به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، در حال حاضر عدم استفاده از تمام پتانسیلهای متخصصین و شرکتهای فعال در اصلاح نژاد زنبورعسل از مشکلات موجود است و بهنوعی این بخش بهصورت انحصاری و محدود به فعالیت بخش دولتی است که باگذشت بیش از یک دهه، هنوز جوابگوی نیاز زنبورداران نیست و سبب آسیبهای اقتصادی بسیاری به زنبورداران شده است.
در بخش اول این تحلیل و گزارش به بررسی شرایط تولید و اصلاح نژاد ملکه در کشور و چالش ها و مشکلات موجود و بررسی ادعاهای تبلیغاتی موجود پرداختیم. اینک بخش دوم این تحلیل را بخوانید:
افزایش کمی کلنیها بدون بازده استاندارد و زیان به تولید ملکه و طبیعت
به گزارش عسلنا، خیلی از کشورها به این نتیجه رسیدند (حتی کشورهایی که جمعیت زنبور زیادی ندارند) که تعداد کندوهایشان خیلی بیشتر از ظرفیت طبیعتشان برای تأمین نیاز زنبورهاست.
اصلاً یکی از ضربههایی که زنبورداری در دنیا در بعضی جاها خورده این است که جمعیت زنبور زیاد است، نهتنها در مورد زنبورعسل بلکه به ضرر سایر حشرات نیز هست، چون بههرحال از آن گیاهان و گلهایی که وجود دارد، سایر حشرات مفید هم باید برای تغذیه با آنها رقابت بکنند که در ایران هم باید یک کنترلی اعمال شود و آمایش سرزمینی و نظارت حاکم باشد.
داشتن زنبورستان بزرگ و بالیدن به تعداد کلنی افتخار نیست
بله داشتن یک زنبورستان بزرگ، خیلی باعث افتخار نیست، وقتی تولید خوب نداشته باشی و مرکز بیماریها شوی، شما 50 کندو داشته باشید، یا 500 تا کندو، اگر با 50 کندو بتوانی محصولی را در حد 500 کندو تولید کنی، قابلتقدیر است و بسیار ارجح هست و هزینهها چند برابر کمتر است. متأسفانه زنبوردارانی که میانگین تولید کندوهایشان پایین است، فکر میکنند باید برای افزایش محصول تعداد کندو را زیاد کنند درصورتیکه شما میانگین تولید هر کندو را باید بالا ببرید و این هم با اصلاح نژاد و مدیریت علمی و بهداشتی ممکن است.
از آنطرف اگر 500 کندوی زنبورعسل بخواهند هرکدام 5 کیلو عسل تحویل دهند و در برابر اگر 50 کندوی بهینه داشته باشیم که هر کلنی 50 کیلو عسل بدهد، فشار کمتری به کندوها و زنبوردار وارد میشود. چون 500 کندو، بالاخره جمعیت بسیار زیادی هستند که مصرفکننده هستند و نیاز به تغذیه و هزینهدارند، بدون اینکه محصول نهایی بهینهای تولید کنند و آن بهاصطلاح فضای تأمینکننده این شهد و فشاری که به طبیعت وارد میکنند، مهم است. این باید آگاهی بخشی شود تا اطلاعات در جامعه زنبورداران کشور افزایش پیدا کند که هدفشان تولید محصول باکیفیت و با کمیت بیشتری باشد. این هم از راه اصلاح نژاد ممکن است.
بهبود کمیت و کیفیت با اصلاح نژاد و مثالی روشن
به گزارش عسلنا، زنبورداری داریم که میزان برداشتش از کلنیها کم است و او تعداد کندو را زیاد میکند، این غلط است و او باید به مسئله اصلاح نژاد بپردازد و علمی مدیریت کند و زنبورهایی داشته باشد که هم مقاومت به بیماریها را داشته باشند و هم کمتر دارو مصرف کنند، پس برای کنترل بیماریها و میزان محدود مزارع و منابع شهدی مشکل کمتری پیدا میکند و تولید عسل بیشتری خواهد داشت. به طبیعت هم فشاری وارد نمیآید و به حشرات مفید دیگری هم که در رقابت هستند، آسیب نمیزند.
یک تصمیم جدی و یک اراده جدی میخواهد، برنامه راهبردی نیاز است و انگیزه کاربردی و لازمالاجرا شدن آن از این هم مهمتر است. باید بیایند و استعدادها و ظرفیتهایی که در کشور هستند و میتوانند این نیازها را تأمین و حتی صادرکننده باشند، شناسایی و مورداستفاده قرار بگیرد.
در جهان در این زمینه کار انجامشده ولی اینجا طی چند دهه گذشته، حرف زیاد زده شد ولی عملگرایی نبوده است. خیلی جاها بخش دولتی، نمیخواهد تصدیگری را رها کند؛ اما ما میگوییم موسسه تحقیقات علوم دامی کشور، جایگاه مهمی دارد و محققین باید آنجا به مشکلات دام ، طیور و حیوانات اهلی کشور بپردازند و با پژوهش این مسائل را حل کنند.
به گزارش عسلنا، سؤال اینجاست، چرا مثلاً «موسسه تحقیقات علوم دامی» خودش باید بیاید تصدیگری تولید ملکه را داشته باشد؟ البته میزان ملکه که در این مراکز تولیدشده زیاد نیست، سالی شاید نهایتاً چند هزار تا متوسط شاید 4 تا 5 هزار (بعید میدانم حتی 10 هزار فراتر رود) درحالیکه کشوری که ادعا میکند، چندین میلیون کندو دارد 5 هزارتا 10 هزار ملکه به نظر من حتی اعلامش هم جالب نیست و دردی را دوا نمیکند و تأثیری برای نیاز کشور ندارد، جز اینکه این شائبه را ایجاد کند که ما نیاز کشور را تولید میکنیم و دلیلی برای فعالیت دیگر مراکز نیست.
وظیفه بخش دولتی در اصلاح نژاد زنبور عسل
به گزارش عسلنا، اینکه باید بخش دولتی بیاید و حمایت کند نه اینکه تصدیگری و انحصار داشته باشد. باید اعلام کند که اگر افراد متخصصی توانستند محصولی تولیدکننده که در سطح جهانی رقابت کند، دولت از این طرحها حمایت میکند و تسهیلات لازم را به آنها میدهد. روش اصولی در تمام دنیا همین است، اگر استارتاپ ها و سرمایهگذاران جدیدی میآیند و قصد دارند در مسیر منافع کشورشان عمل کنند باید حمایت شوند.
بههرحال بودجه اینها هم خیلی زیاد نیست، منتها این حمایتها باید دارای بخش نظارتی مستقلی باشد. متخصصینی بیایند نظارت کنند و مورد اعتماد این صنعت باشند و زنبورداران با تائید این افراد، اعتماد حاصل کنند و بدانند که محصول یا ملکه خوبی در دسترس دارند. چون زنبوردار تا این محصولات را استفاده نکرده و نتیجه را ندیده، انتخاب و اعتماد برایش سخت است.
باید شایستهسالاری در این حوزه حاکم شود و نباید بهصرف اینکه این افراد و متولیان از یک ارگان دولتی هستند و با امضا طلایی و قدرت پشت پرده و بدون علم کافی بر این موضوع برای این طرحها و پروژههای ملی انتخاب شوند.
ارزیابی بخش خصوصی در اصلاح نژاد و تولید ملکه
به گزارش عسلنا، بعضی مواقع ما واقعاً میبینیم در بخش خصوصی متخصصین خیلی توانمندی هستند که میتوانند محصول خوبی تولید کنند، ولی وقتی وارد ساختار کار اداری و دولتی میشوند، کسی که بر اینها نظارت کند واقعاً ازنظر علمی صلاحیت نظارت بر اینها را ندارد.
این مسئله باعث دلسردی میشود بعضی از متخصصین کنار میکشند و اصلاً تمایلی به انجام کار ندارند یا به کشورهای خارجی مهاجرت میکنند یا یکگوشه دنجی را میپذیرند و برای دلشان کار میکنند و خیلی دنبال دردسر نیستند.
ما در این زمینهها، واقعاً ضربات زیادی خوردیم و هزینههای زیادی را دادیم. تحمل میکنیم و امیدواریم یک روزی این سیاستها عوض بشود و متخصصینی که حتی در سطح جهانی داریم، مورد قدردانی و عزت قرار بگیرند و افرادی که صرفاً چون در جایگاه دولتی هستند و امضایشان معتبر است و بدون دانش و تجربه لازم بر صندلیهای مسئولیت تکیه زدند، نتوانند بر متخصصین توانمند، باسواد و دانشمندی که در بخش خصوصی هستند، تنگنظری و سنگاندازی کنند و نظارت به شایستگان سپرده شود.
به گزارش عسلنا، خلاصه کلام این است که ما عملاً و به معنای واقعی چیزی به نام تولید ملکه در کشور نداریم چون تولید ملکه تابع بُعد علمی و اقتصادی است، ما چیزی بهعنوان تولید ملکه اصلاحشده و باکیفیت نداریم و عمده تولیدات قطعاً قاچاق هست.
تبلیغاتی که در فصل بهار برای فروش ملکههای خارجی صورت میگیرد را میبینید و جای تعجب است که سازمانهای مسئول هم میبینند و هم میدانند که به هیچکسی مجوز واردات ملکه ندادهاند، ولی هیچ عکسالعملی هم ندارند و این واقعاً تناقض بزرگی است و کسی این مسئولیت و پاسخگویی را به عهده نمیگیرد.
این مسائلی است که حوزه حاکمیتی و بهویژه در این زمینه، وزارت خانه جهاد کشاورزی باید وارد عمل شود و افراد باصلاحیت و صاحبنظر و توانمند را به عرصه بیاورد، این امکانات را در اختیارشان بگذارد و میدان بدهد و بگوید شما این کار را بکنید. این هم بهعنوان بخش خصوصی نه بخش دولتی. من هیچگاه تصدیگری بخش دولتی را در ایران در هیچ صنعتی موفق ندیدم و میدانم هیچگاه موفق نخواهد شد./ پایان گزارش
گزارش و تحلیل از مهدی رفائی

































