به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، آپی تراپی از جمله روشهای درمانی ارگانیک و در حیطه طب سنتی است که در سالهای اخیر مقالات و تحقیقات زیادی درباره آن نوشته شده است. امروزه باتوجهبه اقبال شدید مردم به درمانهای غیرشیمیایی، زنبور درمانی میتواند کمک شایانی به پیشگیری و درمان برای انواع بیماریها داشته باشد.
به گزارش عسلنا، کمااینکه به عینه مشاهده کردیم در دو سال فراگیری کرونا، محصولات زنبورعسل بهویژه برهموم، اثرات بالینی بسیار مثبت و محسوسی بر روی این مبتلایان داشت و علاوه بر پیشگیری، دوران نقاهت بسیاری از مبتلایان که با شروع بیماری اقدام به مصرف نموده بودند را کاهش داد.
دراینخصوص با دکتر فربد ایمانی، متخصص طب سنتی که در درمانهای خود محصولات زنبورعسل را نیز جایداده است به گفتگو نشستیم.
عسلنا - جناب دکتر قدری در مورد درمان با محصولات زنبورعسل توضیح بفرمایید؟
ایمانی: در بحث آپی تراپی ما طیف وسیعی از بیماریها را میتوانیم حداقل علائم آن را کم کنیم، اگر نخواهیم بگوییم که صددرصد درمان میشود، کمااینکه در بعضی از بیماریها هم درمان کامل اتفاق میافتد.
از بیماریهای گوارشی و پوستی گرفته تا بیماریهای سیستم عصبی و ما میتوانیم بیماریهای گوارشی را بیشتر با برهموم و عسل درمان کنیم. جالب این است که هر محصولی تقریباً مکمل محصول بعدی در فراوردههای زنبورعسل است. یعنی مثلاً اگر ژل رویال برای بیماری پوستی کاربرد دارد، همزمان برهموم برای بیماریهای گوارشی استفاده میشود، این دو تناقضی با هم ندارند که بگوییم ژل رویال هم برای بیماری پوستی است هم بیماریهای گوارشی تنها محصولی که برای همة موارد میتواند استفاده شود.
خود عسل که یک حامل و یک ماده مؤثره برای سایر فراوردهها به کار میرود یا مثلاً نیش زنبورعسل برای بیماریهای سیستم عصبی خیلی خوب جواب میدهد و برای بیماری (ام اس) آرتروزهای مفصلی و بیماریهای صعبالعلاج مؤثر است.
هم زمان فرآوردههای زنبورعسل یکسری کاربردهای عمومی هم دارد، ولی بعضیها فکر میکنند که صرفاً باید از محصولات زنبورعسل برای درمان استفاده شود، ولی نه ما میتوانیم اینها را بهعنوان پیشگیری و تقویت بدن استفاده کنیم.
مثلاً؛ برهموم برای تقویت ایمنی بدن اثر دارد و ژل رویال برای تقویت قوای بدن و انرژیزایی و عسل هم به همین صورت پس طیف وسیعی از بیماریها توسط محصولات زنبورعسل قابلدرمان هستند و من همیشه در کلاسهایم میگویم که محصولات زنبورعسل مثل یک داروخانة کامل است.
قطعاً این محصولات از دیرباز در درمان و پیشگیری قوی ظاهر شدند و در نسخ اطبای قدیمی هم به چشم میخورند. حتی شما شاید نیاز نداشته باشید دیگر هیچ مادة گیاهی یا شیمیایی دیگر را استفاده کنید، بهنوعی میشود گفت که آپی تراپی یا زنبور درمانی خودش چون محصولات متنوعی را در برمیگیرد؛ یک مکتب درمانی کامل است.
با اینکه زیرمجموعه طب سنتی بهحساب میآید، به نظر من اینقدر کامل است که خودش را بتوان بهعنوان یک روش درمانی کامل و یک پکیج درمانی کامل نامید و فقط شناخت محصولات، شناخت کاربردهایشان و نحوة مصرفشان و نحوة فراوری آنها یکدنیایی است که باید بیشتر روی آن کار شود.
اگر این کارهایی مثل فرهنگسازیها، موجود بودن محصولات باکیفیت در بازار، موجود بود متخصصین و افرادی که در این زمینه حرفی برای گفتن دارند و مسلط به فراوردهها و کاربرد و خواصشان باشند، اتفاق بیفتد، من آیندة زنبور درمانی را خیلی روشن میبینم.
حتی نسبت به بعضی از گیاهان دارویی و طب سنتی هم روشنتر، چون یک ویژگی که فراوردههای زنبورعسل دارند؛ این است که اثربخشی سریعی دارند. مثلاً شما برای تقویت قوای بدن یک دمنوشی را مصرف میکنید که انرژیزا باشد. ولی باید آن را مدت طولانی مصرف کنید که شاید عوارض هم داشته باشد؛ ولی شما برای تقویت انرژی بدن کافی است که گرده گل با عسل یا ژل رویال را در طول یک یا دو هفته به مقدار خیلی کممصرف کنید. کاملاً اثر آن را به طور محسوس میبینید و این سرعت اثرگذاری خودش یک مزیت در محصولات زنبورعسل و آپی تراپی است نسبت به بقیه مکتبها.
در ایران، ما هنوز مرکز تخصصی آپی تراپی نداریم، ولی بعضی از پزشکان یا افراد طب سنتی، البته خیلی کم به زنبور درمانی ورود کردند. ولی اصلاً کفایت نمیکند و نه اطلاعات خیلی کافی دارند نه اینکه صرفاً روی این قضیه تخصصی کار میکنند. شاید در حاشیه تجویزاتشان روشهای ساده و کوچکی از زنبور درمانی را به فرد ارائه دهند که این در اتفاق آپی تراپی کامل اتفاق نمیافتد و بیشتر از اینها باید برنامهریزی شود و مراکز بیشتری باید ایجاد شود.
ما رشتهای به نام آپی تراپی نداریم و افرادی که وارد میشوند یا بهصورت تجربی یاد گرفتهاند و یا باید تحتنظر یک پزشک کار کنند.
تبلیغات باید انجام شود با اینکه این تبلیغات ناآشنا هست، برای بعضیها ولی این تبلیغات مردم را مشتاق میکند که به دنبال این قضیه بیایند و دنبال چیزهای جدید بگردند و آن موقع شاید سیاستمداران در تلاش بیفتند که یک پلتفرمی برای آپی تراپی ایجاد کنند.
در بحث علمی زنبورعسل ما بسیار ضعیف هستیم و نه اساتید برجسته فراوان و نه دانشگاههای مجهزی داریم و نه اصلاً این رشته، رشتة قوی تا حالا بوده با اینکه خیلی ظرفیت دارد، متأسفانه ما از فاز علمی داریم ضعیف عمل میکنیم، مثلاً چنداستادی که دیگر سنی از آنها گذشته و شاید مثل قبل انرژی و حوصلة اینکه بخواهند دانشجو تربیت کنند و ایدههای جدید را به نتیجه برسانند را فقط در دانشگاهها داریم و دیگر پذیرشی از سوی دانشگاهها برای پذیرش افراد متخصص وجود نداشته است و اساتید جوان و محقق کمتر هستند.
متأسفانه، فارغالتحصیل مقاطع تکمیلی زنبورعسل هم زیاد نداریم، شاید در کل کشور ده الی 20 نفر بیشتر نباشند که شاید اصلاً جوابگوی نیاز علمی کشور نباشد و باید سریعاً اساتیدی در همین حیطه جلب شوند.
همینطور دانشجوهایی در این حیطه جذب شوند و این صنعت به روش علمی پیش برود ما یک مشکلی که داریم این است که مثلاً هرکسی میرسد میخواهد واردات و تکثیر ملکه کند. یا دارو تولید کند و مکمل به بازار بیاورد، بدون مجوز و بدون پشتوانه و دلیل این هم این است که بخش علمی کشور ضعیف است و خلأ وجود دارد و کسی هم وجود ندارد که به اینها مشاوره دهد که در مسیر درست پیش روند پس اولین چالش نبود متخصص و محقق و دانشجو در این حیطه است که سریع و الزامی این قضیه باید پیگیری شود.
بحث دوم بحث فرهنگسازی در محصولات زنبورعسل است باید صداوسیما و رسانهها و هرجایی که حرفش برای مردم شنیده میشود در بحث محصولات زنبورعسل ورود کند و اطلاعرسانی شود و کمکم مردم را به این سمت ترغیب کند که عسل خوب را از کجا باید تشخیص دهید و از کجا میتوانید آن را تهیه کنید یا چند نمونه عسل و چه فراوردههای دیگری وجود دارد و این فرهنگسازیها به طور مداوم باید انجام شود تا بتوانیم تقاضا را زیاد کنیم تا عرضهکنندهها هم به فکر بیفتند و کارهای خود را در جهت تقاضای مردم پیش ببرند
سومین چالش که چالش مهمی است ارتباط با کشورهای خارجی است؛ زنبورعسل بر خلاف دامهای دیگر موجودی است که باید برای آن از تجربیات کشورهای دیگر استفاده شود.
باتوجهبه اینکه خود ما هم از لحاظ علمی شاید قوی نبودیم و شاید برخی از کشورها حتی کشورهای مطرح هم در این زمینه قوی نباشند، ولی آنها یک ویژگی که برای خود به وجود آوردند این است که سالیانه همایشها و سمینارهای زیادی را چه در کشور خود چه در کشورهای دیگر برگزار میکنند و محققین خود را برای کسب اطلاعات بیشتر به سایر کشورها میفرستند و از این طریق خلئهای موجود را اصلاح میکنند.
ما متأسفانه میشود گفت هیچ ارتباط خاص و مفیدی با بخشهای علمی زنبورعسل دنیا نداریم غیر از کنگرههایی که ۲-۳ سال یکبار در مرکز تحقیقات علوم دامی کشور برگزار میشود یا تعدادی محقق و زنبوردار که به آپی موندیا میروند.
معمولاً هم موارد و مقالات تکراری حتی ارائهدهندههای تکراری با موضوعات تکراری داریم که یک ضعف است و باید تلاش کنیم حیطههایی که وجود دارد کمی نوآورانه باشد و افراد جدیدی وارد عمل شوند.
مثلاً کنگره اپی موندیا که چند دوره است برگزار میشود و اخیراً ایران حضور پررنگی در آن داشته است، ولی وقتی تمام میشود دیگر هیچ ارتباطی با کشورهای خارجی وجود ندارد و محققین و دانشجوها و حتی زنبوردارها، مگر برای خرید ملکههای قاچاق که آنها هم معمولاً افراد علمی نیستند و صرفاً برای بحث بیزینسی این قضیه وارد ارتباط با کشورهای خارجی میشوند.
این برقراری ارتباط با کشورهای خارجی باید سریعاً پیگیری شود و قطعاً مزیت آن برای کشور فوقالعاده زیاد خواهد بود./

































