، مواد اولیه را از صنعت زنبورداری گرفتیم و آن را به مکمل و دارو تبدیل کردیم که همین باعث یک اشتغالزایی بسیار خوبی شده است، بخصوص که بعضی از زنبورداران ما از تولید عسل به تولید محصولات گرانقیمتی مثل ژل رویال سوق پیدا کردند، پس با این کار، دو اتفاق افتاده است؛ اولاً ما محصولاتی را عرضه کردیم که در داروخانهها و جامعه مردم استفاده میکنند و برای سلامت عمومی جامعه و پیشگیری از بیماریها مفید است، دوم اینکه کاری کردیم که صنعت زنبورداری به سمت تولید محصولاتی باارزش افزوده بالاتر برود و مشاغل و اشتغالزاییهای بیشتری توسعه یابد و آمارها نشان میدهد که بهخصوص امسال بسیاری از زنبوردارها به سمت تولید ژل رویال رفتند.
ما بهعنوان یک شرکتی که تقریباً چهار سال است در این حوزه کار میکنیم، معتقدیم برای شرکتهای دانشبنیان نوپا یک سری مشکلات مثل مجوزهایی که سازمان غذا و دارو باید صادر کند، وجود دارد و نکته مهم این است که صنعت زنبورداری ما باید به سمتی برود که خودش را با نیازهای روز و با استانداردهای روز هم سو کند؛ برای مثال ما وقتیکه درخواست عرضه ژل رویال از صنعت داریم، میبینیم که هنوز در بخش بستهبندی و توزیع مشکلدارند.
ما یک طرحی را جلو میبریم که باید از نقطهی صفر شروع کنیم. زنبوردار را آموزش دهیم که ژل رویال یا فرآوردههای دیگر را به بهترین شکل تولید کند و چگونه آن را بستهبندی و نگهداری کند تا کیفیتش افت نکند و شرکتهای دانشبنیان برای پیشرفت نیاز به حمایت ارگانهای متولی دولتی دارند.
یک کار ابتکاری دیگری که ما انجام دادیم، یک شتابدهنده تخصصی و مکمل ایجاد کردیم و الآن فرصتی مهیا شد که گروههای علاقهمند و تیمهای کاری، در حوزه تولیدات ترکیبی از محصولات زنبورعسل فعالیت کنند و بستر این کار فراهمشده است.
این کار با حمایت صندوق حمایت از توسعه صنعت زنبورداری و شرکت دانشبنیان نورتوان و معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری انجام شد و چند تیم در حوزه تولید محصولات زنبورعسل در حال فعالیت هستند.
در آینده هم این طرح میتواند چندین شرکت دانشبنیان را در این زمینه ایجاد و فعال کند و نقش پررنگی در اشتغالزایی داشته باشد. اگر این طرح ادامه پیدا کند هم اشتغالزایی و هم منافع مادی و ثروت آفرینی ملی برای صنعت زنبورداری و اقتصاد کشور به دنبال دارد.
- مشکلاتی که در مجوزهای مختلف و مسائل ثبتی هست را بیشتر بازکنید، چه مشکلات و چالشهایی دیگری برای شرکتهای دانشبنیان وجود دارد؟ چهکارهای حمایتی از جانب دولت و متولیان باید انجام شود تا در فعالیت این شرکتها تأثیر بگذارد؟
در خود حوزه زنبورعسل و فرایند تولید نیازمند آموزش و تقویت آن هستیم، برای مثال، تقاضا زیاد شده است اما عرضه مشکل دارد و صنعت زنبورداری باید خود را به این برساند که بتواند پاسخ همه تقاضاها را بدهد.
نکتهی دیگر این است که شرکتهایی که میخواهند در این حوزه کار کنند بهخصوص در محصولات مکمل و دارو، به سبب قیمتگذاریهای نامناسب سندیکا، سود کافی نمیبرند و با توجه به هزینههایی که امروزه وجود دارد، صرفه زیادی این تولیدات ایجاد نمیکند و تا رسیدن به تولید انبوهتر و اقبال عمومی بیشتر و فعال شدن صادرات باید در قیمتگذاری حمایت لازم انجام شود.
مشکل بعدی مجوزها هستند که برای مثال وقتی ایدههای جدیدی از سوی دانشگاهها یا مؤسسات دانشبنیان طرح میشود و در مرحله تحقیقات و اجرا قرار میگیرد، انتظار میرود که حامیان مؤسسات دانشبنیان برای تحقق این ایدهها برای اخذ مجوز کمک کنند.
برای مثال؛ مؤسسات دانشبنیان ورود پیدا میکنند و چند محصول هم ارائه میدهند ولی به دلیل عدمحمایت از گردونه خارج میشوند. ما برای فروش باید کارهای مارکتینگ و تبلیغات حرفهای انجام دهیم که هزینههای هنگفتی دارد و اگر نتوانیم جوابگو باشیم، نمیتوانیم فروش خوبی داشته باشیم و تولید با مشکل روبرو میشود و به همین دلیل محصولاتی دیگر باکیفیت کم و با مواد شیمیایی عرضه میشود و مردم دستشان از این فراوردههای ارگانیک کوتاه میشود.
اگر دولت برای پیشگیری این موارد، حمایت حداقلی بکند و از طریق تبلیغات صداوسیما، این مسائل حمایت شود، چندین برابر برای سیستم درمانی و پزشکی کشور هزینهها کمتر و صرفهجویی میشود و سیستم دولتی بهنوعی یک سرمایهگذاری انجام داده است.
کشور مجبور است برای واردات داروهای خاص و تجهیزات خاص دلار پرداخت کند، درصورتیکه که اگر حوزههایی که متولی این کار هستند، بیایند و در بحث پیشگیری با استفاده از معرفی همین محصولات زنبورعسل به مردم و بازار تلاش و کمک کنند، اتفاقات خوبی رخ میدهد و در درمان دچار مشکل نمیشویم.
چالش دیگری که وجود دارد، بحث مهارتآموزی است و باید علم و دانش و تجربه باهم آمیخته شود تا بتوانیم محصولات خوبی را ارائه دهیم و اگر این دورههای مهارتآموزی در قسمتهای مختلف انجام شود و افراد علاقهمند ورود پیدا کنند، در این زنجیره کار بسیار سریعتر و باکیفیتتر انجام میشود و این زنجیرهای است که باید همه قسمتها و حلقههای آن ارتقا پیدا کنند.
به نظر من چیزی که اتفاق نیفتاده و چالش بزرگ دیگر این است که ما نمیتوانیم صادرات خوبی انجام دهیم. ما متأسفانه امروزه در بحث کیفیت خیلی حرف برای گفتن نداریم یا استاندارهای لازم برای صادرات را نگرفتهایم؛ ما نزدیک 100 تا 120 هزار تن در سال (به روایت آمار) تولید عسل در کشور داریم ولی چقدر از این عسلها صادر میشود؟ چرا صادرات ما کم است؟ برای اینکه استانداردهای لازم را ندارد.
- راهکار و پیشنهاد شما چیست؟
ما بهزودی پروژه ارتقاء کیفیت عسل را استارت میزنیم و با مرکز سلامت غذا و همکاری دیگر نهادها تلاش میکنیم که آزمایشگاههای سطح اول کشور را شناسایی کنیم و بعدازاینکه زیرساخت آن را اجرا کردیم، شرکتهای تولیدی هم مجاب شوند که استانداردهای تولید عسل را رعایت کنند.
مراکز تحقیقاتی باید در این حوزه فعال شود. ما قسمت دارو و مکمل را کار میکنیم ولی حوزههای دیگر نیز به فعالیت نیاز دارد؛ بحث بیماریها، نهادهها و بحث داروهایی که در حوزه زنبورعسل باید تولید شود و بحث آموزش نیازمند فعالیت است، برای مثال دهها دانشجو برای پایاننامه فوقلیسانس و دکترا میتوانند در این حوزه، دورههای پایاننامههایشان را بگذرانند و این هم بحث سودآوری و اشتغالزایی را به همراه دارد و در کوتاهمدت و میانمدت، آثار آن را در تولید هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، خواهیم دید، نقشه راه مجسم است و این نیاز به کمک مجموعههای دولتی بهعنوان حامی دارد.
بحث شتابدهنده و هم حامی را ایجاد کردیم، یک حلقه مفقوده هم دانشکده است که بهمنظور دورههای مهارتآموزی در حوزه زنبورعسل لازم است و با رعایت استانداردهای جهانی تا کمتر از ۲-۳ سال دیگر عسل و فراوردههای زنبورعسل ما به حدی خواهد رسید که قابلیت صدور به اروپا را خواهد داشت. ولی امروزه متأسفانه ما در این قسمت مشکلاتی داریم.
یکی از برنامههایی دیگر که دارد روی عسل انجام میشود، رتبهبندی و گرید بندی عسل است فعلاً روی عسل این کار را شروع کردیم، ولی بعداً محصولات دیگر را هم انجام میدهیم (منظور رتبهبندی، دستهبندی عسلها ازلحاظ کیفیت آن است) و آنکسی که تولید بهتر و باکیفیتتری دارد، باید امتیاز بیشتری بگیرد، باید راحتتر و باقیمت بالاتر بفروشد و همچنین برعکس این هم صادق است. این اتفاق باعث یک رقابت بین تولیدکنندگان میشود که محصولات بهتری را تولید کنند.
دولت از واردات محصولات زنبورعسل یا جلوگیری کند یا تعرفه بگذارد که اگر الزام است بنا به نیاز کشور وارد شود، آن واردکننده باید به همان اندازه از محصولات داخل هم استفاده کند.
ما بهعنوان یک موسسه دانشبنیان کوچک، کاری که انجام دادهایم این است که تا آخر شهریور پنج محصول ترکیبی با ارزشافزوده (اینکه مثلاً عسل را تبدیل به مکمل کنیم، یا ژل رویال را تبدیل به داروی مصرفی که ارزش ریالی آن تا صدها برابر افزایش پیدا کند) خواهیم داشت و به تولید انبوه میرسد. اینیک سود خوب هم برای شرکتها و هم برای این زنجیره تولید و تأمین، بهحساب میآید.
نیاز به سردخانههایی هست که محصولاتی را حتی در فصلهایی که امکان تولید آن محصول نیست بتوانیم از آن نگهداری کنیم، مثلاً ژل رویال در نیمی از سال شاید برداشت نداشته باشد ولی خطوط تولید ما نباید متوقف شود یا مشتری معطل بماند.
ما بهعنوان شرکتی که ورود کردیم تا محصولات زنبورعسل را به اشکال جدیدش به مردم ارائه کنیم و محصولات جدید دارویی و مکملی بسازیم، درخواستمان این است که شرکتهای دانشبنیان حمایت شوند و خود ما هم تسهیلگری انجام میدهیم و به ایدهها کمک میکنیم.
آرزوی ما این است که در سالهای آینده دهها محصول دارویی و مکمل از محصولات زنبورعسل برای مردم و برای بحث پیشگیری از بیماریها بتوانیم ارائه کنیم./
پایان گفتگو

































