به گزارش پایگاه خبری صنعت زنبورداری ایران، کوچ گرمسیری برای برداشت عسل کُنار و با توجه به کاهش منابع شهدی در استانهایی که در این ایام (ماه آخر تابستان و شروع پاییز) نیاز به کوچ و استقرار در مناطق گرمسیری را دارند از اولویتهای مهم این فصل و نیازهای اساسی آموزشی زنبورداران است.
استان بوشهر یکی از مهاجرپذیرترین استانهای کشور در کوچ گرمسیری و از نقاط استراتژیک در تولید و برداشت عسل کنار است. تقریباً در این ایام حدود 70 درصد تولیدات و زنبورداران مستقر در این استان را کوچ روهایی از استانهای اصفهان، قم، تهران، البرز، قزوین، آذربایجان، خراسان و شمال کشور تشکیل میدهد.
برداشت عسل مهم و معروف کُنار ایرانی که در دنیا طرفداران زیادی دارد در مهرماه در استانهای جنوبی و گرمسیر ایران انجام میشود و این نوع عسل جایگاه ویژهای در صنعت زنبورداری و اقتصاد محصولات زنبوری ایران دارد.
گیاه سدر یا درخت کُنار، از تیره عنابیان است که بین 2-3 و حتی 8 متر ارتفاع پیدا میکند منبع سرشاری از ویتامینها، کلسیم، فسفر و مواد معدنی است که با میوههای آبدار و گلها و شکوفههای شهد آور تقریباً تمام سال رشد دارد ولی اوج گلدهی آن در اواخر تابستان و اول پائیز است.
این گیاه دارویی و ممتاز خوشبختانه در ده استان در جنوب ایران بهصورت وحشی، نیمه وحشی، پرورشی و زراعی رویش دارد.
به گزارش عسلنا، در این راستا و بهمنظور اطلاعرسانی دقیقتر در مورد نحوه و زمان کوچ و الزامات و قوانین و مجوزهای لازم برای قبل از کوچ و نیز بایدها و نبایدهای کوچ کنار برای افزایش تولید و کاهش تلفات با آقای فرهاد عسگری، مدیرعامل تعاونی زنبورداری شهرستان دشتی و رئیس اتحادیه زنبورداران استان بوشهر که از زنبورداران جوان، باتجربه و پرتلاش و نمونه این استان هستند، به گفتگو نشستیم:
عسگری: آمار دقیق بهروز نداریم، زیرا دو سال است که آمارگیری رسمی به دلیل کرونا توسط جهاد کشاورزی متوقفشده است. ولی حدود ۶۰۰ زنبوردار بومی داریم و سالانه بیش از ۲۰۰۰ زنبوردار مهاجر به بوشهر میآید. عمده برداشتها هم برداشت عسل کنار است و کوچ زنبوردارهای مهاجر به بوشهر با برداشت عسل کنار شروع میشود و وقتی مستقر میشوند اولین برداشت آنها عسل کنار است
شاخصترین آنها عسل کنار است، در فصل بهار نیز عسل «بهاره» بوشهر که همان عسل «قنقال» است را هم تولید میکنیم، این دو عسل، عسل تک گیاه است و عسل «بادآور» که از تغذیه زنبور بر گیاهی به همین نام به دست میآید، نیز منحصربهفرد بوده و خواص زیادی دارد.
بعد از برداشت عسل کنار، ما زمستان را در پیش داریم و زنبورداران میآیند برای گذراندن زمستان در نقاط مختلف کشور این اتفاق بعد از آبان ماه اتفاق میافتد در اوایل یا اواسط آذرماه بستگی به آبوهوا و بارندگی دارد.
بیشتر از اصفهان میآیند ولی از شهرهایی مثل قم، آذربایجان و شهرهای شمالی کشور هم کوچ میکنند؛ و گاها از مشهد و کردستان هم زنبوردار میآید.
اگر به گذشته برگردیم، زنبوردار بومی در بوشهر کم بود و مشکل استقرار و مراتع برای زنبورداران مهاجر به آن صورت وجود نداشت، اما در چند سال اخیر رشد زیاد کمی در زنبورداری داشتیم، مثلاً در شهرستان دشتی که خود بنده مسئولیت دارم و ساکن هستم، در سال ۹۲ فقط ۷ زنبوردار بومی وجود داشت و مهاجرین چندین برابر این رقم بودند، ما تشکلهای زنبورداری را در شهرستانهای بوشهر ایجاد کردیم و در هر شهرستان یک تشکل قوی و منسجم داریم و عمل همه زنبوردارها را اعم از بومی و غیربومی را قانونمند کردیم و این تقریباً ۸ سال زمان برده است و دیگر زنبوردار میداند که اگر به هر یک از مراتع بوشهر بخواهند مهاجرت کند، باید با تشکل همان قسمت هماهنگ کند و وقتی تأییدیه گرفت، میتواند مستقر شود و اگر زنبوردار متخلفی ورود کند که مجوزهای لازم را ندارد یا الزامات را رعایت نمیکند، سریع توسط مراجع قضایی و دادگستریهای شهرستان با آنها برخورد میشود.
چون استان بوشهر یک استان کوچ پذیر است، امکان ورود بیماریها توسط زنبورداران مهاجر وجود دارد و آنها باید نامههای دامپزشکی را حتماً ارائه دهند و قرنطینه و کنترل شوند، ولی چون این مورد زیاد سختگیرانه نیست، سالانه بیماریهای زیادی وارد میشود و به دلیل نبود داروهای تضمینی و خوب در بازار و وجود داروهای تقلبی این بیماریها زیاد شده است و ما امسال شاهدِ تلفات چهلدرصدی بودیم که اصلاً آمار جالبی نیست.
کوچ از یک هفته پیش آغاز و اقدامات برای برداشت عسل کنار شروعشده است و در همین ابتدا متأسفانه دو نفر از زنبورداران به دلیل رعایت نکردن قوانین، کوچ و برداشت عسل زنبورستان خود را از دست دادند.
کوچ کنار یک کوچ واقعاً سخت است چون از مناطق سردسیر باید کوچ انجام شود به مناطق گرم سیر عزیمت شود، مباحث اختلاف دما و حساسیت زنبورعسل وجود دارد، اینیک سری از مشکلات خاص خود را دارد که اگر رعایت نکنیم مساوی با از دست دادن زنبورستان ماست، ولی در کوچ روها از استان اصفهان ما زیاد مشکلی نداریم و کسانی که میخواهند کوچ بکنند چند مورد را باید رعایت کنند؛ یکی اینکه هنگام بارگیری خیلی سریع و با نیروی کار بیشتر این بارگیری را انجام دهند که بارگیری زود صورت بگیرد و ماشین حمل زنبور راه بیفتد.
دوما باید از سالم بودن ماشین مطمئن شوند که وقتی میخواهند با آن ماشین بار ببرند، مشکلی پیش نیاید و راننده آن ماشین هم مشکلی مثل اعتیاد نداشته باشد که بخواهد بین مسیر توقف صورت دهد و رسیدنش به تأخیر بیفتد.
بین مسیر که امکان دسترسی به آب وجود دارد، باید بین کندوها آب بگیریم و خنکشان کنیم و جوری باید زمانبندی کنند که قبل از طلوع آفتاب به مقصد خود رسیده باشیم. وقتیکه کندوها را تخلیه میکنند، توصیه و تجربه ما این است که با یک آبپاش، دریچه پرواز زنبور را آب بزنند و آن سوراخهای پشت کندو را هم آب بپاشند که از زنبور آن فشار و استرس گرما را کم بکنند و زنبورعسل داخل کندو بماند. آن شربتخوریهای داخل کندو را هم باید آب بپاشند چون روز اول زنبور هنوز به آن هوای گرم عادت ندارد و جهتیابی آن برای یافتن آب سخت است و اذیت میشوند.
زنبورداران میتوانند روی کندو را با گچ یا یک رنگ سفید بپوشانند که کندو گرمای نور آفتاب را جذب نکند و آن منبع آبی را هم که زنبور میخواهد استفاده کند به زنبورستان خیلی دور نباشد و نهایتاً در ۵۰ متری باشد (برای برداشت کنار) و اگر جمعیت زنبورهایشان قوی است میتوانند یک توری روی قابها بکشند که زنبور جلوی آن سوراخهای تهویه را نگیرد و هوا بتواند ردوبدل شود و بحث کنه کشی و دفع بیماریها هم باید بعد از برداشت صورت بگیرد به دلیل اینکه شاید داروها تقلبی و شیمیایی باشد.
نکته بسیار مهم این است که هماهنگیهای لازم حتماً قبل از کوچ با تشکلهای زنبورداری صورت بگیرد که آن نقطهای که میخواهند زنبورشان را مستقر کنند مشکلی نداشته باشد و تا حد امکان از مزارع کشاورزی فاصله بگیرند چون الآن فصل کشت کنجد است و آنها را سمپاشی میکنند و همین باعث میشود که زنبورداران تلفات سنگینی بدهند
بله ما به کشاورزان گفتهایم که در زمان سمپاشی به زنبورداران اطلاع دهند ولی خب بالاخره زنبور است و تحرک و پرواز دارد و امکان هر چیزی وجود دارد و باید تا حد امکان از این مزارع فاصله بگیرند تا دچار خسارت نشوند.
سبزهقبا، متأسفانه امسال خیلی زیاد است، برعکس زنبور قرمز که امسال کم است و زنبوردارهایی که زودتر از دیگران میآیند و مستقر میشوند ضرر بیشتری میبینند.
اگر زنبوردارها بیشتر باشند، بهتر است چون این سبزهقباها تقسیم میشوند و تعدادشان کمتر میشود و مقابله و فراری دادن و کنترل آسانتر میشود. ولی اگر متمرکز روی یک زنبورستان باشند تعدادشان زیاد است و خسارت زیادی وارد میشود.
بیشترین آسیب را زنبوردارهایی میبینند که زنبورستان خود را به حال خود رها میکنند و میروند؛ اگر زنبوردار بالای سر زنبورستان خود باشد و با ایجاد سروصدا تا حدودی میشود آنها را فراری داد و سبزقبا، فقط در روز فعالیت میکند و بهترین راه برای کمتر شدن این سبزقباها وجود کلنیها و زنبورستان های بیشتر در ناحیه است که سبزقبا، بین اینها پخش شوند و خسارت کمتر میشود. فعلاً هیچ راه مؤثری برای دفع این سبزقباها وجود ندارد و استفاده از سم یا تفنگ هم برای این پرندگان درست و اخلاقی نیست.
ما یک کمپین را راهاندازی کردیم با حضور مسئولین استانی همجوار و همسایه که درگیر این مسئله هستند و پیشکسوتان و اساتید زنبورداری هم حضور دارند
پیشنهاد من این است که آنهایی که مسیرشان طولانی است این ریسک را نکنند و بهصورت دو کوچی و دو مقصدی مهاجرت کنند و حتماً با تشکلهای زنبورداری در استان مقصد هماهنگ کنند و از شرایط جوی و آب و هوایی مطلع باشند بعد نسبت به کوچشان اقدام کنند.
از کوچ زودهنگام بپرهیزند، چون خیلیها زودتر کوچ کردند و با تلفات زیادی روبهرو شدند.
کوچ کنندگان از خودرویی که میخواهند با استفاده از آن کوچ کنند و از نیروی کار حرفهای استفاده کنند و به تمهیدات لازم دقت کنند.

































