به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت زنبورداری ایران، ارتقای دانش و تکنولوژی یکی از مسیرهای مهم توسعه هر صنعتتی است. زنبورداری ایران در این مسیر نیازمند آموزش در همه سطوح است. آموزشی که بتواند راهگشای تولید بیشتر و مقابله با مخاطرات در این صنعت باشد. آگاهیبخشی در جهت افزایش کیفیت کمیتها در عرصه رقابت سالم تولیدی و بالابردن ثروتآفرینی ملی برای آن صنعت وکشورمان باشد.
به گزارش عسلنا، در این راستا با سرکار خانم مهندس روشنک احمدی، کارشناس مسئول آموزش در وزارت جهاد کشاورزی به گفتگو نشستیم:
- عسلنا: خانم مهندس احمدی، لطفاً توضیح بفرمایید که برای فرهنگسازی و آگاهیبخشی در بخش زنبور عسل چه پیشنهادهایی دارید؟
احمدی: در آگاهیبخشی در سطح عموم باید از طریق رسانههای جمعی و صداوسیما عمل کرد و رسانه ملی نباید کوتاهی کند. مقالات در مطبوعات میتوانند مؤثر واقع شوند. طبیعتاً انجمن علمی زنبور عسل هم باید فعالیتهایی داشته و برنامههایی را هم در سطح آموزش در سطح عموم ارائه دهند.
باید بتوانیم از طریق رسانهها یا روزنامهها و مجلات علمی این آموزش را سطح عموم ارائه دهیم.یکی از کارهایی که فعالین این صنعت مانند اتحادیهها یا تعاونیها میتوانند داشته باشند این است که آنها با عرضه محصول خوب و باکیفیت میتوانند مردم را ترغیب کنند که عسل و سایر فراوردههای زنبور عسل توجه ویژهای داشته باشند.
در این سطح رسانهای مثل تلویزیون میتواند خیلی خوب نقش ایفا کند. به نظر من در طی سالهای اخیر هم تحولات نسبی رخداده و اطلاعات مردم نسبت به کیفیت عسل و تنوع فراوردهها بیشتر شده و همینطور استقبال هم مشاهده شده است.
در خصوص فرهنگسازی در سایر کشورها برای مثال ما میبینیم که کشورهایی که در زنبورداری صاحبسبک هستند مثل کشور اسلوونی، بازار صبحانههای عسلی را راهاندازی کرد که در کودکستانها بروز پیدا کرد همینطور در کتابهای درسی.
اگر ما بتوانیم در کتابهای درسی مقولة زنبور عسل را وارد بکنیم، خیلی مؤثر واقع خواهد شد. در دنیا به زنبور عسل از دیدگاههای مختلفی نگاه میکنند و فرهنگسازی از پایه صورت میگیرد. این موضوع در ایران باتوجهبه اینکه اقلیم ایران و شرایط ایران مستعد پرورش زنبور عسل است باید در رأس باشد.
چون ما با تنوع اقلیمی که در سطح کشور داریم. با مراتع غنی و ذخایر گیاهی متعدد و متنوع طبیعتاً این پتانسیل را داریم که عسل را باکیفیتهای مختلف و همینطور باسلیقههای مختلف عرضه کنیم. اما عملاً از این پتانسیل استفاده نکردیم.
ما در خصوص آشنایی مردم و فرزندانمان که در حال طیکردن مراحل آگاهی هستند شروع نکردیم و مردم هم به طور نسبی راجع به اهمیت زنبور عسل آگاهی چه در بحث تولیدات و موضوع گردهافشانی آگاهی چندانی ندارند.
در خصوص اینکه زنبور عسل یک شاخص بیولوژیک محسوب می شود. یعنی برای این که شما بتوانید بفهمید این اتفاقات ناگوار در محیط طبیعی رخ میدهد یکی از علائم تشخیص شرایط محیطی نامساعد یا مساعد زنبور عسل است. یعنی ما اگر نگهداری خوبی از طبیعت کنیم اثرش را در زنبور عسل میبینیم. اگر در یک محیطی دیدیم که زنبور عسل خوب پرورش پیدا میکند و فعالیت میکند میتوان پی برد که آن محیط سالمی است.
اگر دیدیم که زنبور بیمار است یا تلاش مقبولی ندارد و گردهافشانی خوبی ندارد حاکی از این است که آن محیط نامساعدی شده است. یعنی زنبور عسل میتواند بهعنوان یک شاخص به ما بگوید که حال طبیعت و اقلیم ما خوب است یا بد.
حتی امروزه آلودگیهای زیستمحیطی هم که به وجود میآید که ناشی از فعالیت توسعه کارخانهها یا فعالیتهای ناشی از فعالیتهای صنعتی است را اگر بخواهند بفهمند که چه اثری بر طبیعت داشته به سراغ زنبور عسل میروند.
زیرا زنبور عسل به همة محیط خود اشراف دارد و از گلهای مختلفی شهد و گرده جمع میکند و اینگونه است که این آلودگیها به کندو منتقل میشود و ما با آزمایشات و مطالعاتی که روی کندو یا عسل و یا زنبور انجام میدهیم میتوانیم بفهمیم که در طبیعت چه اتفاقی رخ میدهد و ما چه صدماتی را به طبیعت منتقل میکنیم.
یا در خصوص اینکه اگر بخواهیم بدانیم که آلودگیهای ناشی از کارخانههای تولید برق با انرژی اتمی نشتی به طبیعت دارند یا خیر از طریق بررسی مواد رادیواکتیو در عسل میتوانیم به نشت داشتن یا نداشتنشان پی ببریم. تمام این دیدگاهها میتواند درسطح آموزش و پرورش و کتب درسی از زوایای مختلف مانند ارزش غذایی عسل و یا گردهافشانی و یا ارزش دارویی میتواند به بچه ها تدریس شود.
بله برای مثال همین بحث سندروم فروپاشی کلنیهای زنبور عسل یک رفتاری در مقابل رفتار نامناسب بشر با محیط طبیعی است. اینکه زنبور فرار میکند و به کلنی خودش باز نمیگردد و گاهی میبینیم کندو خالی از جمعیت شده در عین حالی که مقدار غذا در کندو به طور عادی وجود دارد.
درباره یک چالش اصلی صنعت زنبورداری ما که حتی در زیاد شدن تلفات در سال های اخیر هم دخیل میدانند بحث مدیریت علمی است و معتقد هستند که زنبورداران ما متاسفانه بحث مدیریتشان بر زنبورستان ها یک بحث سنتی و اجدادی است و خوشبختانه قشر جوان هم وارد این کار شده اند اما قشر قدیمی تر بیشتر روش های سنتی دارند.
تجربیات زنبورداران تجربیات ارزشمندی است اما در کنار تجربه علم و دانش روز هم بسیار مهم است و این نقطه ضعفی است که جامعه زنبورداری ما با آن مواجه است و به این تجربیات بیشتر از علم روز اهمیت میدهد ما باید هم بار تجربیات را داشته باشیم و هم بار دانش و تجربیات و علم روز را.و به جامعه زنبورداری ما از این بابت مقداری انتقاد وارد است.
دنیا این مسئله را به این شکل حل کرده که اتحادیه ها و تعاونی های زنبورداری در دنیا ارتباط منسجم و تعریف شده ای را با مراکز علمی دارند و در جلسه های هیئت مدیره هایشان و در تصمیم گیری هایشان حتما از افراد صاحب نظر دعوت میکنند که از دانش آن ها بهره مند شوند. در برخی سمینارها با دعوت صاحب نظران با آنها تبادل نظر میکنند و نظراتشان را به همدیگر منتقل میکنند.
در بحث بیماریهای نبور عسل یک نکته شیوع در جهان است و نکته دیگر تجربیات میدانی زنبورداران که به محققان کمک می کند. پیشنهاد من این است که تعاونی ها و اتحادیه ها در صنف زنبورداری این ارتباط را برقرار کنند یعنی از افراد صاحب نظر بخواهند که در مجامع اینها حضور پیدا کنند و جلسات هم اندیشی و تجربی برقرار شود.
از نظرات آن ها به صورتهای مختلف بهره مند بشوند. یک سری از مسائل حاشیهای در مجامع در حال پررنگ شدن است یعنی ضوابط های غیرسازنده و منافع شخصی باعث میشود که گاهی از مسیر اصلی خارج شویم.
هیئت مدیره ها و جوامع باید کسانی را انتخاب کنند که افراد علمی باشند و به دور از منافع شخصی پیش بروند تا این صنعت رشد پیدا کند. بحث مدیریت علمی یکی از ارکانش بحث مدیریت بهداشتی است.
در حال حاضر ما در دنیا در مصرف داروهای مختلف در صنعت زنبور عسل منسوخ شده اما متاسفانه اینجا به عنوان اصلیترین اقدام برای مقابله با بیماری ها مدنظر قرار میگیرد و داروهای مختلفی را بر حسب اینکه چه بیماری را تشخیص بدهند مثلا باکتریایی یا انگلی یا آفات باشد تنوع زیادی ازاین داروها را زنبورداران به صورت ناآگاهانه در کندوهایشان استفاده میکنند باعث مریض شدن زنبور ها و حساس شدنشان به بیماری ها میشوند.
تا حد امکان باید مقدار کمی از این داروها استفاده شود و اگر هم شد زیر نظر متخصص و در موارد کاملا ضروری استفاده شود . اگر مسائلی مانند تراکم ها یا انتخاب محل مناسب برای زنبورستان و کوچ به موقع رعایت شود خیلی از زمینه های بوجود آمدن بیماری از بین میرود.
ما باید به دو بخش توجه کنیم یکی بخش آموزش عالی است خب طبیعتاً دولت باید رشتههای تحصیلی مربوط به زنبور عسل را در دانشگاهها قرار دهد و در مقطع کارشناسی ارشد باید این رشتهها را تقویت کرد. اینها باید از سمت دولت به آنها توجهی بیشتر شود.
دانشکده دامپزشکی دنبال این است که این موضوع را بهعنوان یک رشته مصوب، به عنوان یک رشته دکترای صنعت زنبور عسل را ایجاد کند.
البته هنوز کاری انجام نشده است ولی اقداماتی انجام میشود و همچنین در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد هم باید این دوره ها تقویت شود. اینکه فقط مراکز علمی کاربردی و یک سری از دانشگاه های آزاد این رشته ها دارند باید کمی از این حالت خارج شود و عمومیتر شود.
در قسمت ترویج زنبور عسل و فرآوردههای زنبور عسل کار بیشتری باید انجام شود؛ تابهحال کارهایی شکلگرفته ولی بیشتر از این موارد انتظار میرود؛ مثلاً به جز پیگیری مدیریت علمی و بهداشتی زنبور عسل هر قسمتش میتواند یک اصل جداگانهای برای ترویج باشد؛ ما هم اعلام آمادگی کردیم که در بحث آموزش و ترویج هرزمان که در واقع هرجایی و هر مکانی که لازم باشد حتماً خودمان و کارشناسان خوبی که هستند میتوانند مشارکت کنند و مسئولیت خودشان را انجام دهند./

































